حکمت 218

وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
حَسَدُ الصَّدِيقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ.

امام (عليه السلام) فرمود:
حسادت (به دوست) دليل بيمارى دوستى است.

شرح و تفسیر حکمت 218
دوستى ناسالم!
حضرت على (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه يکى از نشانه هاى ضعف دوستى و صداقت را بيان کرده، مى فرمايد: «حسادت (به دوست) دليل بيمارى دوستى است»؛ (حَسَدُ الصَّدِيقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ).
«سقم» (به ضم و فتح سين) به معناى بيمارى است.
روشن است که دوستى وقتى سالم و خالى از غل و غش است که انسان آنچه را که براى خود مى خواهد براى دوستش نيز بخواهد و آنچه را که براى خويش ناخوش مى دارد براى دوستش نيز ناخوش دارد و در بعضى از روايات آمده که حداقل مودت و دوستى همين است. با اين حال چگونه ممکن است دوستى با حسد جمع شود؟
حسد به معناى انتظار زوال نعمت از ديگرى است و تفاوت آن با رقابت و تنافس اين است که در رقابت، تنافس و غبطه، شخص سعى مى کند خود را به پاى ديگرى برساند بى آن که بخواهد چيزى از او کاسته شود.
دوست واقعى کسى است که خواهان پيشرفت و ترقى دوست خود باشد، هر چند تلاش کند خودش نيز به پيشرفت و ترقى برسد، بنابراين آن کس که چنين نيست دوست واقعى نيست و يا به بيان امام (عليه السلام) دوستى او گرفتار بيمارى است. در روايات اسلامى درباره اهميت دوستى و همچنين شرايط دوست خوب و نيز وظايف دوست در برابر دوست مطالب زيادى وارد شده است.
امام حسن مجتبى (عليه السلام) در وصيتى که به «جناده» (ابن ابى سفيان) در لحظات آخر عمر خويش فرمود چنين مى گويد: «فَاصْحَبْ مَنْ إِذَا صَحِبْتَهُ زَانَکَ، وَ إِذَا خَدَمْتَهُ صَانَکَ، وَ إِذَا أَرَدْتَ مِنْهُ مَعُونَةً أَعَانَکَ، وَ إِنْ قُلْتَ صَدَّقَ قَوْلَکَ، وَ إِنْ صُلْتَ شَدَّ صَوْلَکَ، وَ إِنْ مَدَدْتَ يَدَکَ بِفَضْلٍ مَدَّهَا، وَ إِنْ بَدَتْ عَنْکَ ثُلْمَةٌ سَدَّهَا، وَ إِنْ رَأَى مِنْکَ حَسَنَةً عَدَّهَا، وَ إِنْ سَأَلْتَهُ أَعْطَاکَ، وَ إِنْ سَکَتَّ عَنْهُ ابْتَدَأَکَ، وَ إِنْ نَزَلَتْ إِحْدَى الْمُلِمَّاتِ بِهِ سَاءَک؛ با کسى دوستى کن که دوستى با او زينت تو باشد و هنگامى که به او خدمت مى کنى تو را محفوظ دارد و هرگاه که از او کمکى بخواهى يارى ات کند، اگر سخنى بگويى (از روى اعتمادى که به تو دارد) گفتار تو را تصديق کند و اگر در جايى (به حق) حمله کنى تو را تقويت نمايد و اگر دست خود را براى حاجتى به سوى او دراز کنى او دستش را به سوى تو دراز کند و هرگاه نقطه ضعفى از تو ظاهر شود آن را بپوشاند و اگر کار نيکى از تو ببيند آن را بشمارد (و آشکار سازد) و اگر چيزى از او بخواهى به تو بدهد حتى اگر سکوت کنى (ولى نيازمند باشى) بدون مقدمه کمک کند و اگر مشکلى براى او پيش آيد تو را ناراحت سازد». .