حکمت 220

وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ.

امام (عليه السلام) فرمود:
داورى درباره افراد مورد اطمينان، با تکيه بر گمان، رسم عدالت نيست.

شرح و تفسیر حکمت 220
سوءظن درباره دوستان ثقه ظلم است
امام (عليه السلام) در اين کلام حکيمانه، به نکته قابل ملاحظه اى در روابط اجتماعى اشاره مى کند، مى فرمايد: «داورى درباره افراد مورد اطمينان، با تکيه بر گمان، عدالت نيست»؛ (لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ).
مى دانيم که يکى از دستورات قرآنى و روايى اين است که به مسلمانان سوء ظن نداشته باشيد. قرآن مجيد مى گويد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيرآ مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ)؛ «اى کسانى که ايمان آورده ايد! از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد، چرا که بعضى از گمان ها گناه است».
در حکمت 360 نيز بر اين معنا تأکيد شده است، آن جا که امام (عليه السلام) مى فرمايد: «لا تَظُنَّنَّ بِکَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مُحْتَمَلاً؛ هر سخنى که از دهان کسى خارج شد تا احتمال صحت در آن مى دهى حمل بر فساد مکن». دليل آن هم روشن است، زيرا سوء ظن پايه هاى اعتمادِ عمومى را که سرچشمه همکارى است متزلزل مى سازد.
حال اگر آن شخصى که انسان به او سوء ظن پيدا مى کند کسى باشد که سوابق حسنه او بر ما روشن است و در يک کلمه به تعبير امام (عليه السلام) «ثقه» محسوب شود به يقين قضاوت درباره چنين شخصى با ظن و گمانِ بدون دليل، عادلانه نيست. بعضى از شارحان نهج البلاغه اين گفتار حکيمانه را به صورت مسئله اى اصولى (اصول فقه) عنوان کرده اند و آن اين است که هرگاه مطلبى با دليل معتبر ثابت شود، عدول از آن جز با دليل معتبر جايز نيست و حديث معروف باب استصحاب: «لا تَنْقُضِ الْيَقينَ بِالشَّکِ» را اشاره به آن مى دانند.
بعضى از شارحان نيز «قضاء» را در اين جا به معناى قضاوت مصطلح؛ يعنى داورى براى فصل خصومت گرفته اند که قاضى نمى تواند در برابر شخص مورد اعتماد، با ظن و گمانش قضاوت کند.
ولى ظاهر اين است که اين حديث شريف اشاره به يک مفهوم گسترده اخلاقى است که عدالت در آن مانع از داورى با ظن و گمان درباره اشخاص مورد اعتماد مى شود.
البته افراد متهم؛ يعنى کسانى که سوء سابقه دارند يا ظاهر آن ها ظاهر قابل اعتمادى نيست از اين حکم خارج اند. البته نه به اين معنا که انسان بى دليل آن ها را متهم سازد، بلکه درباره آن ها احتياط کند. شبيه اين گفتار حکيمانه احاديث ديگرى است که با تعبيرات متفاوتى اين موضوع را دنبال مى کند. در غررالحکم از آن حضرت نقل شده که فرمود: «سُوءُ الظَّنِّ بِالْمُحْسِنِ شَرُّ الاْثْمِ وَ أقْبَحُ الظُّلْمِ؛ سوء ظن به نيکوکار بدترين گناه و زشت ترين ستم هاست».
در حديث ديگرى در همان کتاب مى خوانيم: «سُوءُ الظَّنِّ بِمَنْ لا يَخُونُ مِنَ اللُّؤْمِ؛ سوء ظن به کسى که خيانت نمى کند نشانه پستى و لئامت است».
در حديث جالب ديگرى در همان کتاب آمده است که امام (عليه السلام) مى فرمايد: «شَرُّ النّاسِ مَنْ لا يَثِقُ بِأحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لا يَثِقُ بِهِ أحَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ؛ بدترين مردم کسى است که به سبب سوء ظنى که دارد به هيچ کس اعتماد نمى کند و (نيز) هيچ کس به سبب سوء فعلش به او اعتماد ندارد».
کوتاه سخن اين که از نظر آداب اخلاقى افزون بر مباحث قضاوت و احکام اصولى هرگاه کسى به وثاقت شناخته شد، سوء ظن به او کارى ظالمانه است.