تفسیر حکمت 433
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
آذْکُرُوا آنْقِطَاعَ آللَّذَّاتِ، وَ بَقَاءَ التَّبِعَاتِ.
ترجمه
به ياد داشته باشيد که لذات (معاصى به سرعت) پايان مى گيرد و تبعات و آثار سوء آن (مدتها) باقى مى ماند.
شرح و تفسیر
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به نکته قابل توجهى درباره گناهان اشاره کرده، مى فرمايد: «به ياد داشته باشيد که لذات (معاصى به سرعت) پايان مى گيرد و تبعات و آثار سوء آن باقى مى ماند»؛ (آذْکُرُوا آنْقِطَاعَ آللَّذَّاتِ، وَ بَقَاءَ التَّبِعَاتِ).
اين يک واقعيت است که معاصى و گناهان لذت بخش، لذاتى ناپايدار و زودگذر دارند؛ يک فرد شراب خوار چقدر از آنچه مى نوشد لذت مى برد و يا زناکار لذتش از اين گناه چقدر زمان مى برد؟ و اين در حالى است که آثار گناه و تبعات آن بسيار طولانى و پايدار است.
اما تبعات اخروى آن تا دامنه قيامت و در عرصه قيامت باقى و برقرار است و حتى تبعات و آثار سوء دنيوى آن نيز غالبآ طولانى است؛ شراب خوار، به خصوص با تکرار اين گناه، انواع بيمارى ها را براى خود خريدارى مى کند. افرادى را مى بينيم که چند صباحى با استعمال مواد مخدر چنان خود را اسير و ذليل مى کنند که اين ذلت و اسارت تا آخر عمر بى ثمرشان از آن ها دست بردار نيست.
شخص ظالمى ممکن است در يک لحظه مرتکب قتلى شود و لذت انتقام از مخالف خود را بچشد اما ناراحتى وجدان، يک عمر باقى است اضافه بر اين گاه زندان طويل المدتى به سبب آن دامنگيرش مى شود و عذاب الهى کشتن مومنان بى گناه طبق صريح قرآن مجيد، خلود در جهنم و عذاب جاويدان است.
بنابراين هرکس در لحظه فراهم شدن اسباب گناه بايد مراقب اين نکته باشد که لذاتش بسيار زودگذر و آثار سوئش بسيار درازمدت است.
اضافه بر همه اين ها آن گونه که از آيات و روايات اسلامى برمى آيد يکى از آثار گناهان، سلب نعمت ها و مواهب الهى است که گاه زمان هاى بسيار طولانى اين محروميت ادامه مى يابد. همان گونه که در خطبه 178 مى خوانيم: «ايمُ اللَّهِ مَا کَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلاَّ بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا؛ به خدا سوگند هرگز ملتى که در ناز و نعمت مى زيستند نعمتشان زوال نيافت مگر براثر گناهانى که مرتکب شدند. اضافه بر اين ها بسيار مى شود که براثر يک گناه لذت بخش زودگذر، ننگ و عارى بر دامان انسان مى نشيند که بعد از مرگ نيز مردم او را به زشتى ياد مى کنند».
در اشعارى که در ديوان منسوب به اميرمؤمنان على (عليه السلام) آمده است چنين مى خوانيم:
تَفْنَى اللَّذَاذَةُ مِمَّنْ نَالَ شَهْوَتَها *** مِنَ الْحَرَامِ وَ يبْقَى الْإِثْمُ وَ الْعَارُ
تَبْقَى عَوَاقِبُ سُوءٍ فِى مَغَبَّتِهَا *** لا خَيرَ فِى لَذَّةٍ مِنْ بَعْدِهَا النَّار
کسانى که به شهوت هاى نفسانى مى رسند لذاتش به زودى پايان مى گيرد لذاتى که از حرام حاصل شده ولى گناه و ننگ آن باقى مى ماند.
آرى عواقب سوء آن در پايان، مى ماند و هيچ خيرى در لذتى که بعد از آن آتش دوزخ باشد نيست.
در دعاى 31 صحيفه سجاديه (فى ذکر التوبة وطلبها) امام (عليه السلام) به پيشگاه خدا عرضه مى دارد: (من توبه مى کنم) از گناهانى که لذاتش پايان يافته و تبعاتش پيوسته دامنگير من است؛ «مِنْ ذُنُوبٍ أَدْبَرَتْ لَذَّاتُهَا فَذَهَبَتْ، وَ أَقَامَتْ تَبِعَاتُهَا فَلَزِمَتْ». شاعر عرب نيز در اين زمينه مى گويد:
ما کان ذاک العَيشُ إلّا سَکْرَةً *** رَحَلَت لَذائذُها وحَلّ خُمارُها
آن زندگى (دنيوى آلوده به گناه) چيزى جز همچون مستى از شراب نبود که لذتش پايان گرفت و خمارى آن باقى ماند.
در ضمن بايد توجه داشت که منظور امام (عليه السلام) لذات معقول و مشروع نيست چراکه در بعضى از روايات تصريح شده که بخشى از ساعات شبانه روز را براى لذت مشروع و معقول بگذاريد تا به شما براى انجام وظايف اصلى کمک کند، بلکه منظور، لذات نامشروع و نامعقول است به قرينه «وبَقاء التَّبعات» يعنى باقى ماندن آثار سوء و عقوبت هاى آنها.
روايتى که در غرر آمده است نيز اين معنا را تأييد مى کند؛ فرمود: «اذکُروا عِندَ المَعاصِى ذَهابَ اللذّاتِ وبَقاءَ التَّبَعاتِ».
شاهد ديگر باز هم حديثى است که از امام (عليه السلام) در غررالحکم نقل شده است، فرمود: «إنّ مَن فارَق التّقوى أغرى باللّذّاتِ والشّهَوات ووقَع فى تَيهِ السَّيِّئاتِ وَلَزِمَه کبيرُ التَّبَعاتِ؛ کسى که از تقوا دورى گزيند تشويق به لذات و شهوات سرکش مى شود و در بيابان گناهان سرگردان خواهد شد و آثار شوم بزرگ آن دامانش را خواهد گرفت».
* * *