حکمت 272
شرح و تفسیر حکمت 272
مبارزه با بدعت ها
امام (عليه السلام) در اين گفتار پرمعناى خود، درباره انحرافات و بدعت هايى که بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) پيدا شده بود مى فرمايد: «اگر گام هايم در برابر اين لغزشگاه ها استوار شود امورى را تغيير خواهم داد»؛ (لَوْ قَدِ آسْتَوَتْ قَدَمَايَ مِنْ هذِهِ آلْمَدَاحِضِ لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ).
«مَداحِضْ» جمع «مِدْحَض» به معناى لغزشگاه است و ريشه اصلى آن «دَحْض» و «دُحوض» به معناى لغزش است.
مى دانيم که پس از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در زمان خلفا، انحرافى، هم در مسائل عقيدتى و هم در احکام روى داد که غالباً منشأ سياسى يا عدم آگاهى به تعليمات اسلام داشت و امام (عليه السلام) مترصد بود که مسلمانان را از آن انحرافات بازگرداند و به سوى اسلام خالص و راستين زمان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) سوق دهد؛ ولى متأسفانه جنگ هاى داخلى که يکى پس از ديگرى واقع شد و بى وفايى کوفيان و فعاليت شديد منافقان به آن حضرت مجال نمى داد. از اين رو فرمود که اگر اين لغزشگاه ها برطرف گردد و آرامش پيدا شود ـ که متأسفانه تا آخر عمر مبارک آن حضرت حاصل نشد ـ امورى را تغيير خواهم داد.
شاهد اين سخن ما خطبه اى است که حضرت ضمن آن مى فرمايد: «قَدْ عَمِلَتِ الْوُلاةُ قَبْلِي أَعْمَالاً خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) مُتَعَمِّدِينَ لِخِلافِهِ نَاقِضِينَ لِعَهْدِهِ مُغَيِّرِينِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا کَانَتْ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِي؛ زمامداران پيش از من کارهايى انجام دادند که برخلاف سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود. عامدانه راه خلاف رفتند و عهد آن حضرت را نقض کردند و سنتش را تغيير دادند و اگر من مردم را وادار به ترک آن ها کنم و آن ها را به حال اول و به همان چيزى که در عهد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود بازگردانم، لشکرم از اطراف من پراکنده مى شود تا آن جا که تنهاى تنها مى مانم و يا کمى از شيعيان من با من مى مانند».
اين بدعت ها زياد بودند که به بخشى از آن ها اشاره مى شود:
ـ تبعيض ميان عرب و عجم که در زمان عمر واقع شد و بيت المال را ميان مسلمانان يکسان تقسيم نکرد.
ـ مخالفت با حج تمتع و ازدواج موقت که در عبارت معروف از او نقل شده است: «مُتْعَتانِ کانَتا في عَهْدِ رَسُولِ اللهِ (صلي الله عليه و آله) وَ أنا أنْهى وَ أُعاقِبُ عَلَيْهِما» که با تعبيرات متفاوتى در کتب زيادى نقل شده است.
ـ خواندن نماز تراويح (نمازهاى مستحب شب ماه رمضان، به صورت جماعت، در حالى که بايد فرادى خوانده شود.
ـ گفتن «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ» در اذان صبح که به گفته ابن ابى شيبه در کتاب مصنف خود، عمر شنيد که مؤذن او به هنگام اذان صبح مى گويد: «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ»، عمر از اين جمله خوشنود شد و به مؤذن خود گفت: «أقِرّها في أذانِکَ؛ آن را در اذان (صبحِ) خود همواره بگو».
ـ همچنين حذف «حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» از اذان به بهانه اين که اگر مردم نماز را بهترين کار بشمرند ممکن است به جهاد اهميت ندهند. در روايت معروفى آمده است که عکرمه از ابن عباس سؤال کرد: چرا عمر «حَىِّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» را از اذان حذف کرد؟ ابن عباس گفت: «أرادَ عُمَرُ أنْ لا يَتَّکِلَ النّاسُ عَلَى الصَّلاةِ وَ يَدَعُوا الْجِهادَ فَلِذلِکَ حَذَفَها مِنَ الاْذانِ».
شوکانى در نيل الاوطار از کتاب الاحکام نقل مى کند: «قَدْ صَحَّ لَنا أنَّ حَىِّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ کانَتْ عَلى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ (صلي الله عليه و آله) يُؤَذَّنُ بِها وَ لَمْ تُطْرَحْ إلّا في زَمَنِ عُمَرِ؛ در روايت صحيح ثابت شده است که «حَىَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» در زمان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بود و آن را در اذان مى گفتند؛ ولى در زمان عمر آن را حذف کردند».
سپس در زمان عثمان، بدعت هاى عجيب تر ديگرى گذاشته شد که از آن جمله تقسيم بيت المال و مقام هاى حساس حکومت اسلامى در ميان خويشاوندان او و وابستگان به او بود که همين مطلب سبب شد داد و فرياد مردم به اعتراض بلند شود؛ اعتراضى که سرانجام منجر به قتل او شد.
امثال اين بدعت ها که در کتب مشروحه کلاميه آمده، فراوان است. اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى خواست پس از استقرار حکومت، تمام اين بدعت ها را حذف کند و سنت هاى عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله) را زنده سازد؛ ولى متأسفانه مشکلات داخلى کشور اسلام و جنگ ها اجازه نداد و اين افتخار بزرگ از مسلمانان سلب شد.
امام (عليه السلام) در اين گفتار پرمعناى خود، درباره انحرافات و بدعت هايى که بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) پيدا شده بود مى فرمايد: «اگر گام هايم در برابر اين لغزشگاه ها استوار شود امورى را تغيير خواهم داد»؛ (لَوْ قَدِ آسْتَوَتْ قَدَمَايَ مِنْ هذِهِ آلْمَدَاحِضِ لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ).
«مَداحِضْ» جمع «مِدْحَض» به معناى لغزشگاه است و ريشه اصلى آن «دَحْض» و «دُحوض» به معناى لغزش است.
مى دانيم که پس از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در زمان خلفا، انحرافى، هم در مسائل عقيدتى و هم در احکام روى داد که غالباً منشأ سياسى يا عدم آگاهى به تعليمات اسلام داشت و امام (عليه السلام) مترصد بود که مسلمانان را از آن انحرافات بازگرداند و به سوى اسلام خالص و راستين زمان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) سوق دهد؛ ولى متأسفانه جنگ هاى داخلى که يکى پس از ديگرى واقع شد و بى وفايى کوفيان و فعاليت شديد منافقان به آن حضرت مجال نمى داد. از اين رو فرمود که اگر اين لغزشگاه ها برطرف گردد و آرامش پيدا شود ـ که متأسفانه تا آخر عمر مبارک آن حضرت حاصل نشد ـ امورى را تغيير خواهم داد.
شاهد اين سخن ما خطبه اى است که حضرت ضمن آن مى فرمايد: «قَدْ عَمِلَتِ الْوُلاةُ قَبْلِي أَعْمَالاً خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) مُتَعَمِّدِينَ لِخِلافِهِ نَاقِضِينَ لِعَهْدِهِ مُغَيِّرِينِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا کَانَتْ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِي؛ زمامداران پيش از من کارهايى انجام دادند که برخلاف سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود. عامدانه راه خلاف رفتند و عهد آن حضرت را نقض کردند و سنتش را تغيير دادند و اگر من مردم را وادار به ترک آن ها کنم و آن ها را به حال اول و به همان چيزى که در عهد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود بازگردانم، لشکرم از اطراف من پراکنده مى شود تا آن جا که تنهاى تنها مى مانم و يا کمى از شيعيان من با من مى مانند».
اين بدعت ها زياد بودند که به بخشى از آن ها اشاره مى شود:
ـ تبعيض ميان عرب و عجم که در زمان عمر واقع شد و بيت المال را ميان مسلمانان يکسان تقسيم نکرد.
ـ مخالفت با حج تمتع و ازدواج موقت که در عبارت معروف از او نقل شده است: «مُتْعَتانِ کانَتا في عَهْدِ رَسُولِ اللهِ (صلي الله عليه و آله) وَ أنا أنْهى وَ أُعاقِبُ عَلَيْهِما» که با تعبيرات متفاوتى در کتب زيادى نقل شده است.
ـ خواندن نماز تراويح (نمازهاى مستحب شب ماه رمضان، به صورت جماعت، در حالى که بايد فرادى خوانده شود.
ـ گفتن «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ» در اذان صبح که به گفته ابن ابى شيبه در کتاب مصنف خود، عمر شنيد که مؤذن او به هنگام اذان صبح مى گويد: «الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ»، عمر از اين جمله خوشنود شد و به مؤذن خود گفت: «أقِرّها في أذانِکَ؛ آن را در اذان (صبحِ) خود همواره بگو».
ـ همچنين حذف «حَيَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» از اذان به بهانه اين که اگر مردم نماز را بهترين کار بشمرند ممکن است به جهاد اهميت ندهند. در روايت معروفى آمده است که عکرمه از ابن عباس سؤال کرد: چرا عمر «حَىِّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» را از اذان حذف کرد؟ ابن عباس گفت: «أرادَ عُمَرُ أنْ لا يَتَّکِلَ النّاسُ عَلَى الصَّلاةِ وَ يَدَعُوا الْجِهادَ فَلِذلِکَ حَذَفَها مِنَ الاْذانِ».
شوکانى در نيل الاوطار از کتاب الاحکام نقل مى کند: «قَدْ صَحَّ لَنا أنَّ حَىِّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ کانَتْ عَلى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ (صلي الله عليه و آله) يُؤَذَّنُ بِها وَ لَمْ تُطْرَحْ إلّا في زَمَنِ عُمَرِ؛ در روايت صحيح ثابت شده است که «حَىَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» در زمان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بود و آن را در اذان مى گفتند؛ ولى در زمان عمر آن را حذف کردند».
سپس در زمان عثمان، بدعت هاى عجيب تر ديگرى گذاشته شد که از آن جمله تقسيم بيت المال و مقام هاى حساس حکومت اسلامى در ميان خويشاوندان او و وابستگان به او بود که همين مطلب سبب شد داد و فرياد مردم به اعتراض بلند شود؛ اعتراضى که سرانجام منجر به قتل او شد.
امثال اين بدعت ها که در کتب مشروحه کلاميه آمده، فراوان است. اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى خواست پس از استقرار حکومت، تمام اين بدعت ها را حذف کند و سنت هاى عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله) را زنده سازد؛ ولى متأسفانه مشکلات داخلى کشور اسلام و جنگ ها اجازه نداد و اين افتخار بزرگ از مسلمانان سلب شد.