تفسیر نامه 76

وَمِن کتابٍ لَهُ عَليهِ السَّلامُ
لِعَبْدِ اللهِ بْنِ الْعَبّاسِ عِنْدَ اسْتِخْلافهِ ِإياهُ عَلَى الْبَصْرَةِ
سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِکَ وَمَجْلِسِکَ وَحُکْمِکَ، وَإِيَّاکَ وَالْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ. وَاعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَکَ مِنَ اللهِ يُبَاعِدُکَ مِنَ النَّارِ، وَمَا بَاعَدَکَ مِنَ اللهِ يُقَرِّبُکَ مِنَ النَّارِ.

ترجمه
از توصيه هاى امام (عليه السلام)
به عبد الله بن عباس است هنگامى که وى را به فرماندارى بصره منصوب کرد
با چهره اى باز با مردم روبرو شو، و مجلست را براى خاص و عام گشاده دار و در حکم و داورى همه را يکسان بنگر. از خشم و غضب (به شدت) برحذر باش، چراکه يکى از سبک مغزى هاى شيطانى است و بدان که آنچه تو را به خدا نزديک مى سازد از آتش جهنم دور مى کند و آنچه تو را از خدا دور مى سازد به آتش دوزخ نزديک مى کند.
شرح و تفسیر
توصيه در يک نگاه
از کتاب الامامة والسياسة استفاده مى شود که امام (عليه السلام) اين سخن را پس از پايان جنگ جمل و تسخير بصره در حالى که ابن عباس را به فرماندارى آن شهر انتخاب کرده بود به او فرمود و در مجموع به او مدارا با مردم و خويشتن دارى دربرابر ناملايمات و توجّه به خدا در هر حال را درس مى دهد.

* * * همه را با يک چشم بنگر
با توجّه به اين که اين نامه پس از پايان جنگ جمل و منصوب شدن ابن عباس به فرماندارى بصره توسط امام (عليه السلام) صادر شده و فضا فضاى عصبانيت و خشم و انتقام بوده است، امام (عليه السلام) با اين توصيه هاى دقيق و حساب شده مى خواهد آرامش را به شهر و منطقه بازگرداند و از خشونت هاى احتمالى آينده جلوگيرى کند. در اين جا سه اندرز مهم به ابن عباس مى دهد:
نخست مى فرمايد: «با چهره اى باز با مردم روبرو شو، و مجلست را براى خاص و عام گشاده دار و در حکم و داورى همه را يکسان بنگر»؛ (سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِکَ وَمَجْلِسِکَ وَحُکْمِکَ). گشاده رويى و اظهار محبّت به همه مردم رمز پيشرفت و موفقيت و سبب خاموش شدن آتش فتنه هاست. همان گونه که در حديث معروفى از رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «إنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النّاسَ بِأمْوالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِأخْلاقِکُمْ؛ شما هرگز نمى توانيد با اموال خود همه مردم را راضى کنيد (زيرا اموال شما محدود و خواسته هاى مردم نامحدود است) بنابراين آن ها را با اخلاق نيک و گشاده رويى (که سرمايه اى فناناپذير است) از خود راضى کنيد».
توسعه مجلس نيز اشاره به اين است که نبايد درِ خانه يا محل حکومتت تنها به روى گروه خاصى گشوده باشد، بلکه بايد همه مردم به ويژه مظلومان به آن راه پيدا کنند و سفره دل خود را پيش تو بگشايند.
اين سخن شبيه همان دستورى است که امام (عليه السلام) به مالک اشتر (در نامه 53) داد، فرمود: «براى کسانى که به تو نياز دارند وقتى مقرر کن که شخصاً به نياز آن ها رسيدگى کنى و يک مجلس عمومى و همگانى براى آن ها تشکيل ده (و در آن جا بنشين و مشکلات آن ها را حل کن)».
اما منظور از توسعه حکم که امام (عليه السلام) در عبارت مورد بحث به آن اشاره فرموده آن است که هرگز نبايد داورى و قضاوت تو به نفع گروه خاصى باشد، بلکه همه قشرها بايد از حکم عادلانه برخوردار باشند.
سپس به دنبال اين دستور، اندرز ديگرى مى دهد، مى فرمايد: «از خشم و غضب (به شدت) برحذر باش، چراکه يکى از سبک مغزى هاى شيطانى است»؛ (وَإِيَّاکَ وَالْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ). روشن است که صاحبان مصادر امور در جامعه با صحنه هاى مختلف روبرو مى شوند و گاه ارباب حاجت و مظلومان با خشونت با آن ها برخورد مى کنند و حتى گاهى با اهانت. فرمانداران و مديران حکومت بايد خويشتن دار باشند و دربرابر اين خشونت ها هرگز خشمگين نشوند، زيرا خشم و غضب، آن ها را از مسير حق و عدالت بيرون مى کند و ممکن است در اين حالت کارى از انسان سرزند که سال ها مايه پشيمانى شود.
ازاين رو در حديثى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْإِيمَانَ کَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ؛ غضب ايمان را فاسد مى کند همان گونه که سرکه آثار عسل را از بين مى برد».
امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد: «إِنَّ هَذَا الْغَضَبَ جَمْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تُوقَدُ فِي قَلْبِ ابْنِ آدَمَ وَإِنَّ أَحَدَکُمْ إِذَا غَضِبَ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ وَانْتَفَخَتْ أَوْدَاجُهُ وَدَخَلَ الشَّيْطَانُ فِيهِ؛ اين غضب شعله آتشى ازسوى شيطان است که در قلب فرزندان آدم زبانه مى کشد، ازاين رو هنگامى که يکى از شما غضب مى کند چشمانش سرخ و رگ هاى گردنش پرخون مى شود و شيطان داخل وجودش مى گردد».
اميرمؤمنان على (عليه السلام) در نامه اى که به حارث هَمْدانى نوشت فرمود: «وَاحْذَرِ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ جُنْدٌ عَظِيمٌ مِنْ جُنُودِ إِبْلِيسَ؛ از غضب بپرهيز که لشکر عظيمى از لشکريان ابليس است».
در غررالحکم نيز از آن حضرت آمده است: «إِيَّاکَ وَالْغَضَبَ فَأَوَّلُهُ جُنُونٌ وَآخِرُهُ نَدَمٌ؛ از خشم بپرهيز که اوّلش ديوانگى و آخرش پشيمانى است». آن گاه در سومين و آخرين اندرز مى فرمايد: «بدان که آنچه تو را به خدا نزديک مى سازد از آتش جهنم دور مى کند و آنچه تو را از خدا دور مى سازد به آتش دوزخ نزديک مى کند»؛ (وَاعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَکَ مِنَ اللهِ يُبَاعِدُکَ مِنَ النَّارِ، وَمَا بَاعَدَکَ مِنَ اللهِ يُقَرِّبُکَ مِنَ النَّارِ).
تعبيرى است بسيار جامع و جالب؛ تمام امورى که انسان را به خدا نزديک مى کند اعم از معارف، گفتار و رفتار و خواسته ها و تلاش ها و کوشش ها به يقين وى را از دوزخ دور مى سازد و به عکس، اعمال و رفتار و کردار و نياتى که انسان را از خدا دور مى کند او را به سوى جهنم مى برد. آن ها که از عذاب الهى و کيفرهاى شديد او در جهنم بيمناک اند بايد اين سخن را هميشه آويزه گوش خود کنند. به بيان ديگر تمام دعوت پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين دو جمله خلاصه مى شود: به آنچه انسان را به خدا نزديک مى کند فرمان داده است، و از آنچه او را از خدا دور مى سازد از آن نهى کرده است، لذا در خطبه مشهور حجة الوداع فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ وَاللهِ مَا مِنْ شَيْءٍ يُقَرِّبُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَيُبَاعِدُکُمْ مِنَ النَّارِ إِلاَّ وَقَدْ أَمَرْتُکُمْ بِهِ وَمَا مِنْ شَيْءٍ يُقَرِّبُکُمْ مِنَ النَّارِ وَيُبَاعِدُکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلاَّ وَقَدْ نَهَيْتُکُمْ عَنْهُ».

* * *