تفسیر حکمت 337

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
الدَّاعِي بِلاَ عَمَلٍ کَالرَّامِي بِلاَ وَتَرٍ.

ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
آن کس که مردم را (به نيکى ها) فرامى خواند؛ ولى خود به آن عمل نمى کند مانند کماندارى است که با کمان بدون زه مى خواهد تيراندازى کند.
شرح و تفسیر
دعوت کننده بى عمل
بعضى از افراد مردم را به چيزى فرامى خوانند که خود عامل به آن نيستند و بدون شک دعوت آن ها بى اثر است، امام على (عليه السلام) درباره آن ها مى فرمايد: «آن کس که مردم را (به نيکى ها) فرامى خواند ولى خود به آن عمل نمى کند مانند کماندارى است که با کمان بدون زه مى خواهد تيراندازى کند»؛ (الدَّاعِي بِلاَ عَمَلٍ کَالرَّامِي بِلاَ وَتَرٍ).
مى دانيم که کمان از دو بخش اصلى تشکيل شده است: اوّل قوسى که حالت فنرى دارد. دوم زهى که دو سر قوس را به هم متصل مى کند (زه را معمولاً از روده گوسفند يا مانند آن مى ساختند و بسيار محکم بود). هنگامى که تيرانداز آماده کار مى شود ته چوبه تير را به زه تکيه مى دهد و سپس زه و چوبه را با هم به عقب مى کشد. قوس کمان جمع مى شود آن گاه آن را رها مى کند، فشار قوس کمان بر زه سبب مى شود که تير به سوى مقصد پرتاب شود. حال اگر کسى قوسى داشته باشد بدون زه آيا مى تواند تيرى پرتاب کند و به هدف بزند؟ برهمين اساس هرگاه مردم کسى را ببينند که پيوسته ديگران را به نيکى ها دعوت مى کند اما خودش عامل نيست سخن او را باور نمى کنند و هنگامى که باور نکردند عمل نمى کنند؛ اما اگر ببينند او پيش از ديگران به گفتار خود عمل مى کند يقين پيدا مى کنند که گوينده به سخن خود ايمان دارد و از دل مى گويد و لاجرم و بر دل مى نشيند، بنابراين به آن عمل مى کنند. تفسير ديگرى که براى اين حديث شريف شده اين است که منظور از «داعى» دعا کننده است و معناى جمله اين مى شود: «کسى که دعا مى کند ـ مثلاً براى فزونى روزى يا فزونى علم يا نجات در آخرت ـ ولى کارى انجام نمى دهد؛ مانند تيراندازى است که با کمان بدون زه مى خواهد تيراندازى کند».
شک نيست که دعا بسيار مؤثر است؛ اما دعا کننده بايد آنچه را که در توان دارد به کار گيرد و آنچه را که در توان ندارد از خدا بخواهد.
با توجه به اين که در بعضى از مصادر اين گفتار حکيمانه، به جاى «الداعى»، «العالم» آمده تفسير اول مناسب تر به نظر مى رسد.
آيات قرآن مجيد وروايات اسلامى نيز اين حقيقت را تأييد مى کنند که دعوت مردم به سوى نيکى ها بدون عمل کارساز نيست. در خطبه 175 اميرمؤمنان على (عليه السلام) خوانديم که فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي، وَاللَّهِ، مَا أَحُثُّکُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلاَّ وَأَسْبِقُکُمْ إِلَيْهَا، وَلا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلاَّ وَأَتَنَاهَى قَبْلَکُمْ عَنْهَا؛ اى مردم! به خدا سوگند! من شما را به هيچ طاعتى ترغيب نمى کنم، مگر اين که خودم پيش از شما به آن عمل مى نمايم و شما را از هيچ معصيتى بازنمى دارم، مگر اين که خودم پيش از شما از آن دورى مى جويم».
در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «إنَّ الْعالِمَ إذا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ کَما يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفا؛ هرگاه عالم به علمش عمل نکند موعظه واندرز او از دل ها فرو مى ريزد، آن گونه که دانه هاى باران از سنگ سخت فرو مى ريزد».
قرآن مجيد نيز مى فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتآ عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ)؛ «اى کسانى که ايمان آورده ايد! چرا سخنى مى گوييد که عمل نمى کنيد؟! * نزد خدا بسيار موجب خشم است که سخنى بگوييد که عمل نمى کنيد!».
اين ها در صورتى است که داعى را به معناى دعوت کننده به نيکى ها بدانيم؛ واگر به معناى دعا باشد آن نيز با روايات اسلامى هماهنگ است.
در حديث پرمعنايى که علامه مجلسى؛ آن را در بحارالانوار از کتاب دعوات راوندى نقل کرده مى خوانيم که امام صادق (عليه السلام) فرمود: «أَرْبَعٌ لا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاءٌ: رَجُلٌ جَالِسٌ فِي بَيْتِهِ يَقُولُ: يَا رَبِّ ارْزُقْنِي فَيَقُولُ لَهُ: أَ لَمْ آمُرْکَ بِالطَّلَبِ، وَرَجُلٌ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ قَدْ غَالَبَهَا (فدعا عليها) فَيَقُولُ: أَلَمْ أَجْعَلْ أَمْرَهَا بِيَدِکَ، وَرَجُلٌ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ فَيَقُولُ: يَا رَبِّ ارْزُقْنِي فَيَقُولُ لَهُ: أَلَمْ آمُرْکَ بِالْإِقْتِصَادِ أَلَمْ آمُرْکَ بِالْإِصْلاحِ ثُمَّ قَرَأَ (وَالَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَکانَ بَيْنَ ذلِکَ قَواماً) وَرَجُلٌ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَدَانَهُ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ فَيَقُولُ: أَلَمْ آمُرْکَ بِالشَّهَادَةِ؛ چهار گروه اند که دعاى آن ها مستجاب نمى شود: (نخست) کسى که در خانه اش نشسته (و دنبال تلاش براى معاش نمى رود) و عرض مى کند: پروردگارا! به من روزى ده. خدا در پاسخ او مى گويد: آيا به تو دستور نداده ام که بايد به دنبال کار و طلب روزى بروى؟، و کسى که همسرى دارد و پيوسته از دست او ناراحت است و دعا مى کند تا از شر او خلاص شود، خدا مى فرمايد: مگر به تو حق طلاق ندادم؟، و کسى که اموال (فراوانى) داشته وآن ها را بيهوده خرج کرده سپس عرضه مى دارد: خدايا! به من روزى ده. خداوند به او پاسخ مى دهد: مگر به تو دستور ميانه روى (و هزينه کردن از روى حساب و کتاب) ندادم و آيا به تو دستور ندادم که در اصلاح مال بکوشى؟ سپس امام (عليه السلام) آيه 67 سوره فرقان را تلاوت فرمود: «بندگان خدا کسانى هستند که وقتى انفاق کنند نه اسراف مى کنند و نه سختگيرى و در ميان اين دو حد اعتدالى دارند»، و کسى که اموالى داشته و آن را بدون گرفتن شاهد و گواه وام داده است (و گيرنده وام آن را انکار مى کند و او پيوسته دعا مى کند که خداوندا! به قلب او بينداز که بدهى من را بدهد) خداوند به او مى فرمايد: آيا به تو دستور ندادم که گواه بگيرى؟».
چهار موردى که در اين روايت ذکر شده همگى درواقع مثال هايى است درباره کسانى که دعا مى کنند ولى عملى را که لازم است انجام نمى دهند و بديهى است که دعا کنندگان بى عمل منحصر به اين چهار مورد نيستند.
مفهوم دعا اين است که ما حداکثر تلاش خود را براى رسيدن به مقاصد صحيح انجام دهيم و آن جا که توانايى نداريم دعا کنيم: خداوندا! حل بقيه مشکل با توست.

* * * .