حکمت 192
شرح و تفسیر حکمت 192
خزانه دار ديگران بودن
اين کلام کوتاه و بسيار پرمعناى اميرمؤمنان (عليه السلام) به نکته اى اشاره مى کند که مردم غالبآ از آن غافل اند، مى فرمايد: «اى فرزند آدم! هر چه بيش از مقدار خوراک خود به دست آورى (و آن را ذخيره کنى) خزانه دار ديگران در آن خواهى بود»؛ (يَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ، فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِکَ).
غالب مردم حد و اندازه اى براى به دست آوردن مال و ثروت قائل نيستند و معتقدند هر چه بيشتر بهتر؛ اما هنگامى که درست دقيق مى شويم مى بينيم بهره ما از اموالمان همان است که مصرف مى کنيم؛ غذايى که مى خوريم، مايعاتى که مى نوشيم، لباسى که مى پوشيم، خانه اى که در آن زندگى مى کنيم، مرکبى که بر آن سوار مى شويم و مانند آن و در مورد بسيارى از اشخاص، اين مواد مصرفى تنها گوشه کوچکى از اموال آن ها را شامل مى شود و بقيه را ذخيره مى کنند، پيوسته در حفظ آن کوشش و از آن پاسدارى مى کنند تا سرانجام به فرزندان و دامادها و ساير بستگان خود بسپارند و با دنيايى از حسرت، چشم از آن ها بپوشند و با يک کفن بسيار کم ارزش وارد سراى ديگر شوند.
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود در شرح اين کلام نورانى داستانى از «حسن بصرى» و «عبداللّه بن اهتم» نقل مى کند، مى گويد: حسن هنگامى که عبداللّه بيمار شده بود و آخرين ساعات عمر خود را طى مى کرد به عيادت او رفت. نگاه کرد ديد عبدالله پيوسته چشمش را به صندوقى دوخته که در گوشه اى از اتاق قرار داشت، عبدالله رو به حسن بصرى کرد و گفت: در اين صندوق صد هزار(درهم) است که نه زکات آن داده شده و نه صله رحم با آن انجام شده است. حسن گفت: مادرت به عزايت بنشيند براى چه چيز آن را ذخيره کرده اى؟ گفت: براى ترس از حوادث زمان و مخالفت برادران و ظلم سلطان (براى تأمين زندگى آينده در موارد سخت اندوخته ام) اين را گفت و بعد از مدت کوتاهى از دنيا رفت.
حسن در تشييع جنازه او شرکت کرد. هنگامى که او را دفن کردند دست خود را (از نهايت تأسف) به يکديگر زد و اشاره به قبر او کرد و گفت: اين کسى است که شيطان بر او غلبه کرد، او را از حوادث زمان و ظلم سلطان و بى وفايى برادران ترساند و او و دايع الهى را براى خود ذخيره کرد سپس از اين دنيا غمگين و اندوهناک بيرون رفت، نه زکات مالش را پرداخت نه صله رحم به جاى آورد. آن گاه روى به بازماندگان کرد و گفت: اى وارثان! گوارا اين مال را بخوريد، اين مال، حلال به دست شما افتاده مراقب باشيد وبال شما نشود، اين مال کسى است که آن را جمع کرد و بخل ورزيد، بر امواج درياها سوار شد، از بيابان هاى خشک گذشت و از طريق باطل آن را اندوخت و حق آن را نپرداخت، خودش در حياتش از آن بهره نگرفت ولى ضررهاى او بعد از وفات دامن او را خواهد گرفت. آن را گردآورى کرد و محکم در صندوق نگه داشت تا روز قيامت که روز حسرت است. (سپس به حاضران گفت:) بالاترين حسرت اين است که مال خود را در ميزان اعمالِ غير خودت ببينى. تو بخل ورزيدى درباره مالى که خدا به تو روزى کرده بود و در مسير طاعتش مصرف نکردى. آن را براى ديگرى نگهدارى کردى که او در راه رضاى خداوند صرف کند. واى بر اين حسرت غير قابل جبران و رحمت ازدست رفته. گويا اين سخن را از على (عليه السلام) گرفته آن جا که نقل شده است: «سُئِلَ أميرُالْمُؤْمِنينَ: مَنْ أعْظَمُ النّاسُ حَسْرَةً؟ قالَ: مَنْ رَأى مالَهُ في ميزانِ غَيْرِهِ وَ أدْخَلَهُ اللهُ بِهِ النّارَ وَ أدْخَلَ وارِثَهُ بِهِ الْجَنَّةَ؛ از اميرمؤمنان (عليه السلام) سؤال کردند: چه کسى روز قيامت حسرتش از همه بيشتر است؟ فرمود: کسى که اموال خود را در ميزان اعمال ديگران ببيند و خدا او را به سبب آن مال وارد دوزخ کند و ديگرى را (که هيچ زحمتى براى آن نکشيده بود براى نيکوکارى اش) به سبب آن مال وارد بهشت سازد».
اين نکته شايان توجه است که مقصود امام (عليه السلام) از اين سخن آن نيست که انسان، تنها به اندازه تحصيل قوت خود تلاش و فعاليت اقتصادى داشته باشد بلکه به عکس، طبق دستورات اسلام بايد از طرق صحيح بسيار تلاش کرد ولى اموالى را که جمع آورى مى کند، اضافه آن را در راه خدا و کارهاى خير و خدمت به بندگانش صرف کند، نه اين که آن ها را ذخيره کرده و براى وارثان بگذارد و خودش هيچ بهره معنوى از آن نبرد.
قرآن مجيد نيز به همين معنا اشاره فرموده آن جا که مى گويد: (وَ يَسْأَلُونَکَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ)؛ «از تو سؤال مى کنند: چه چيز را انفاق کنند؟ به آن ها بگو: از مازاد نيازمندى هاى خود انفاق کنيد».
«عفو» در لغت معانى فراوانى دارد؛ از جمله مقدار اضافى مال و نيز بهترين قسمت مال. در حديثى از امام باقر (عليه السلام) آمده است: «الْعَفْوُ ما فَضُلَ عَنْ قُوتِ سَنَةٍ؛ عفو چيزى است که از هزينه سال اضافه بيايد».
مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از کتاب خصال از اميرمؤمنان على (عليه السلام) نقل مى کند که شخصى از حاجتمندى اش به اميرمؤمنان (عليه السلام) شکايت کرد، امام (عليه السلام) فرمود: «اعْلَمْ أنَّ کُلَّ شَيْءٍ تُصِيبُهُ مِنَ الدُّنْيا فَوْقَ قُوتِکَ فَإنَّما أنْتَ فيهِ خازِنٌ لِغَيْرِکَ؛ بدان که آنچه از دنيا بيش از مقدار هزينه خود به دست مى آورى خزانه دار ديگران در آن خواهى بود».
گويا امام (عليه السلام) مى دانست که زندگى او تأمين است و نيازى را که مطرح کرده فوق آن است، همان گونه که بسيارى از مردم به همين مصيبت گرفتارند؛ پيوسته جمع آورى کرده و به گمان خود براى روز مبادا ذخيره مى کنند در حالى که وضع کار و کسب و فعاليت اقتصادى آن ها طورى است که هرگز از آينده بدى خبر نمى دهد.
در واقع بسيارى از کسانى که به اندوختن مال روى مى آورند، نه حقوق آن را مى پردازند و نه با آن صله رحم به جاى مى آورند و نه کار نيک با آن انجام مى دهند و مى گويند: هدف ما تأمين آينده خود و فرزندان است. اين ها به رازقيت خدا سوء ظن دارند، همان گونه که در نامه مالک اشتر نيز گذشت که امام (عليه السلام) مى فرمايد : «إنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرائِزٌ شَتّى يَجْمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ؛ بخل و ترس و حرص غريزه هاى مختلفى است که ريشه همه آن ها سوءظن به خداوند است». .
اين کلام کوتاه و بسيار پرمعناى اميرمؤمنان (عليه السلام) به نکته اى اشاره مى کند که مردم غالبآ از آن غافل اند، مى فرمايد: «اى فرزند آدم! هر چه بيش از مقدار خوراک خود به دست آورى (و آن را ذخيره کنى) خزانه دار ديگران در آن خواهى بود»؛ (يَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ، فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِکَ).
غالب مردم حد و اندازه اى براى به دست آوردن مال و ثروت قائل نيستند و معتقدند هر چه بيشتر بهتر؛ اما هنگامى که درست دقيق مى شويم مى بينيم بهره ما از اموالمان همان است که مصرف مى کنيم؛ غذايى که مى خوريم، مايعاتى که مى نوشيم، لباسى که مى پوشيم، خانه اى که در آن زندگى مى کنيم، مرکبى که بر آن سوار مى شويم و مانند آن و در مورد بسيارى از اشخاص، اين مواد مصرفى تنها گوشه کوچکى از اموال آن ها را شامل مى شود و بقيه را ذخيره مى کنند، پيوسته در حفظ آن کوشش و از آن پاسدارى مى کنند تا سرانجام به فرزندان و دامادها و ساير بستگان خود بسپارند و با دنيايى از حسرت، چشم از آن ها بپوشند و با يک کفن بسيار کم ارزش وارد سراى ديگر شوند.
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود در شرح اين کلام نورانى داستانى از «حسن بصرى» و «عبداللّه بن اهتم» نقل مى کند، مى گويد: حسن هنگامى که عبداللّه بيمار شده بود و آخرين ساعات عمر خود را طى مى کرد به عيادت او رفت. نگاه کرد ديد عبدالله پيوسته چشمش را به صندوقى دوخته که در گوشه اى از اتاق قرار داشت، عبدالله رو به حسن بصرى کرد و گفت: در اين صندوق صد هزار(درهم) است که نه زکات آن داده شده و نه صله رحم با آن انجام شده است. حسن گفت: مادرت به عزايت بنشيند براى چه چيز آن را ذخيره کرده اى؟ گفت: براى ترس از حوادث زمان و مخالفت برادران و ظلم سلطان (براى تأمين زندگى آينده در موارد سخت اندوخته ام) اين را گفت و بعد از مدت کوتاهى از دنيا رفت.
حسن در تشييع جنازه او شرکت کرد. هنگامى که او را دفن کردند دست خود را (از نهايت تأسف) به يکديگر زد و اشاره به قبر او کرد و گفت: اين کسى است که شيطان بر او غلبه کرد، او را از حوادث زمان و ظلم سلطان و بى وفايى برادران ترساند و او و دايع الهى را براى خود ذخيره کرد سپس از اين دنيا غمگين و اندوهناک بيرون رفت، نه زکات مالش را پرداخت نه صله رحم به جاى آورد. آن گاه روى به بازماندگان کرد و گفت: اى وارثان! گوارا اين مال را بخوريد، اين مال، حلال به دست شما افتاده مراقب باشيد وبال شما نشود، اين مال کسى است که آن را جمع کرد و بخل ورزيد، بر امواج درياها سوار شد، از بيابان هاى خشک گذشت و از طريق باطل آن را اندوخت و حق آن را نپرداخت، خودش در حياتش از آن بهره نگرفت ولى ضررهاى او بعد از وفات دامن او را خواهد گرفت. آن را گردآورى کرد و محکم در صندوق نگه داشت تا روز قيامت که روز حسرت است. (سپس به حاضران گفت:) بالاترين حسرت اين است که مال خود را در ميزان اعمالِ غير خودت ببينى. تو بخل ورزيدى درباره مالى که خدا به تو روزى کرده بود و در مسير طاعتش مصرف نکردى. آن را براى ديگرى نگهدارى کردى که او در راه رضاى خداوند صرف کند. واى بر اين حسرت غير قابل جبران و رحمت ازدست رفته. گويا اين سخن را از على (عليه السلام) گرفته آن جا که نقل شده است: «سُئِلَ أميرُالْمُؤْمِنينَ: مَنْ أعْظَمُ النّاسُ حَسْرَةً؟ قالَ: مَنْ رَأى مالَهُ في ميزانِ غَيْرِهِ وَ أدْخَلَهُ اللهُ بِهِ النّارَ وَ أدْخَلَ وارِثَهُ بِهِ الْجَنَّةَ؛ از اميرمؤمنان (عليه السلام) سؤال کردند: چه کسى روز قيامت حسرتش از همه بيشتر است؟ فرمود: کسى که اموال خود را در ميزان اعمال ديگران ببيند و خدا او را به سبب آن مال وارد دوزخ کند و ديگرى را (که هيچ زحمتى براى آن نکشيده بود براى نيکوکارى اش) به سبب آن مال وارد بهشت سازد».
اين نکته شايان توجه است که مقصود امام (عليه السلام) از اين سخن آن نيست که انسان، تنها به اندازه تحصيل قوت خود تلاش و فعاليت اقتصادى داشته باشد بلکه به عکس، طبق دستورات اسلام بايد از طرق صحيح بسيار تلاش کرد ولى اموالى را که جمع آورى مى کند، اضافه آن را در راه خدا و کارهاى خير و خدمت به بندگانش صرف کند، نه اين که آن ها را ذخيره کرده و براى وارثان بگذارد و خودش هيچ بهره معنوى از آن نبرد.
قرآن مجيد نيز به همين معنا اشاره فرموده آن جا که مى گويد: (وَ يَسْأَلُونَکَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ)؛ «از تو سؤال مى کنند: چه چيز را انفاق کنند؟ به آن ها بگو: از مازاد نيازمندى هاى خود انفاق کنيد».
«عفو» در لغت معانى فراوانى دارد؛ از جمله مقدار اضافى مال و نيز بهترين قسمت مال. در حديثى از امام باقر (عليه السلام) آمده است: «الْعَفْوُ ما فَضُلَ عَنْ قُوتِ سَنَةٍ؛ عفو چيزى است که از هزينه سال اضافه بيايد».
مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از کتاب خصال از اميرمؤمنان على (عليه السلام) نقل مى کند که شخصى از حاجتمندى اش به اميرمؤمنان (عليه السلام) شکايت کرد، امام (عليه السلام) فرمود: «اعْلَمْ أنَّ کُلَّ شَيْءٍ تُصِيبُهُ مِنَ الدُّنْيا فَوْقَ قُوتِکَ فَإنَّما أنْتَ فيهِ خازِنٌ لِغَيْرِکَ؛ بدان که آنچه از دنيا بيش از مقدار هزينه خود به دست مى آورى خزانه دار ديگران در آن خواهى بود».
گويا امام (عليه السلام) مى دانست که زندگى او تأمين است و نيازى را که مطرح کرده فوق آن است، همان گونه که بسيارى از مردم به همين مصيبت گرفتارند؛ پيوسته جمع آورى کرده و به گمان خود براى روز مبادا ذخيره مى کنند در حالى که وضع کار و کسب و فعاليت اقتصادى آن ها طورى است که هرگز از آينده بدى خبر نمى دهد.
در واقع بسيارى از کسانى که به اندوختن مال روى مى آورند، نه حقوق آن را مى پردازند و نه با آن صله رحم به جاى مى آورند و نه کار نيک با آن انجام مى دهند و مى گويند: هدف ما تأمين آينده خود و فرزندان است. اين ها به رازقيت خدا سوء ظن دارند، همان گونه که در نامه مالک اشتر نيز گذشت که امام (عليه السلام) مى فرمايد : «إنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرائِزٌ شَتّى يَجْمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ؛ بخل و ترس و حرص غريزه هاى مختلفى است که ريشه همه آن ها سوءظن به خداوند است». .