تفسیر حکمت 310
وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
لا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ، حَتَّى يَکُونَ بِمَا فِي يَدِ آللّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ.
ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
هيچ کس در ادعاى ايمان، صادق نيست مگر اين که به آنچه نزد خداست (از پاداش هاى مادى و معنوى) نسبت به آنچه نزد خودش هست مطمئن تر باشد (تا جايى که آنچه را دارد سخاوتمندانه مى دهد تا عوضش را از خدا بگيرد).
هيچ کس در ادعاى ايمان، صادق نيست مگر اين که به آنچه نزد خداست (از پاداش هاى مادى و معنوى) نسبت به آنچه نزد خودش هست مطمئن تر باشد (تا جايى که آنچه را دارد سخاوتمندانه مى دهد تا عوضش را از خدا بگيرد).
شرح و تفسیر
از نشانه هاى اصلى ايمان
امام (عليه السلام) در اين گفتار شريف خود به يکى از نشانه هاى مهم ايمان اشاره کرده، مى فرمايد: «هيچ کس در ادعاى ايمان، صادق نيست مگر اين که به آنچه نزد خداست (از پاداش هاى مادى و معنوى) نسبت به آنچه نزد خودش مطمئن تر باشد. (تا جايى که آنچه را دارد سخاوتمندانه مى دهد تا عوضش را از خدا بگيرد)»؛ (لا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ، حَتَّى يَکُونَ بِمَا فِي يَدِ آللّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ).
اشاره به اين که خدا از يک سو رزق بندگان خود را تضمين کرده و از سوى ديگر وعده داده است که با انفاق، انسان چيزى را از دست نمى دهد، بلکه خدا پاداشى بيشتر در جنبه هاى مادى و معنوى به او مى بخشد. در آيه 268 سوره بقره مى خوانيم: (الشَّيْطَانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللهُ يَعِدُکُمْ مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَ فَضْلا وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)؛ «شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مى دهد؛ و به فحشا (و زشتى ها) امر مى کند؛ ولى خدا وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى دهد؛ و خدا قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست (به همين دليل، به وعده هاى خود وفا مى کند)».
همان گونه که در بيان اسناد اين حديث شريف اشاره شد، «مسعودى» در مروج الذهب آن را در لابه لاى حديث عبرت آموزى نقل مى کند و آن اين که شخص سائلى نزد امام اميرمؤمنان (عليه السلام) آمد و تقاضايى کرد. حضرت به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود: به مادرت بگو يک درهم به او بدهد. امام حسن (عليه السلام) عرض کرد: ما شش درهم داريم که براى خريد آرد گذاشته ايم. اميرمؤمنان فرمود: «لا يَکُونُ الْمُؤمِنُ مُؤمِنآ حَتّى يَکُونَ بِما فِي يَدِ اللهِ أوْثَقُ مِنْهُ بِما في يَدِهِ». سپس دستور داد هر شش درهم را به آن سائل بدهند. اندکى بعد اميرمؤمنان (عليه السلام) از کنار مردى مى گذشت که شترى را در معرض فروش گذاشته بود. امام (عليه السلام) آن را به صد و چهل درهم خريد و فرمود: بعد از هشت روز وجه آن را مى پردازم (و فروشنده قبول کرد). هنوز حضرت طناب آن حيوان را باز نکرده بود که مردى از آن جا گذشت در حالى که شتر، عقال شده بود و نشسته بود. به امام (عليه السلام) عرض کرد: اين شتر را چند مى فروشى؟ امام (عليه السلام) فرمود: دويست درهم. عرض کرد: خريدم. و قيمت آن را نقدآ پرداخت. امام (عليه السلام) صد و چهل درهم را به فروشنده اولى داد و شصت درهم باقى مانده را به فاطمه (عليها السلام) سپرد. فاطمه (عليها السلام) عرض کرد: از کجا اين شصت درهم فراهم شد؟ حضرت فرمود: اين تصديق چيزى است که پدرت از سوى خدا آورده است: (مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا)؛ «کسى که حسنه اى انجام دهد خداوند ده برابر به او مى دهد».
بعضى از شارحان نهج البلاغه مانند «شيخ محمد عبده» و سپس «مغنيه» در فى ظلال، اين کلام شريف را به پاداش هاى معنوى تفسير کرده و گفته اند: منظور از «بِما فِي يَدِ اللهِ» ثواب هايى است که خدا براى کار خير تعيين کرده و جمله «لا يَصْدُقُ إيمانُ عَبْدٍ» اشاره به اين است که تا انسان، ايمان به روز جزا و پاداش هاى الهى در آن روز نداشته باشد مؤمن واقعى نيست.
البته ممکن است کلام امام (عليه السلام) شامل هر دو باشد؛ هم پاداش هاى مادّى و هم پاداش هاى معنوى؛ ولى منحصر ساختن آن به پاداش هاى معنوى، افزون بر اين که با اطلاق کلام امام (عليه السلام) ناسازگار است، باحديثى که در شأن ورود اين سخن شريف آمد نيز سازگار نيست، بنابراين چه بهتر که ما معناى کلام امام (عليه السلام) را محدود به يک جنبه نکنيم و معتقد باشيم که هم جنبه هاى مادى را شامل مى شود و هم جنبه هاى معنوى را.
از جمله قرائنى که شهادت مى دهد مفهوم کلام امام (عليه السلام) اختصاص به جنبه هاى معنوى ندارد حديثى است که از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده و نويسنده کتاب مصادر، کلام اميرمؤمنان (عليه السلام) را مأخوذ از آن مى داند. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) طبق اين حديث مى فرمايد: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَکُونَ أَتْقَى النَّاسِ فَلْيَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَکُونَ أَغْنَى النَّاسِ فَلْيَکُنْ بِمَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ؛ کسى که دوست دارد پرهيزکارترين مردم باشد توکل بر خدا کند و کسى که دوست دارد غنى ترين مردم باشد، به آنچه نزد خداى متعال است نسبت به آنچه در دست خودش است، مطمئن تر باشد».
آيه شريفه اى نيز که آورديم ـ که هم وعده آمرزش مى دهد و هم وعده فضل ـ تأييد مى کند که کلام امام (عليه السلام) از نظر جهات مادى و معنوى مفهوم عامى دارد.
گفتنى است که «ما»ى موصوله در جمله «بما فى يده» مفهوم وسيعى دارد و فقط شامل اموال نيست، بلکه هرگونه امکانات را از نظر مقام و موقعيت اجتماعى و قوت و قدرت دربر مى گيرد و اعلام مى دارد که آنچه در دست داريم از اموال و ثروت ها و مقام ها و قدرت ها، نبايد بيش از آنچه نزد خداست مورد علاقه و اعتماد باشد. اگر از آن ها در راه خدا بگذريد، خداوند بهتر از آن را فراهم خواهد ساخت.
امام (عليه السلام) در اين گفتار شريف خود به يکى از نشانه هاى مهم ايمان اشاره کرده، مى فرمايد: «هيچ کس در ادعاى ايمان، صادق نيست مگر اين که به آنچه نزد خداست (از پاداش هاى مادى و معنوى) نسبت به آنچه نزد خودش مطمئن تر باشد. (تا جايى که آنچه را دارد سخاوتمندانه مى دهد تا عوضش را از خدا بگيرد)»؛ (لا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ، حَتَّى يَکُونَ بِمَا فِي يَدِ آللّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ).
اشاره به اين که خدا از يک سو رزق بندگان خود را تضمين کرده و از سوى ديگر وعده داده است که با انفاق، انسان چيزى را از دست نمى دهد، بلکه خدا پاداشى بيشتر در جنبه هاى مادى و معنوى به او مى بخشد. در آيه 268 سوره بقره مى خوانيم: (الشَّيْطَانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللهُ يَعِدُکُمْ مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَ فَضْلا وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)؛ «شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مى دهد؛ و به فحشا (و زشتى ها) امر مى کند؛ ولى خدا وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى دهد؛ و خدا قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست (به همين دليل، به وعده هاى خود وفا مى کند)».
همان گونه که در بيان اسناد اين حديث شريف اشاره شد، «مسعودى» در مروج الذهب آن را در لابه لاى حديث عبرت آموزى نقل مى کند و آن اين که شخص سائلى نزد امام اميرمؤمنان (عليه السلام) آمد و تقاضايى کرد. حضرت به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود: به مادرت بگو يک درهم به او بدهد. امام حسن (عليه السلام) عرض کرد: ما شش درهم داريم که براى خريد آرد گذاشته ايم. اميرمؤمنان فرمود: «لا يَکُونُ الْمُؤمِنُ مُؤمِنآ حَتّى يَکُونَ بِما فِي يَدِ اللهِ أوْثَقُ مِنْهُ بِما في يَدِهِ». سپس دستور داد هر شش درهم را به آن سائل بدهند. اندکى بعد اميرمؤمنان (عليه السلام) از کنار مردى مى گذشت که شترى را در معرض فروش گذاشته بود. امام (عليه السلام) آن را به صد و چهل درهم خريد و فرمود: بعد از هشت روز وجه آن را مى پردازم (و فروشنده قبول کرد). هنوز حضرت طناب آن حيوان را باز نکرده بود که مردى از آن جا گذشت در حالى که شتر، عقال شده بود و نشسته بود. به امام (عليه السلام) عرض کرد: اين شتر را چند مى فروشى؟ امام (عليه السلام) فرمود: دويست درهم. عرض کرد: خريدم. و قيمت آن را نقدآ پرداخت. امام (عليه السلام) صد و چهل درهم را به فروشنده اولى داد و شصت درهم باقى مانده را به فاطمه (عليها السلام) سپرد. فاطمه (عليها السلام) عرض کرد: از کجا اين شصت درهم فراهم شد؟ حضرت فرمود: اين تصديق چيزى است که پدرت از سوى خدا آورده است: (مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا)؛ «کسى که حسنه اى انجام دهد خداوند ده برابر به او مى دهد».
بعضى از شارحان نهج البلاغه مانند «شيخ محمد عبده» و سپس «مغنيه» در فى ظلال، اين کلام شريف را به پاداش هاى معنوى تفسير کرده و گفته اند: منظور از «بِما فِي يَدِ اللهِ» ثواب هايى است که خدا براى کار خير تعيين کرده و جمله «لا يَصْدُقُ إيمانُ عَبْدٍ» اشاره به اين است که تا انسان، ايمان به روز جزا و پاداش هاى الهى در آن روز نداشته باشد مؤمن واقعى نيست.
البته ممکن است کلام امام (عليه السلام) شامل هر دو باشد؛ هم پاداش هاى مادّى و هم پاداش هاى معنوى؛ ولى منحصر ساختن آن به پاداش هاى معنوى، افزون بر اين که با اطلاق کلام امام (عليه السلام) ناسازگار است، باحديثى که در شأن ورود اين سخن شريف آمد نيز سازگار نيست، بنابراين چه بهتر که ما معناى کلام امام (عليه السلام) را محدود به يک جنبه نکنيم و معتقد باشيم که هم جنبه هاى مادى را شامل مى شود و هم جنبه هاى معنوى را.
از جمله قرائنى که شهادت مى دهد مفهوم کلام امام (عليه السلام) اختصاص به جنبه هاى معنوى ندارد حديثى است که از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده و نويسنده کتاب مصادر، کلام اميرمؤمنان (عليه السلام) را مأخوذ از آن مى داند. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) طبق اين حديث مى فرمايد: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَکُونَ أَتْقَى النَّاسِ فَلْيَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَکُونَ أَغْنَى النَّاسِ فَلْيَکُنْ بِمَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ؛ کسى که دوست دارد پرهيزکارترين مردم باشد توکل بر خدا کند و کسى که دوست دارد غنى ترين مردم باشد، به آنچه نزد خداى متعال است نسبت به آنچه در دست خودش است، مطمئن تر باشد».
آيه شريفه اى نيز که آورديم ـ که هم وعده آمرزش مى دهد و هم وعده فضل ـ تأييد مى کند که کلام امام (عليه السلام) از نظر جهات مادى و معنوى مفهوم عامى دارد.
گفتنى است که «ما»ى موصوله در جمله «بما فى يده» مفهوم وسيعى دارد و فقط شامل اموال نيست، بلکه هرگونه امکانات را از نظر مقام و موقعيت اجتماعى و قوت و قدرت دربر مى گيرد و اعلام مى دارد که آنچه در دست داريم از اموال و ثروت ها و مقام ها و قدرت ها، نبايد بيش از آنچه نزد خداست مورد علاقه و اعتماد باشد. اگر از آن ها در راه خدا بگذريد، خداوند بهتر از آن را فراهم خواهد ساخت.
پاورقی ها
در تعدادى از نسخ اين روايت در نهج البلاغه و غير نهج البلاغه «لا يُصَدَّق» به صورت فعل مجهول از باب تفعيل آمده است و مفهومش اين است که ايمان انسان مورد قبول واقع نمى شود تا اين که به آنچه نزد خداست نسبت به آنچه نزد خودش هست مطمئن تر باشد. در حالى که در نسخ ديگرى مانند نسخه حاضر به صورت فعل معلوم ثلاثى آمده و مفهومش اين است که ايمان انسان توأم با صدق و راستى نيست مگر اين که به آنچه نزد خداست... و نسخه اول مناسب تر به نظر مى رسد.
انعام، آيه 160؛ مروج الذهب، ج 4، ص 434. همين روايت با تغييرات مختصرى در کتب ديگر آمده است. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 400، ح 5858 ؛ بحارالانوار، ج 68، ص 138، ح 22.
انعام، آيه 160؛ مروج الذهب، ج 4، ص 434. همين روايت با تغييرات مختصرى در کتب ديگر آمده است. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 400، ح 5858 ؛ بحارالانوار، ج 68، ص 138، ح 22.