تفسیر بخش دوازدهم
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ يُنْبِئْ عَنِ اللهِ سُبْحَانَهُ کَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ (صلي الله عليه و آله) فَارْضَ بِهِ رَائِداً، وَ إِلَى النَّجَاةِ قَائِداً، فَإِنِّي لَمْ آلُکَ نَصِيحَةً. وَ إِنَّکَ لَنْ تَبْلُغَ فِي النَّظَرِ لِنَفْسِکَ ـ وَ إِنِ اجْتَهَدْتَ ـ مَبْلَغَ نَظَرِي لَکَ.
ترجمه
پسرم! بدان که هيچ کس همچون پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) از خدا خبر نياورده (و احکام خدا را همانند او بيان نکرده است) بنابراين او را به عنوان رهبر خود بپذير و در طريق نجات و رستگارى، وى را قائد خويش انتخاب کن. من در دادن هيچ اندرزى به تو کوتاهى نکردم و تو هرقدر براى آگاهى از صلاح و مصلحت خويش کوشش کنى به آن اندازه که من درباره تو تشخيص داده ام نخواهى رسيد.
شرح و تفسیر
پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) را راهنماى خود قرار ده امام (عليه السلام) در اين بخش از اندرزنامه خود خطاب به فرزند عزيزش به دو نکته مهم اشاره مى کند: نخست اين که پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) بهترين پيشوا و راهنماست و ديگر اين که پدرش اميرمؤمنان از هيچ کوششى براى هدايت او فروگذار نکرده است، بنابراين بايد بر پيروى از اين دو پيشوا پافشارى کرد.
مى فرمايد: «پسرم! بدان که هيچ کس همچون پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) از خدا خبر نياورده (و احکام خدا را همانند او بيان نکرده است) بنابراين او را به عنوان رهبر خود بپذير و در طريق نجات و رستگارى، وى را قائد خويش انتخاب کن»؛ (وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ يُنْبِئْ عَنِ اللهِ سُبْحَانَهُ کَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ (صلي الله عليه و آله) فَارْضَ بِهِ رَائِداً، وَ إِلَى النَّجَاةِ قَائِداً).
اين تعبير نشان مى دهد که وحى آسمانى که بر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نازل شد سرآمد همه وحى هايى است که بر انبياى پيشين نازل شده است. در آن اعصار مطابق استعداد انسان هاى همان زمان وحى آسمانى نازل مى شد و در عصر خاتم انبيا (صلي الله عليه و آله) آخرين پيام هاى خدا بر قلب مبارکش وحى شد.
مقايسه قرآن مجيد با تورات و انجيل کنونى (هر چند دست تحريف به آن راه يافته) شاهد گوياى اين تفاوت عظيم است؛ در مورد معرفة الله و دلايل توحيد و صفات پروردگار، قرآن مجيد مطالبى دارد که در هيچ يک از کتب آسمانى ديده نمى شود حتى عشرى از اعشار آن هم وجود ندارد. در مورد مسائل مربوط به معاد که به گفته بعضى از محققان دو هزار آيه در قرآن از معاد و شاخ و برگ آن سخن مى گويد، قرآن آن قدر مطلب به ميان آورده که فراتر از آن تصور نمى شود. در مباحث اخلاقى، اجتماعى، سياسى و مسائل مربوط به حکومت و تاريخ پيشينيان، قرآن از هر نظر پربار است. به همين دليل امام (عليه السلام) مى فرمايد: احدى مانند پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) وحى آسمانى را به صورت گسترده بيان نکرده است و همين، دليلِ انتخاب او به عنوان بهترين راهنما و پيشواست.
بايد توجّه داشت که واژه «رائد» در اصل به معناى کسى است که او را براى جست وجوى مرتع (و آب) براى چهارپايان مى فرستند و هنگامى که آن را کشف کرد خبر مى دهد؛ سپس اين معنا توسعه يافته و به کسانى که امور حياتى را در اختيار انسان ها مى گذارند اطلاق شده است.
«قائد» نيز در اصل به معناى کسى است که مهار ناقه را در دست مى گيرد و آن را در مسير راهنمايى مى کند، سپس به رهبران انسانى اطلاق شده است.
امام (عليه السلام) در ادامه سخن مى افزايد: «من در دادن هيچ اندرزى به تو کوتاهى نکردم و تو هرقدر براى آگاهى از صلاح خويش کوشش کنى به آن اندازه که من درباره تو تشخيص داده ام نخواهى رسيد»؛ (فَإِنِّي لَمْ آلُکَ نَصِيحَةً. وَ إِنَّکَ لَنْ تَبْلُغَ فِي النَّظَرِ لِنَفْسِکَ ـ وَ إِنِ اجْتَهَدْتَ ـ مَبْلَغَ نَظَرِي لَکَ).
هدف امام (عليه السلام) از اين سخن آن است که فرزندش را تشويق کند به دو دليل به اين نصايح کاملاً پايبند باشد يکى اين که امام (عليه السلام) بر اثر دلسوزى و محبّت فوق العاده به او چيزى را فروگذار نکرده و ديگر اين که فرزندش تازه کار است و هرگز نمى تواند آنچه را که امام (عليه السلام) مى داند و مى بيند، بداند و ببيند، که گفته اند: آنچه را جوان در آيينه مى بيند پير در خشت خام آن بيند. .
مى فرمايد: «پسرم! بدان که هيچ کس همچون پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) از خدا خبر نياورده (و احکام خدا را همانند او بيان نکرده است) بنابراين او را به عنوان رهبر خود بپذير و در طريق نجات و رستگارى، وى را قائد خويش انتخاب کن»؛ (وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ يُنْبِئْ عَنِ اللهِ سُبْحَانَهُ کَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ (صلي الله عليه و آله) فَارْضَ بِهِ رَائِداً، وَ إِلَى النَّجَاةِ قَائِداً).
اين تعبير نشان مى دهد که وحى آسمانى که بر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نازل شد سرآمد همه وحى هايى است که بر انبياى پيشين نازل شده است. در آن اعصار مطابق استعداد انسان هاى همان زمان وحى آسمانى نازل مى شد و در عصر خاتم انبيا (صلي الله عليه و آله) آخرين پيام هاى خدا بر قلب مبارکش وحى شد.
مقايسه قرآن مجيد با تورات و انجيل کنونى (هر چند دست تحريف به آن راه يافته) شاهد گوياى اين تفاوت عظيم است؛ در مورد معرفة الله و دلايل توحيد و صفات پروردگار، قرآن مجيد مطالبى دارد که در هيچ يک از کتب آسمانى ديده نمى شود حتى عشرى از اعشار آن هم وجود ندارد. در مورد مسائل مربوط به معاد که به گفته بعضى از محققان دو هزار آيه در قرآن از معاد و شاخ و برگ آن سخن مى گويد، قرآن آن قدر مطلب به ميان آورده که فراتر از آن تصور نمى شود. در مباحث اخلاقى، اجتماعى، سياسى و مسائل مربوط به حکومت و تاريخ پيشينيان، قرآن از هر نظر پربار است. به همين دليل امام (عليه السلام) مى فرمايد: احدى مانند پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) وحى آسمانى را به صورت گسترده بيان نکرده است و همين، دليلِ انتخاب او به عنوان بهترين راهنما و پيشواست.
بايد توجّه داشت که واژه «رائد» در اصل به معناى کسى است که او را براى جست وجوى مرتع (و آب) براى چهارپايان مى فرستند و هنگامى که آن را کشف کرد خبر مى دهد؛ سپس اين معنا توسعه يافته و به کسانى که امور حياتى را در اختيار انسان ها مى گذارند اطلاق شده است.
«قائد» نيز در اصل به معناى کسى است که مهار ناقه را در دست مى گيرد و آن را در مسير راهنمايى مى کند، سپس به رهبران انسانى اطلاق شده است.
امام (عليه السلام) در ادامه سخن مى افزايد: «من در دادن هيچ اندرزى به تو کوتاهى نکردم و تو هرقدر براى آگاهى از صلاح خويش کوشش کنى به آن اندازه که من درباره تو تشخيص داده ام نخواهى رسيد»؛ (فَإِنِّي لَمْ آلُکَ نَصِيحَةً. وَ إِنَّکَ لَنْ تَبْلُغَ فِي النَّظَرِ لِنَفْسِکَ ـ وَ إِنِ اجْتَهَدْتَ ـ مَبْلَغَ نَظَرِي لَکَ).
هدف امام (عليه السلام) از اين سخن آن است که فرزندش را تشويق کند به دو دليل به اين نصايح کاملاً پايبند باشد يکى اين که امام (عليه السلام) بر اثر دلسوزى و محبّت فوق العاده به او چيزى را فروگذار نکرده و ديگر اين که فرزندش تازه کار است و هرگز نمى تواند آنچه را که امام (عليه السلام) مى داند و مى بيند، بداند و ببيند، که گفته اند: آنچه را جوان در آيينه مى بيند پير در خشت خام آن بيند. .
پاورقی ها
«رائد» از ريشه «رود» بر وزن «عود» همان گونه که در متن گفته شده در اصل به معناى تلاش و کوشش براى يافتن آب و چراگاه است سپس به هرگونه تلاش براى انجام چيزى گفته شده است. مثل معروف «اَلرّائدُ لايَکْذِبُ قَوْمَهُ؛ کسى که به دنبال چراگاه مى رود به قوم و قبيله خود دروغ نمى گويد»، ناظر به همين معناست و از آن جا که پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) براى پيروان خويش در جست وجوى سعادت بود، بر او «رائد» اطلاق شده است.
«آل» صيغه متکلم وحده، از ريشه «ألْو» بر وزن «دلو» در اصل به معناى کوتاهى کردن است و جمله «لم آلک نصيحة» به اين معناست که من در هيچ خيرخواهى و نصيحت کردنى درباره تو کوتاهى نکردم. قابل توجّه اين که اين فعل لازم است و مفعول نمى گيرد، هر چند بعضى پنداشته اند که دو مفعول دارد: ضمير خطاب در آلک مفعول اوّل و «نصيحة» مفعول دوم، در حالى که نصيحة تمييز است و ضمير خطاب محذوفى دارد و در اصل «لَمْ آلُ لَکَ» بوده است.
«آل» صيغه متکلم وحده، از ريشه «ألْو» بر وزن «دلو» در اصل به معناى کوتاهى کردن است و جمله «لم آلک نصيحة» به اين معناست که من در هيچ خيرخواهى و نصيحت کردنى درباره تو کوتاهى نکردم. قابل توجّه اين که اين فعل لازم است و مفعول نمى گيرد، هر چند بعضى پنداشته اند که دو مفعول دارد: ضمير خطاب در آلک مفعول اوّل و «نصيحة» مفعول دوم، در حالى که نصيحة تمييز است و ضمير خطاب محذوفى دارد و در اصل «لَمْ آلُ لَکَ» بوده است.