تفسیر نامه 79
وَمِن کتابٍ لَهُ عَليهِ السَّلامُ
لَمّا اسْتُخْلِفَ، إلَى أُمَراءِ الْأَجْنادِ
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا أَهْلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ، وَأَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْهُ.
ترجمه
از نامه هاى امام (عليه السلام)
به فرماندهان لشکر است، در آن هنگام که زمام خلافت را به دست گرفت
اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، امت هايى که پيش از شما بودند تنها دو چيز مايه هلاکت و بدبختى آن ها شد: نخست اين که مردم را از حقشان بازداشتند، ازاين رو مردم ناچار شدند حق خود را (از طريق رشوه) به دست آورند و ديگر اين که مردم را به باطل سوق دادند و آنان نيز از آن پيروى کردند.
به فرماندهان لشکر است، در آن هنگام که زمام خلافت را به دست گرفت
اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، امت هايى که پيش از شما بودند تنها دو چيز مايه هلاکت و بدبختى آن ها شد: نخست اين که مردم را از حقشان بازداشتند، ازاين رو مردم ناچار شدند حق خود را (از طريق رشوه) به دست آورند و ديگر اين که مردم را به باطل سوق دادند و آنان نيز از آن پيروى کردند.
شرح و تفسیر
نامه در يک نگاه
امام در اين نامه بسيار کوتاه و پرمعنا به عوامل هلاکت گروه هايى از اقوام پيشين اشاره مى کند که دو چيز است: بازداشتن مردم از حق و تشويق آن ها به باطل.
* * * . دو عامل بدبختى
امام (عليه السلام) در اين نامه کوتاه و پرمعنا به فرماندهان لشکرش هشدار مى دهد و عوامل زوال امت هاى پيشين را براى آن ها در دو چيز خلاصه مى کند، مى فرمايد: «اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، امت هايى که پيش از شما بودند تنها دو چيز مايه هلاکت و بدبختى آن ها شد: نخست اين که مردم را از حقشان بازداشتند، ازاين رو مردم ناچار شدند حق خود را (از طريق رشوه) به دست آورند و ديگر اين که مردم را به باطل سوق دادند و آنان نيز از آن پيروى کردند»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا أَهْلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ، وَأَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْهُ).
اشاره به اين که وقتى اميران بلاد و فرماندهان نگذارند حق مردم از طريق صحيح به آن ها برسد، مردم براى رسيدن به حق خود از طرق فاسد وارد مى شوند. در اين صورت بازار رشوه خوارى داغ مى گردد و فساد و بى اعتمادى و ظلم همه جا را فرامى گيرد و امت ها در سراشيبى سقوط وارد مى شوند.
ديگر اين که وقتى اُمرا و زمامداران براى رسيدن به اهدافشان از طريق باطل و نادرست وارد شوند مردم نيز به حکم «اَلنّاسُ عَلى دينِ مُلُوکِهِمْ» به آنان اقتدا کرده و در مسائل مربوط به رابطه آن ها با حکومت و رابطه خودشان با يکديگر به سوى باطل مى روند و تمام روابط اجتماعى شکل باطل به خود مى گيرد و از آن جا که باطل بيراهه است و انسان را به پرتگاه سوق مى دهد، جامعه رو به فنا مى رود.
اما اگر زمامداران حق را به حق دار، خواه قوى باشد يا ضعيف برسانند و براى رسيدن به اهدافشان راه صحيح پيش گيرند نه رشوه خوارى و فساد، جامعه را فرامى گيرد و نه رابطه هاى مردم با حکومت و با خودشان در مسير باطل مى افتد. جامعه نيز امن و امان مى شود و در مسير پيشرفت و ترقى قرار خواهد گرفت. نمونه اين مطلب را نه تنها در زندگانى پيشينيان همچون فراعنه و نمروديان مشاهده مى کنيم، که در اين عصر نيز همين مطلب را با چشم خود در روابط ميان کشورها ملاحظه مى کنيم.
سخن پايانى بخش نامه ها
اکنون که شرح و تفسير بخش نامه هاى امام اميرمؤمنان على (عليه السلام) پايان مى گيرد با تمام وجود خدا را شکر مى گوييم که توفيق الهى را شامل حال مجموعه ما کرد که توانستيم اين ديْن را تا بدين جا ادا کنيم. اميدواريم براى همه علاقه مندان به اسلام و مکتب اهل بيت (عليهم السلام) مفيد و سودمند باشد و خوانندگان عزيز چه ما باشيم يا نباشيم از ما ياد و در حق ما دعا کنند.
* * *
بارالها! اين خدمت ناچيز را از ما بپذير و ذخيره روز معاد قرار ده و توفيق عمل را به اين دستورات گران بها و برنامه هاى حيات بخش مولا اميرمؤمنان على (عليه السلام) به ما و ديگران مرحمت فرما «إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَبِالْإِجَابَةِ جَدِير» و در اين جا در پيشگاهت سر به سجده شکر مى گذاريم. (همه برادران در اين جا سجده شکر به جا آوردند).
امام در اين نامه بسيار کوتاه و پرمعنا به عوامل هلاکت گروه هايى از اقوام پيشين اشاره مى کند که دو چيز است: بازداشتن مردم از حق و تشويق آن ها به باطل.
* * * . دو عامل بدبختى
امام (عليه السلام) در اين نامه کوتاه و پرمعنا به فرماندهان لشکرش هشدار مى دهد و عوامل زوال امت هاى پيشين را براى آن ها در دو چيز خلاصه مى کند، مى فرمايد: «اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، امت هايى که پيش از شما بودند تنها دو چيز مايه هلاکت و بدبختى آن ها شد: نخست اين که مردم را از حقشان بازداشتند، ازاين رو مردم ناچار شدند حق خود را (از طريق رشوه) به دست آورند و ديگر اين که مردم را به باطل سوق دادند و آنان نيز از آن پيروى کردند»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا أَهْلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ، وَأَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْهُ).
اشاره به اين که وقتى اميران بلاد و فرماندهان نگذارند حق مردم از طريق صحيح به آن ها برسد، مردم براى رسيدن به حق خود از طرق فاسد وارد مى شوند. در اين صورت بازار رشوه خوارى داغ مى گردد و فساد و بى اعتمادى و ظلم همه جا را فرامى گيرد و امت ها در سراشيبى سقوط وارد مى شوند.
ديگر اين که وقتى اُمرا و زمامداران براى رسيدن به اهدافشان از طريق باطل و نادرست وارد شوند مردم نيز به حکم «اَلنّاسُ عَلى دينِ مُلُوکِهِمْ» به آنان اقتدا کرده و در مسائل مربوط به رابطه آن ها با حکومت و رابطه خودشان با يکديگر به سوى باطل مى روند و تمام روابط اجتماعى شکل باطل به خود مى گيرد و از آن جا که باطل بيراهه است و انسان را به پرتگاه سوق مى دهد، جامعه رو به فنا مى رود.
اما اگر زمامداران حق را به حق دار، خواه قوى باشد يا ضعيف برسانند و براى رسيدن به اهدافشان راه صحيح پيش گيرند نه رشوه خوارى و فساد، جامعه را فرامى گيرد و نه رابطه هاى مردم با حکومت و با خودشان در مسير باطل مى افتد. جامعه نيز امن و امان مى شود و در مسير پيشرفت و ترقى قرار خواهد گرفت. نمونه اين مطلب را نه تنها در زندگانى پيشينيان همچون فراعنه و نمروديان مشاهده مى کنيم، که در اين عصر نيز همين مطلب را با چشم خود در روابط ميان کشورها ملاحظه مى کنيم.
سخن پايانى بخش نامه ها
اکنون که شرح و تفسير بخش نامه هاى امام اميرمؤمنان على (عليه السلام) پايان مى گيرد با تمام وجود خدا را شکر مى گوييم که توفيق الهى را شامل حال مجموعه ما کرد که توانستيم اين ديْن را تا بدين جا ادا کنيم. اميدواريم براى همه علاقه مندان به اسلام و مکتب اهل بيت (عليهم السلام) مفيد و سودمند باشد و خوانندگان عزيز چه ما باشيم يا نباشيم از ما ياد و در حق ما دعا کنند.
* * *
بارالها! اين خدمت ناچيز را از ما بپذير و ذخيره روز معاد قرار ده و توفيق عمل را به اين دستورات گران بها و برنامه هاى حيات بخش مولا اميرمؤمنان على (عليه السلام) به ما و ديگران مرحمت فرما «إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَبِالْإِجَابَةِ جَدِير» و در اين جا در پيشگاهت سر به سجده شکر مى گذاريم. (همه برادران در اين جا سجده شکر به جا آوردند).