تفسیر حکمت 313

وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
وَ فِي آلْقُرْآنِ نَبَأُ مَا قَبْلَکُمْ، وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ، وَ حُکْمُ مَا بَيْنَکُمْ.

ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
در قرآن، اخبار پيشينيان و حوادث آينده و حکم و دستور مربوط به شما آمده است.
شرح و تفسیر
جامعيت قرآن
اميرمؤمنان على (عليه السلام) در اين حديث شريف به اهميت و جامعيت قرآن اشاره مى کند، مى فرمايد: «در قرآن، اخبار پيشينيان و حوادث آينده وحکم و دستور مربوط به شما آمده است»؛ (وَ فِي آلْقُرْآنِ نَبَأُ مَا قَبْلَکُمْ، وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ، وَ حُکْمُ مَا بَيْنَکُمْ).
منظور از اخبار پيشينيان روشن است، زيرا بخش مهمى از قرآن مجيد، تاريخ انبيا و اقوام گذشته است؛ از آفرينش آدم تا حالات حضرت مسيح و اصحاب و يارانش، قرآن دست ما را مى گيرد و در قرون و اعصار گذشته همراه انبيا و پيغمبران و اقوام آن ها حرکت مى دهد و تلخ و شيرين زندگى آن ها را بيان مى کند و تجارب فراوان و حوادث عبرت انگيز بسيارى را که در زندگانى آن ها بوده يک جا پيش روى ما مى نهد آن گونه که گويا ما همراه آن ها بوده ايم و با آن ها مى زيسته ايم.
منظور از حوادث آينده، مسائل مربوط به قبر و برزخ و قيامت است که در جاى جاى قرآن مجيد به آن اشاره شده است به گونه اى که گويا ما آينده را ديده ايم و در آن زيسته ايم.
منظور از جمله «وَ حُکْمُ ما بَيْنَکُمْ» اين است که در قرآن به همه برنامه هاى زندگى شما اعم از واجب، حرام، مکروه، مستحب و مباح، اشارات کلى يا جزئى شده است، بنابراين قرآن کتاب جامعى است که هر چه بخواهيد در آن هست. با توجه به شأن نزولى که در حديث حارث اعور آمده بود روشن مى شود که اين سخن را امام (عليه السلام) زمانى بيان فرمود که مردم به سراغ احاديث رفته و قرآن را رها ساخته بودند. البته منظور امام (عليه السلام) رها کردن احاديث نيست، زيرا پيغمبر (صلي الله عليه و آله) در «حديث ثقلين» کتاب خدا و عترت را (عترتى که منبع اصلى احاديث رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است) با هم توصيه مى کند، بلکه منظور اين است که افراط در توجه به حديث تا آن جا که قرآن رها شود کار نکوهيده اى است.
به هر حال، مهم اين است که قرآن که نور و رحمت الهى و مايه هدايت و سعادت است در ميان مسلمانان به فراموشى سپرده نشود، مسلمانان در درجه نخست اساس کار خود را از قرآن بگيرند و سپس از سنت پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و احاديث اهل بيت (عليهم السلام) براى تشريح اين دستورات و آگاهى از جزئيات برنامه ها بهره مند شوند.
در ذيل حديث اعور پس از کلام نورانى مورد بحث جمله هايى درباره اهميت قرآن آمده که بسيار گويا و آموزنده است، «هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ ما تَرَکَهُ مِنْ جَبّارٍ إلّا قَصَمَهُ اللهُ وَ مَنِ ابْتَغَى الْهُدى مِنْ غَيْرِهِ أَضَلَّهُ اللهُ تَعالى وَ هُوَ حَبْلُ اللهِ الْمَتينُ وَ هُوَ الذِّکْرُ الْحَکيمُ وَ الصِّراطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ هُوَ الَّذي لاتَزيغُ بِهِ الاْهْواءُ وَ لاتَلْتَبِسُ بِهِ الأَلْسُنُ وَ لا يَشْبَعُ مِنْهُ الْعُلَماءُ وَ لا يَخْلِقُ عَنْ کَثْرَةِ الرَّدِّ وَ لا تَنْقَضِي عَجائِبُهُ هُوَ الَّذي لَمْ تَنْتَهِ الْجِنُّ حينَ سَمِعَتْهُ أَنْ قالُوا إِنّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ مَنْ قالَ بِهِ صَدَقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ أُجِرَ وَ مَنْ حَکَمَ بِهِ عَدَلَ وَ مَنْ دَعا إِلَيْهِ هُدِيَ إلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ؛ قرآن جدا کننده حق از باطل است و هزل و شوخى در آن راه ندارد. هر ظالمى به آن پشت کند خداوند او را دَرهم مى شکند و هر کس هدايت را از غير قرآن بخواهد خداى متعال او را گمراه مى سازد و آن، ريسمان محکم الهى است و يادآورى مستحکم و راه راست. قرآن چيزى است که اوهام و خواسته هاى انحرافى، آن را منحرف نمى کند و زبان نااهلان، آن را مشتبه نمى سازد. دانشمندان از آن سير نمى شوند و براثر کثرت تلاوت و مراجعه کهنه نمى گردد. شگفتى هاى آن پايان نمى پذيرد و اين همان چيزى است که طايفه جن هنگامى که آن را شنيدند آن را بازنگرداندند و دَرهم نپيچيدند و گفتند: ما سخن عجيبى شنيديم که همگان را به سوى رشد و تعالى هدايت مى کند. کسى که با قرآن سخن بگويد درست مى گويد و آن کس که به آن عمل کند مأجور است و کسى که مطابق آن حکم کند حکمش عادلانه و کسى که به سوى قرآن فراخواند به سوى صراط مستقيم هدايت کرده است».
درباره اهميت قرآن مجيد، هم در خود قرآن و هم در روايات اسلامى مطالب گسترده اى آمده، از جمله در نهج البلاغه در خطبه هاى فراوان، امام (عليه السلام) درباره اهميت آن سخن گفته است؛ براى نمونه، در بخش آخر خطبه 198 شرح مبسوطى که شامل 42 امتياز مهم است براى قرآن مجيد بيان مى فرمايد و همچنين در خطبه 183 و خطبه 176 و... نيز مطالب مهمى در اين زمينه آمده است.
پاورقی ها
سند گفتار حکيمانه:
مرحوم خطيب در مصادر حديثى به اين مضمون از مسعودى، صاحب مروج الذهب (متوفاى 333) نقل مى کند که روزى حارث اعور خدمت اميرمؤمنان على (عليه السلام) رسيد. عرض کرد: آيا نمى بينى اين مردم تمام توجهشان به احاديث شده و قرآن را رها کرده اند؟ امام (عليه السلام) فرمود: واقعآ چنين است؟ عرض کرد: آرى.امام (عليه السلام) فرمود: من از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم که مى فرمود: «سَتَکُونُ فِتْنَةٌ. قُلْتُ: فَمَا الْمَخْرَجُ مِنْها يارَسُولُ الله؟ قالَ: کِتابُ اللهِ فِيهِ نَبَأُ ما قَبْلَکُمْ وَ خَبَرُ ما بَعْدَکُمْ وَ حُکْمُ ما بَيْنَکُمْ...؛ به زودى فتنه اى ظاهر مى شود. عرض کردم: اى رسول خدا! راه برون رفت از آن فتنه چيست؟ فرمود: کتاب الله است که خبر پيشينيان و خبر آيندگان و حکم و دستور مربوط به شما در آن است». در ادامه اين سخن، امام (عليه السلام) مطالب فراوانى درباره اهميت قرآن بيان فرمود. سپس مرحوم خطيب مى افزايد: اين گفتار حکيمانه را فخر رازى نيزدر تفسير خود در آغاز سوره «بقره» از على (عليه السلام) نقل کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 243).
اضافه مى کنيم که همين حديث حارث اعور در سنن دارمى، ج 2، ص 435 و سنن ترمذى، ج 4، ص 245،ح 3070 آمده است و همچنين مرحوم عياشى در مقدمه تفسير خود که درباره اهميت قرآن سخن مى گويد آن را آورده است.