تفسیر بخش اوّل
مِنْ عَبْدِ اللهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُوْمِنِينَ إِلَى أَصْحَابِ الْخَرَاجِ:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَحْذَرْ مَا هُوَ صَائِرٌ إِلَيْهِ لَمْ يُقَدِّمْ لِنَفْسِهِ مَا يُحْرِزُهَا. وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا کُلِّفْتُمْ بِهِ يَسِيرٌ، وَأَنَّ ثَوَابَهُ کَثِيرٌ، وَلَوْ لَمْ يَکُنْ فِيمَا نَهَى اللهُ عَنْهُ مِنَ الْبَغْيِ وَالْعُدْوَانِ عِقَابٌ يُخَافُ لَکَانَ فِي ثَوَابِ اجْتِنَابِهِ مَا لا عُذْرَ فِي تَرْکِ طَلَبِهِ.
ترجمه
اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، کسى که از آنچه سرانجام به سوى آن مى رود (مرگ و قيامت) بر حذر نباشد چيزى که او را (از بلاى آن روز) مصون دارد از پيش براى خود نمى فرستد. بدانيد که آنچه به آن مکلّف شده ايد کم است امّا ثوابش بسيار است. اگر ظلم و تعدّى، که خدا از آن نهى کرده عقاب و کيفر ترس آورى نداشت، باز ثواب ترک آن به اندازه اى است که براى کسى بهانه اى در ترک آن نباشد.
شرح و تفسیر
از ظلم و ستم به مردم بپرهيزيد!
منظور از اصحاب خراج، مأموران جمع آورى خراج اراضى مفتوح العنوة است. توضيح: هنگامى که مسلمانان بر دشمنان خود پيروز مى شدند زمين هاى آن ها عملاً به ملک مسلمين درمى آمد؛ ولى غالبآ آن را در اختيار خودشان مى گذاشتند و هر سال مبلغى يا مقدارى از محصول آن اراضى را به عنوان مال الاجاره (يا ماليات) از آن ها مى گرفتند که مبلغ زياد و سنگينى نبود. اين مسئله از عصر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) با فتح خيبر آغاز شد و سپس در فتوحات ديگر اسلامى جريان يافت و قسمت عمده بيت المال در آن زمان ها از همين خراج تأمين مى شد که مبلغ قابل توجهى بود و به همه مسلمانان تعلق داشت. البته مأموران ديگرى بودند که زکات را از مسلمانان جمع آورى مى کردند که صرف نيازهاى ارتش اسلام و قضات و فقرا و نيازمندان مى شد.
امام (عليه السلام) در اين بخش از نامه خود بر چند امر تأکيد مى کند:
نخست هشدار مى دهد که زندگى خود را در جهان ديگر فراموش نکنيد وگرنه براى آن آمادگى پيدا نخواهيد کرد، مى فرمايد: «اما بعد (از حمد وثناى الهى)، کسى که از آنچه سرانجام به سوى آن مى رود (مرگ وقيامت) بر حذر نباشد چيزى که او را (از بلاى آن روز) مصون دارد از پيش براى خود نمى فرستد»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَحْذَرْ مَا هُوَ صَائِرٌ إِلَيْهِ لَمْ يُقَدِّمْ لِنَفْسِهِ مَا يُحْرِزُهَا).
اين که در روايات مى خوانيم: هوشيارترين مردم کسى است که بيش از همه به فکر مرگ باشد: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَکْيَسَکُمْ أَکْثَرُکُمْ ذِکْراً لِلْمَوْتِ» براى اين است که تا انسان در فکر سفر آخرت نباشد وسايل اين سفر پرخطر را فراهم نخواهد کرد و دست خالى با دنيا وداع مى کند.
آن گاه در دومين نکته خطاب به کارگزاران خراج مى فرمايد: «بدانيد که آنچه به آن مکلّف شده ايد کم است امّا ثوابش بسيار است»؛ (وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا کُلِّفْتُمْ بِهِ يَسِيرٌ وَأَنَّ ثَوَابَهُ کَثِيرٌ).
آيا منظور امام (عليه السلام) از اين عبارت کوشش هاى مربوط به جمع آورى خراج است يا تمام تکاليفى که انسان ها دارند؟ هر دو معنا محتمل است. البته با توجّه به اين که جمله پيشين عام بود و همه اعمال را شامل مى شد، احتمال دوم مناسب تر به نظر مى رسد و درواقع به آيات شريفه (وَمَا جَعَلَ عَلَيْکُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) و (يُريدُ اللهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِکُمُ الْعُسْر) اشاره مى کند.
آرى، خداوند جواد و کريم در مقابل اعمال کوچک ما ثواب هاى بزرگى قرار داده است.
در سومين نکته به مطلبى درباره ترک ظلم اشاره مى کند، مى فرمايد: «اگر ظلم و تعدّى، که خدا از آن نهى کرده عقاب و کيفر ترس آورى نداشت باز ثواب ترک آن به اندازه اى است که براى کسى بهانه اى در ترک آن نباشد»؛ (وَلَوْ لَمْ يَکُنْ فِيمَا نَهَى اللهُ عَنْهُ مِنَ الْبَغْيِ وَالْعُدْوَانِ عِقَابٌ يُخَافُ لَکَانَ فِي ثَوَابِ اجْتِنَابِهِ مَا لا عُذْرَ فِي تَرْکِ طَلَبِهِ).
اشاره به اين که ظلم وستم بى شک کيفر شديدى دارد؛ ولى در ترک آن ثوابِ فوق العاده اى است، بنابراين نه به دليل کيفرش، بلکه به دليل ثواب ترکش، اگر انسان آن را ترک گويد بسيار بجاست.
امام (عليه السلام) در کلمات قصار خود نيز شبيه همين معنا را با تعبير وسيع تر و جالب بيان کرده، مى فرمايد: «لَوْ لَمْ يَتَوَعَّدِ اللهُ عَلَى مَعْصِيَتِهِ لَکَانَ يَجِبُ أَلاَّ يُعْصَى شُکْراً لِنِعَمِهِ؛ اگر خداوند دربرابر عصيانش تهديد به عذاب نکرده بود باز هم واجب بود به پاس نعمت هايش نافرمانى نشود». نکته
خراج چيست؟
واژه «خراج» و «خرج» در اصل از خروج گرفته شده اند و به معناى چيزى هستند که از مال انسان يا از زمين زراعتى به دست مى آيد. بعضى واژه خراج را به معناى مال الاجاره زمين دانسته اند و راغب در کتاب مفردات خود مى گويد: خراج غالبآ به مالياتى که بر زمينِ باغ و زراعت وضع مى شود، اطلاق مى گردد و به هر حال در اصطلاح فقها به معناى مالياتى است که بر زمين هاى خراجيه، يعنى زمين هايى که با جنگ از کفّار گرفته شده بود، قرار مى دادند و گاه به ماليات زمين هاى آبادى اطلاق مى شد که جزء انفال بود. بخش اوّل به همه مسلمانان تعلّق داشت و بخش دوم به حاکم اسلامى.
در بعضى از کتب اهل سنّت آمده است که خراج در اصطلاح فقها دو معنا دارد: معناى عام و معناى خاص. خراج به معناى عام، تمام اموالى است که دولت متولى جمع آورى و صرف آن در مصارف معيّن است (تمام اقسام ماليات ها) و به معناى خاص، مالى است که حکومت اسلامى بر اراضى خراجيه قرار مى دهد و گاه نيز به مالياتى که به نام جزيه از غير مسلمانان گرفته مى شد اطلاق شده است.
درمورد مصرف خراج فقهاى ما گفته اند که بايد صرف مصالح عامه مسلمين گردد؛ مانند بناى پل ها، حفظ امنيّت جاده ها، کمک به نيازمندان، حقوق سربازان، جنگجويان، قضات و فرمانداران و ساير نيازهاى حکومتى.
البته بسيار مى شد که بخش مهمى از خراج، ميان همه مسلمانانى که در دسترس بودند در حکومت هاى عدل (مانند حکومت اميرمؤمنان على (عليه السلام)) به طور مساوى و (مانند حکومت خلفا) به صورت غير مساوى تقسيم مى شد.
دليل تساوى در تقسيم، آن است که اراضى خراجيه که خراج از آن جمع آورى مى شود ملک عموم مسلمانان است و همه به طور مساوى در آن سهيم هستند. در ضمن، منظور از تساوى، تساوى افراد ازنظر شخصيت اجتماعى شان است که فلان کس شيخ قبيله يا آدم سرشناسى است و ديگرى کارگر ساده؛ ولى ازنظر مسئوليت ها مانند قضاوت و فرماندارى و فرماندهى لشکر و امثال آن به يقين تفاوت گذاشته مى شد.
* * * .
منظور از اصحاب خراج، مأموران جمع آورى خراج اراضى مفتوح العنوة است. توضيح: هنگامى که مسلمانان بر دشمنان خود پيروز مى شدند زمين هاى آن ها عملاً به ملک مسلمين درمى آمد؛ ولى غالبآ آن را در اختيار خودشان مى گذاشتند و هر سال مبلغى يا مقدارى از محصول آن اراضى را به عنوان مال الاجاره (يا ماليات) از آن ها مى گرفتند که مبلغ زياد و سنگينى نبود. اين مسئله از عصر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) با فتح خيبر آغاز شد و سپس در فتوحات ديگر اسلامى جريان يافت و قسمت عمده بيت المال در آن زمان ها از همين خراج تأمين مى شد که مبلغ قابل توجهى بود و به همه مسلمانان تعلق داشت. البته مأموران ديگرى بودند که زکات را از مسلمانان جمع آورى مى کردند که صرف نيازهاى ارتش اسلام و قضات و فقرا و نيازمندان مى شد.
امام (عليه السلام) در اين بخش از نامه خود بر چند امر تأکيد مى کند:
نخست هشدار مى دهد که زندگى خود را در جهان ديگر فراموش نکنيد وگرنه براى آن آمادگى پيدا نخواهيد کرد، مى فرمايد: «اما بعد (از حمد وثناى الهى)، کسى که از آنچه سرانجام به سوى آن مى رود (مرگ وقيامت) بر حذر نباشد چيزى که او را (از بلاى آن روز) مصون دارد از پيش براى خود نمى فرستد»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَحْذَرْ مَا هُوَ صَائِرٌ إِلَيْهِ لَمْ يُقَدِّمْ لِنَفْسِهِ مَا يُحْرِزُهَا).
اين که در روايات مى خوانيم: هوشيارترين مردم کسى است که بيش از همه به فکر مرگ باشد: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَکْيَسَکُمْ أَکْثَرُکُمْ ذِکْراً لِلْمَوْتِ» براى اين است که تا انسان در فکر سفر آخرت نباشد وسايل اين سفر پرخطر را فراهم نخواهد کرد و دست خالى با دنيا وداع مى کند.
آن گاه در دومين نکته خطاب به کارگزاران خراج مى فرمايد: «بدانيد که آنچه به آن مکلّف شده ايد کم است امّا ثوابش بسيار است»؛ (وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا کُلِّفْتُمْ بِهِ يَسِيرٌ وَأَنَّ ثَوَابَهُ کَثِيرٌ).
آيا منظور امام (عليه السلام) از اين عبارت کوشش هاى مربوط به جمع آورى خراج است يا تمام تکاليفى که انسان ها دارند؟ هر دو معنا محتمل است. البته با توجّه به اين که جمله پيشين عام بود و همه اعمال را شامل مى شد، احتمال دوم مناسب تر به نظر مى رسد و درواقع به آيات شريفه (وَمَا جَعَلَ عَلَيْکُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) و (يُريدُ اللهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِکُمُ الْعُسْر) اشاره مى کند.
آرى، خداوند جواد و کريم در مقابل اعمال کوچک ما ثواب هاى بزرگى قرار داده است.
در سومين نکته به مطلبى درباره ترک ظلم اشاره مى کند، مى فرمايد: «اگر ظلم و تعدّى، که خدا از آن نهى کرده عقاب و کيفر ترس آورى نداشت باز ثواب ترک آن به اندازه اى است که براى کسى بهانه اى در ترک آن نباشد»؛ (وَلَوْ لَمْ يَکُنْ فِيمَا نَهَى اللهُ عَنْهُ مِنَ الْبَغْيِ وَالْعُدْوَانِ عِقَابٌ يُخَافُ لَکَانَ فِي ثَوَابِ اجْتِنَابِهِ مَا لا عُذْرَ فِي تَرْکِ طَلَبِهِ).
اشاره به اين که ظلم وستم بى شک کيفر شديدى دارد؛ ولى در ترک آن ثوابِ فوق العاده اى است، بنابراين نه به دليل کيفرش، بلکه به دليل ثواب ترکش، اگر انسان آن را ترک گويد بسيار بجاست.
امام (عليه السلام) در کلمات قصار خود نيز شبيه همين معنا را با تعبير وسيع تر و جالب بيان کرده، مى فرمايد: «لَوْ لَمْ يَتَوَعَّدِ اللهُ عَلَى مَعْصِيَتِهِ لَکَانَ يَجِبُ أَلاَّ يُعْصَى شُکْراً لِنِعَمِهِ؛ اگر خداوند دربرابر عصيانش تهديد به عذاب نکرده بود باز هم واجب بود به پاس نعمت هايش نافرمانى نشود». نکته
خراج چيست؟
واژه «خراج» و «خرج» در اصل از خروج گرفته شده اند و به معناى چيزى هستند که از مال انسان يا از زمين زراعتى به دست مى آيد. بعضى واژه خراج را به معناى مال الاجاره زمين دانسته اند و راغب در کتاب مفردات خود مى گويد: خراج غالبآ به مالياتى که بر زمينِ باغ و زراعت وضع مى شود، اطلاق مى گردد و به هر حال در اصطلاح فقها به معناى مالياتى است که بر زمين هاى خراجيه، يعنى زمين هايى که با جنگ از کفّار گرفته شده بود، قرار مى دادند و گاه به ماليات زمين هاى آبادى اطلاق مى شد که جزء انفال بود. بخش اوّل به همه مسلمانان تعلّق داشت و بخش دوم به حاکم اسلامى.
در بعضى از کتب اهل سنّت آمده است که خراج در اصطلاح فقها دو معنا دارد: معناى عام و معناى خاص. خراج به معناى عام، تمام اموالى است که دولت متولى جمع آورى و صرف آن در مصارف معيّن است (تمام اقسام ماليات ها) و به معناى خاص، مالى است که حکومت اسلامى بر اراضى خراجيه قرار مى دهد و گاه نيز به مالياتى که به نام جزيه از غير مسلمانان گرفته مى شد اطلاق شده است.
درمورد مصرف خراج فقهاى ما گفته اند که بايد صرف مصالح عامه مسلمين گردد؛ مانند بناى پل ها، حفظ امنيّت جاده ها، کمک به نيازمندان، حقوق سربازان، جنگجويان، قضات و فرمانداران و ساير نيازهاى حکومتى.
البته بسيار مى شد که بخش مهمى از خراج، ميان همه مسلمانانى که در دسترس بودند در حکومت هاى عدل (مانند حکومت اميرمؤمنان على (عليه السلام)) به طور مساوى و (مانند حکومت خلفا) به صورت غير مساوى تقسيم مى شد.
دليل تساوى در تقسيم، آن است که اراضى خراجيه که خراج از آن جمع آورى مى شود ملک عموم مسلمانان است و همه به طور مساوى در آن سهيم هستند. در ضمن، منظور از تساوى، تساوى افراد ازنظر شخصيت اجتماعى شان است که فلان کس شيخ قبيله يا آدم سرشناسى است و ديگرى کارگر ساده؛ ولى ازنظر مسئوليت ها مانند قضاوت و فرماندارى و فرماندهى لشکر و امثال آن به يقين تفاوت گذاشته مى شد.
* * * .