تفسیر حکمت 299
وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّى أُصَلِّيَ رَکْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ آللّهَ آلْعَافِيَةَ.
ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
گناهى که پس از آن به اندازه دو رکعت نماز مهلت برايم باشد مرا نگران نمى کند چرا که (در اين نماز يا پس از آن، عفو و) عافيت را از خدا مى طلبم (و توبه مى کنم).
گناهى که پس از آن به اندازه دو رکعت نماز مهلت برايم باشد مرا نگران نمى کند چرا که (در اين نماز يا پس از آن، عفو و) عافيت را از خدا مى طلبم (و توبه مى کنم).
شرح و تفسیر
راه و روش توبه
حضرت على (عليه السلام) راه نجات از گناه را در اين گفتار حکيمانه خود نشان مى دهد، مى فرمايد: «گناهى که بعد از آن مهلت دو رکعت نماز داشته باشم مرا نگران و غمگين نمى کند چرا که (در اين نماز يا بعد از آن، عفو و) عافيت را از خدا مى طلبم (و توبه مى کنم)»؛ (مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّى أُصَلِّيَ رَکْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ آللّهَ آلْعَافِيَةَ).
جمله «مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ» به معناى بى اهميت شمردن گناه نيست، بلکه به معناى اندوهگين و نگران نشدن است، چرا که انسان راه توبه را از طريق نماز باز مى کند. به هر حال اين کلام شريف، تشويق به گناه نيست، بلکه تشويق به توبه است به اين شکل که هشدار مى دهد هر لحظه ممکن است مرگ انسان فرابرسد خواه عوامل درونى وجود او از قبيل سکته ها و مرگ ناگهانى باعث شود و يا عوامل برونى و حوادث گوناگونى که در يک لحظه به عمر انسان پايان مى دهد، بنابراين انسان نبايد مهلتى را که براى دو رکعت نماز و توبه در پيشگاه خدا دارد از دست بدهد و بايد فورآ شيطان را از خود دور سازد و به درگاه خدا روى آورد و با تعظيم و خضوع و اقرار به گناه و اظهار ندامت، عفو و آمرزش را طلب کند.
اين احتمال نيز در تفسير کلام مورد بحث داده شده که منظور امام (عليه السلام) اين است: هرگاه انسان بعد از گناه، نماز بخواند، از باب (إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ) چنين نمازى آثار گناه را از نامه اعمال او و روح و جانش محو مى کند. البته جمع ميان هر دو تفسير نيز مانعى ندارد.
همان گونه که در بحث سند اين گفتار حکمت آميز گفته شد، جمله «وَ أَسْأَلَ آللّهَ آلْعَافِيَةَ» در غالب نسخ نهج البلاغه نيامده است؛ ولى در نسخه ابن ابى الحديد و صبحى صالح ذکر شده و مفهومش اين است که از خدا عافيت از آلوده شدن به گناه در آينده و نيز عافيت از عذاب الهى براى گذشته را تقاضا مى کنم. اين جمله مى تواند اشاره اى به اين مطلب باشد که انسان بعد از آلودگى به گناه و توبه، مراقبت کند که در آينده آلوده گناه نشود و عافيت در برابر آن داشته باشد، زيرا مطابق حديث معروفى که از اميرمؤمنان على (عليه السلام) در بحارالانوار آمده، ترک گناه آسان تر از درخواست توبه است (تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ). نکته
حقيقت توبه و تأخير نينداختن آن
توبه، درى از درهاى مهم رحمت الهى است که به روى بندگان خطاکار گشوده شده است و اگر اين باب رحمت گشوده نمى شد، گنهکاران در يأس و نوميدى و سپس گناه بيشتر فرو مى رفتند. بايد توجه داشت که توبه شامل حال همه حتى انبيا و اوليا مى شود؛ ولى هرکدام توبه خاص خود را دارند.
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «التَّوْبَةُ حَبْلُ اللَّهِ وَ مَدَدُ عِنَايَتِهِ وَ لابُدَّ لِلْعَبْدِ مِنْ مُدَاوَمَةِ التَّوْبَةِ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ کُلُّ فِرْقَةٍ مِنَ الْعِبَادِ لَهُمْ تَوْبَةٌ فَتَوْبَةُ الأَنْبِيَاءِ مِنِ اضْطِرَابِ السِّرِّ وَ تَوْبَةُ الأَصْفِيَاءِ مِنَ التَّنَفُّسِ وَ تَوْبَةُ الأَوْلِيَاءِ مِنْ تَلْوِينِ الْخَطَرَاتِ وَ تَوْبَةُ الْخَاصِّ مِنَ الإِشْتِغَالِ بِغَيْرِ اللَّهِ وَ تَوْبَةُ الْعَامِّ مِنَ الذُّنُوبِ؛ توبه ريسمان الهى و امداد عنايت اوست و لازم است بندگان پيوسته و در هر حال به سراغ توبه بروند. ولى هر گروهى از بندگان، توبه خاص خود را دارند. توبه پيامبران از اضطراب درون آن هاست و توبه برگزيدگان از نَفَسى است که به غير ياد خدا مى کشند و توبه اولياء از خطرات رنگارنگى است که در برابر آن ها ظاهر مى شود و توبه خواص از اشتغال به غير خداست و توبه عوام از گناهان است».
توبه به اندازه اى داراى اهميت است که امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد: «لا وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ النَّاسِ إِلاَّ خَصْلَتَيْنِ أَنْ يُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَيَزِيدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَيَغْفِرَهَا لَهُمْ؛ نه، به خدا قسم! خداوند از بندگانش جز دو چيز نخواسته است: نخست اين که به نعمت هاى او اقرار کنند (و شکر نعمت به جاى آورند) تا بر آن ها بيفزايد. ديگر اين که به گناهانشان اعتراف (و از آن ها توبه) کنند تا آن ها را بر آنان ببخشد».
از جمله مسائلى که درباره آن هشدار داده شده تسويف و تاخير توبه است، چرا که اگر انسان در آستانه رفتن از اين جهان قرار گيرد يا نشانه هاى عذاب الهى ظاهر شود، درهاى توبه بسته خواهد شد، از اين رو اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «إِنْ قَارَفْتَ سَيِّئَةً فَعَجِّلْ مَحْوَهَا بِالتَّوْبَةِ؛ اگر مرتکب گناه شدى هر چه زودتر آن را با آب توبه بشوى».
حضرت على (عليه السلام) راه نجات از گناه را در اين گفتار حکيمانه خود نشان مى دهد، مى فرمايد: «گناهى که بعد از آن مهلت دو رکعت نماز داشته باشم مرا نگران و غمگين نمى کند چرا که (در اين نماز يا بعد از آن، عفو و) عافيت را از خدا مى طلبم (و توبه مى کنم)»؛ (مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّى أُصَلِّيَ رَکْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ آللّهَ آلْعَافِيَةَ).
جمله «مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ» به معناى بى اهميت شمردن گناه نيست، بلکه به معناى اندوهگين و نگران نشدن است، چرا که انسان راه توبه را از طريق نماز باز مى کند. به هر حال اين کلام شريف، تشويق به گناه نيست، بلکه تشويق به توبه است به اين شکل که هشدار مى دهد هر لحظه ممکن است مرگ انسان فرابرسد خواه عوامل درونى وجود او از قبيل سکته ها و مرگ ناگهانى باعث شود و يا عوامل برونى و حوادث گوناگونى که در يک لحظه به عمر انسان پايان مى دهد، بنابراين انسان نبايد مهلتى را که براى دو رکعت نماز و توبه در پيشگاه خدا دارد از دست بدهد و بايد فورآ شيطان را از خود دور سازد و به درگاه خدا روى آورد و با تعظيم و خضوع و اقرار به گناه و اظهار ندامت، عفو و آمرزش را طلب کند.
اين احتمال نيز در تفسير کلام مورد بحث داده شده که منظور امام (عليه السلام) اين است: هرگاه انسان بعد از گناه، نماز بخواند، از باب (إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ) چنين نمازى آثار گناه را از نامه اعمال او و روح و جانش محو مى کند. البته جمع ميان هر دو تفسير نيز مانعى ندارد.
همان گونه که در بحث سند اين گفتار حکمت آميز گفته شد، جمله «وَ أَسْأَلَ آللّهَ آلْعَافِيَةَ» در غالب نسخ نهج البلاغه نيامده است؛ ولى در نسخه ابن ابى الحديد و صبحى صالح ذکر شده و مفهومش اين است که از خدا عافيت از آلوده شدن به گناه در آينده و نيز عافيت از عذاب الهى براى گذشته را تقاضا مى کنم. اين جمله مى تواند اشاره اى به اين مطلب باشد که انسان بعد از آلودگى به گناه و توبه، مراقبت کند که در آينده آلوده گناه نشود و عافيت در برابر آن داشته باشد، زيرا مطابق حديث معروفى که از اميرمؤمنان على (عليه السلام) در بحارالانوار آمده، ترک گناه آسان تر از درخواست توبه است (تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ). نکته
حقيقت توبه و تأخير نينداختن آن
توبه، درى از درهاى مهم رحمت الهى است که به روى بندگان خطاکار گشوده شده است و اگر اين باب رحمت گشوده نمى شد، گنهکاران در يأس و نوميدى و سپس گناه بيشتر فرو مى رفتند. بايد توجه داشت که توبه شامل حال همه حتى انبيا و اوليا مى شود؛ ولى هرکدام توبه خاص خود را دارند.
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «التَّوْبَةُ حَبْلُ اللَّهِ وَ مَدَدُ عِنَايَتِهِ وَ لابُدَّ لِلْعَبْدِ مِنْ مُدَاوَمَةِ التَّوْبَةِ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ کُلُّ فِرْقَةٍ مِنَ الْعِبَادِ لَهُمْ تَوْبَةٌ فَتَوْبَةُ الأَنْبِيَاءِ مِنِ اضْطِرَابِ السِّرِّ وَ تَوْبَةُ الأَصْفِيَاءِ مِنَ التَّنَفُّسِ وَ تَوْبَةُ الأَوْلِيَاءِ مِنْ تَلْوِينِ الْخَطَرَاتِ وَ تَوْبَةُ الْخَاصِّ مِنَ الإِشْتِغَالِ بِغَيْرِ اللَّهِ وَ تَوْبَةُ الْعَامِّ مِنَ الذُّنُوبِ؛ توبه ريسمان الهى و امداد عنايت اوست و لازم است بندگان پيوسته و در هر حال به سراغ توبه بروند. ولى هر گروهى از بندگان، توبه خاص خود را دارند. توبه پيامبران از اضطراب درون آن هاست و توبه برگزيدگان از نَفَسى است که به غير ياد خدا مى کشند و توبه اولياء از خطرات رنگارنگى است که در برابر آن ها ظاهر مى شود و توبه خواص از اشتغال به غير خداست و توبه عوام از گناهان است».
توبه به اندازه اى داراى اهميت است که امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد: «لا وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ النَّاسِ إِلاَّ خَصْلَتَيْنِ أَنْ يُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَيَزِيدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَيَغْفِرَهَا لَهُمْ؛ نه، به خدا قسم! خداوند از بندگانش جز دو چيز نخواسته است: نخست اين که به نعمت هاى او اقرار کنند (و شکر نعمت به جاى آورند) تا بر آن ها بيفزايد. ديگر اين که به گناهانشان اعتراف (و از آن ها توبه) کنند تا آن ها را بر آنان ببخشد».
از جمله مسائلى که درباره آن هشدار داده شده تسويف و تاخير توبه است، چرا که اگر انسان در آستانه رفتن از اين جهان قرار گيرد يا نشانه هاى عذاب الهى ظاهر شود، درهاى توبه بسته خواهد شد، از اين رو اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «إِنْ قَارَفْتَ سَيِّئَةً فَعَجِّلْ مَحْوَهَا بِالتَّوْبَةِ؛ اگر مرتکب گناه شدى هر چه زودتر آن را با آب توبه بشوى».