حکمت 276

وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ

آللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِي لاَمِعَةِ آلْعُيُونِ عَلاَنِيَتي، وَ تُقَبِّحَ فِيَما أُبْطِنُ لَکَ سَرِيرَتِي، مُحَافِظاً عَلى رِثَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِي بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي، فَأُبْدِي لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي، وَ أُفْضِي إِلَيْکَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِکَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِکَ.

امام (عليه السلام) عرضه مى دارد:
با رپروردگارا! به تو پناه مى برم از اين که ظاهرم را در چشم ها نيکو جلوه دهى و باطنم را در پيشگاهت زشت سازى؛ (خداوندا! چنان نباشم که) خوش بينى مردم را به خودم در آنچه تو از آن آگاهى جلب کنم (در حالى که در باطن چنين نباشم و از طريق ريا خود را در صف نيکان معرفى کنم)، ظاهر خوبم را براى مردم آشکار سازم و اعمال بدم را فقط تو بدانى، تا به بندگانت نزديک گردم و از رضا و خشنودى تو دور شوم.

شرح و تفسیر حکمت 276
از رياکارى به خدا پناه بريم
امام (عليه السلام) در اين دعاى نورانى اش در پيشگاه خدا از رياکارى به او پناه مى برد و با چند تعبير دقيق آن را بيان مى کند.
نخست عرضه مى دارد: «بار پروردگارا! به تو پناه مى برم از اين که ظاهرم را در چشم ها نيکو جلوه دهى و باطنم را در پيشگاهت زشت سازى»؛ (آللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِي لاَمِعَةِ آلْعُيُونِ عَلاَنِيَتي، وَ تُقَبِّحَ فِيَما أُبْطِنُ لَکَ سَرِيرَتِي).
«لامِعَةُ الْعُيُونِ» به اصطلاح از قبيل اضافه صفت به موصوف و به معناى «عيون لامعه» يعنى چشم هاى پرنور است؛ يعنى کار من به جايى نرسد که حتى افراد تيزبين مرا خوب پندارند در حالى که در باطن خوب نباشم.
در دومين جمله همين معنا را در قالب ديگرى آورده، عرضه مى دارد: «(خداوندا! چنان نباشم که) خوش بينى مردم را به خودم در آنچه تو از آن آگاهى جلب کنم (در حالى که در باطن چنين نباشم و از طريق ريا خود را در صف نيکان معرفى کنم)»؛ (مُحَافِظاً عَلى رِثَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِي بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي).
حضرت در سومين تعبير، همين معنا را با اشاره به ثمره نامطلوب آن بازگو کرده، عرضه مى دارد: «(چنان نباشم که) حُسن ظاهرم را براى مردم آشکار سازم و اعمال بدم را فقط به سوى تو آورم تا به اين وسيله به بندگانت نزديک شوم و از رضا و خشنودى تو دور گردم»؛ (فَأُبْدِي لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي، وَ أُفْضِي إِلَيْکَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِکَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِکَ).
روشن است که هدف رياکاران جلب توجه مردم و از اين طريق، رسيدن به منافع مادى و دنيوى است. اين يک هدف است، ولى دورى از خداوند هدف نيست بلکه غايت و نتيجه اين کار است هر چند مَجازآ در عبارتِ حضرت به شکل هدف بيان شده است.
بديهى است که اين دعا درسى است براى همه مردم نه اين که امام (عليه السلام) چنين باشد بلکه مى خواهد به طور غير مستقيم که در دل ها تأثير بيشترى دارد نتيجه رياکارى را براى همگان روشن سازد و آن را خطايى بزرگ معرفى کند که نتيجه آن، دورى از خدا و سرگردانى در وادى شرک و بت پرستى است. نکته
نکوهش شديد ريا در کتاب و سنّت
در آيات قرآن و روايات اسلامى، عمل ريايى به شدت نکوهش شده است. قرآن مجيد در آيه 264 سوره بقره مى گويد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الأَذَى کَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لاَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدآ لّاَ يَقْدِرُونَ عَلَى شَىْءٍ مِّمَّا کَسَبُوا وَ اللهُ لاَ يَهْدِى الْقَوْمَ الْکَافِرِينَ)؛ «اى کسانى که ايمان آورده ايد! بخشش هاى خود را با منّت و آزار، باطل نسازيد! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى کند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمى آورد؛ (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاک ها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آن ها از کارى که انجام داده اند چيزى به دست نمى آورند؛ و خداوند جمعيت کافران را هدايت نمى کند».
در اين آيه شريفه نکات بسيارى نهفته است: از يک سو ريا و شرک را هم رديف قرار داده و از سويى ديگر عمل ريايى را بى نتيجه و بى اثر خوانده ومسلمانان را به شدت از چنين کارى نهى کرده همان گونه که انفاق هاى توأم با منت و آزار را منفور شمرده است.
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از آينده چنين خبر مى دهد: «سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ تَخْبُثُ فِيهِ سَرَائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فِيهِ عَلانِيَتُهُمْ طَمَعاً فِي الدُّنْيَا لا يُرِيدُونَ بِهِ مَا عِنْدَ رَبِّهِمْ يَکُونُ دِينُهُمْ رِيَاءً لا يُخَالِطُهُمْ خَوْفٌ يَعُمُّهُمُ اللَّهُ بِعِقَابٍ فَيَدْعُونَهُ دُعَاءَ الْغَرِيقِ فَلا يَسْتَجِيبُ لَهُمْ؛ زمانى بر مردم فرامى رسد که باطن آن ها زشت و ظاهرشان براى طمع در دنيا زيبا مى شود. هرگز پاداش هايى را که نزد خداست طلب نمى کنند، دينشان رياسْت و خوف خدا در وجودشان نيست. در آن زمان خدا آن ها را به مجازاتى مبتلا مى سازد که حتى اگر مانند دعاى غريق (کسى که با تمام وجودش خدا را مى خواند) خدا را بخوانند دعايشان مستجاب نمى شود».
در منابع معروف حديث از جمله کتاب شريف کافى و کتاب وسائل الشيعه روايات بسيارى درباره نکوهش رياکارى وارد شده است؛ از جمله کلينى(رحمه الله) در جلد دوم کافى در حديثى از امام صادق (عليه السلام) نقل مى کند که فرمود: «کُلُّ رِيَاءٍ شِرْکٌ إِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِلنَّاسِ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى النَّاسِ وَ مَنْ عَمِلَ لِلَّهِ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ». در حديث ديگرى همان حضرت در تفسير آيه (فَمَنْ کَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحآ وَ لاَ يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدآ) «(و مفهوم شرک در آيه) مى فرمايد: «الرَّجُلُ يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الثَّوَابِ لا يَطْلُبُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِنَّمَا يَطْلُبُ تَزْکِيَةَ النَّاسِ يَشْتَهِي أَنْ يُسْمِعَ بِهِ النَّاسَ فَهَذَا الَّذِي أَشْرَکَ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ. ثُمَّ قَالَ: مَا مِنْ عَبْدٍ أَسَرَّ خَيْراً فَذَهَبَتِ الأَيَّامُ أَبَداً حَتَّى يُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ خَيْراً وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ شَرّاً فَذَهَبَتِ الْأَيَّامُ أَبَداً حَتَّى يُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ شَرّاً؛ منظور از آن کسى است که عملى داراى ثواب را انجام مى دهد؛ ولى مقصودش خدا نيست بلکه مقصودش اين است که مردم او را پاک بشمرند و پيوسته دوست دارد که مردم عمل او را بشنوند (و او را ستايش کنند) اين کسى است که براى عبادت پروردگارش شريک قرار داده است. سپس امام (عليه السلام) فرمود: هر کس کار نيکى را مخفيانه انجام دهد مدت زيادى نمى گذرد که خدا آن را ظاهر مى سازد و هيچ بنده اى نيست که امر شرى را پنهانى به جا آورد مگر اين که پس از مدتى خداوند شر آن را آشکار مى سازد». .
پاورقی ها