حکمت 293
شرح و تفسیر حکمت 293
مصاحبت با احمق!
اميرمؤمنان على (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه، از معاشرت با احمق نهى مى کند و دليل روشنى براى آن ذکر مى فرمايد: «با احمق مصاحبت نکن که کارهاى احمقانه خود را براى تو زيبا جلوه مى دهد و دوست دارد تو هم مثل او باشى»؛ (لاَ تَصْحَبِ آلْمَائِقَ فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَکَ فِعْلَهُ، وَ يَوَدٌّ أَنْ تَکُونَ مِثْلَهُ).
انسان، موجودى اجتماعى است، نه تنها به اين دليل که مدنى بالطبع است و عشق به اجتماعى بودن در نهاد او نهفته شده، بلکه به دليل نيازهاى فراوان و متنوعى که دارد و نمى تواند بدون کمک گرفتن از ديگران به آن برسد. اضافه بر همه اين ها تنهايى او را رنج مى دهد و کسل مى کند و هنگامى که در جمع دوستان است احساس آرامش مى نمايد و غالباً در مشکلات، به وسيله درد دل کردن با ديگران تسلى خاطر پيدا مى کند. در نتيجه هرگز نمى توان انسان را از زندگى اجتماعى جدا کرد. به همين دليل کسانى که مدتى طولانى در سلول هاى انفرادى زندان محبوس مى شوند به بيمارى روانى مبتلا مى گردند.
زندگى اجتماعى نيز خالى از آسيب ها نيست، زيرا اگر انسان دوستان مناسبى را براى خود انتخاب نکند چه بسا ضررهايى از دوستان متحمل شود که بيش از زيان هاى زندگى فردى است.
به همين دليل پيشوايان بزرگ دين همواره درباره اين موضوع هشدار داده و روشن ساخته اند که با چه کسانى مى توان معاشر و مصاحب شد و با چه کسانى نبايد معاشرت کرد.
يکى از مهم ترين هشدارها در روايات اسلامى درباره معاشرت با احمق است که امام (عليه السلام) در اين کلام حکيمانه به آن اشاره کرده و همگان را از مصاحبت با آن ها برحذر مى دارد. البته «مائق» به معناى کسى است که حماقت او شديد باشد. چنين کسى از کارهاى احمقانه خود لذت مى برد و سعى مى کند آن را زينت دهد و جالب معرفى کند و اصرار دارد ديگران هم مانند او باشند. از آن جا که در انسان چيزى به نام روحيه محاکات نهفته شده که مى خواهد خود را شبيه ديگران کند چه بسا همنشينى با احمق تأثير خود را بگذارد و به تدريج به سوى او گرايش پيدا کند به خصوص اگر او کارهاى احمقانه خود را تبليغ و تزئين کند.
در گفتار حکيمانه 38 امام (عليه السلام) به بُعد ديگرى از خسارات همنشينى با احمق اشاره کرده و خطاب به فرزندش امام حسن (عليه السلام) مى فرمايد: «يَا بُنَيَّ إِيَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَکَ فَيَضُرَّکَ؛ فرزندم! از دوستى با احمق برحذر باش؛ چرا که او مى خواهد به تو منفعت رساند؛ ولى زيان مى رساند (زيرا براثر حماقتش سود و زيان را تشخيص نمى دهد)».
در تأييد اين سخن در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ لَمْ يَجْتَنِبْ مُصَادَقَةَ الأَحْمَقِ أَوْشَکَ أَنْ يَتَخَلَّقَ بِأَخْلاقِهِ؛ کسى که از دوستى با احمق پرهيز نکند بيم آن مى رود که اخلاق او را بپذيرد (و مانند او شود)».
اهميت اين موضوع به اندازه اى است که حتى در بعضى از روايات از اميرمؤمنان (عليه السلام) نقل شده است که «دشمن عاقل از دوست احمق بهتر است؛ عَدُوٌّ عَاقِلٌ خَيْرٌ مِنْ صَدِيقٍ أَحْمَقَ». در حديث جامع و جالبى از امام سجاد (عليه السلام) مى خوانيم که فرزند خود امام باقر (عليه السلام) را چنين نصيحت مى فرمود: «إِيَّاکَ يَا بُنَيَّ أَنْ تُصَاحِبَ الأَحْمَقَ أَوْ تُخَالِطَهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لا تُجَادِلْهُ فَإِنَّ الأَحْمَقَ هُجْنَةٌ عِيُّ عَيَّابٌ غَائِباً کَانَ أَوْ حَاضِراً إِنْ تَکَلَّمَ فَضَحَهُ حُمْقُهُ وَ إِنْ سَکَتَ قَصَرَ بِهِ عِيُّهُ وَ إِنْ عَمِلَ أَفْسَدَ وَ إِنِ آسْتُرْعِيَ أَضَاعَ لا عِلْمُهُ مِنْ نَفْسِهِ يُغْنِيهِ وَ لا عِلْمُ غَيْرِهِ يَنْفَعُهُ وَ لا يُطِيعُ نَاصِحَهُ وَ لا يَسْتَرِيحُ مُقَارِنُهُ تَوَدُّ أُمُّهُ ثَکْلَتَهُ وَ امْرَأَتُهُ أَنَّهَا فَقَدَتْهُ وَ جَارُهُ بُعْدَ دَارِهِ وَ جَلِيسُهُ الْوَحْدَةَ مِنْ مُجَالَسَتِهِ إِنْ کَانَ أَصْغَرَ مَنْ فِي الْمَجْلِسِ أَعْيَا مَنْ فَوْقَهُ وَ إِنْ کَانَ أَکْبَرَهُمْ أَفْسَدَ مَنْ دُونَهُ؛ فرزندم! از همنشينى و معاشرت با احمق بپرهيز و از او دورى کن و با او گفت وگو نکن، زيرا احمق، آدم پست و فرومايه اى است؛ خواه غايب باشد يا ظاهر. اگر سخن بگويد حماقتش او را رسوا مى کند و اگر سکوت کند ناتوانى اش ضعف او را آشکار مى سازد و اگر کارى انجام دهد خراب مى کند، اگر مسئوليتى به عهده او بيندازند ضايع مى سازد. نه علم خودش او را بى نياز مى کند و نه علم ديگران به حال او سودى دارد. به سخن خيرخواه خود گوش نمى کند و همنشين خود را راحت نمى گذارد. مادرش آرزو مى کند که اى کاش از دنيا برود و همسرش خواهان فقدان اوست و همسايه اش آرزوى رفتن از جوار او مى کند. اگر کمترين فرد مجلس باشد، افراد بالاتر از خود را به رنج مى اندازد و اگر بالاترين فرد مجلس باشد زيردستان را به فساد مى کشاند».
درباره احمق توضيحات بسيار گسترده ترى در ذيل کلام حکيمانه 38 داديم.
در کتاب شريف کافى آنچه در اين کلام حکيمانه اميرمؤمنان على (عليه السلام) آمده، درباره ماجن فاجر (انسان بى بندوبار و فاسق) نيز آمده است.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه، از معاشرت با احمق نهى مى کند و دليل روشنى براى آن ذکر مى فرمايد: «با احمق مصاحبت نکن که کارهاى احمقانه خود را براى تو زيبا جلوه مى دهد و دوست دارد تو هم مثل او باشى»؛ (لاَ تَصْحَبِ آلْمَائِقَ فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَکَ فِعْلَهُ، وَ يَوَدٌّ أَنْ تَکُونَ مِثْلَهُ).
انسان، موجودى اجتماعى است، نه تنها به اين دليل که مدنى بالطبع است و عشق به اجتماعى بودن در نهاد او نهفته شده، بلکه به دليل نيازهاى فراوان و متنوعى که دارد و نمى تواند بدون کمک گرفتن از ديگران به آن برسد. اضافه بر همه اين ها تنهايى او را رنج مى دهد و کسل مى کند و هنگامى که در جمع دوستان است احساس آرامش مى نمايد و غالباً در مشکلات، به وسيله درد دل کردن با ديگران تسلى خاطر پيدا مى کند. در نتيجه هرگز نمى توان انسان را از زندگى اجتماعى جدا کرد. به همين دليل کسانى که مدتى طولانى در سلول هاى انفرادى زندان محبوس مى شوند به بيمارى روانى مبتلا مى گردند.
زندگى اجتماعى نيز خالى از آسيب ها نيست، زيرا اگر انسان دوستان مناسبى را براى خود انتخاب نکند چه بسا ضررهايى از دوستان متحمل شود که بيش از زيان هاى زندگى فردى است.
به همين دليل پيشوايان بزرگ دين همواره درباره اين موضوع هشدار داده و روشن ساخته اند که با چه کسانى مى توان معاشر و مصاحب شد و با چه کسانى نبايد معاشرت کرد.
يکى از مهم ترين هشدارها در روايات اسلامى درباره معاشرت با احمق است که امام (عليه السلام) در اين کلام حکيمانه به آن اشاره کرده و همگان را از مصاحبت با آن ها برحذر مى دارد. البته «مائق» به معناى کسى است که حماقت او شديد باشد. چنين کسى از کارهاى احمقانه خود لذت مى برد و سعى مى کند آن را زينت دهد و جالب معرفى کند و اصرار دارد ديگران هم مانند او باشند. از آن جا که در انسان چيزى به نام روحيه محاکات نهفته شده که مى خواهد خود را شبيه ديگران کند چه بسا همنشينى با احمق تأثير خود را بگذارد و به تدريج به سوى او گرايش پيدا کند به خصوص اگر او کارهاى احمقانه خود را تبليغ و تزئين کند.
در گفتار حکيمانه 38 امام (عليه السلام) به بُعد ديگرى از خسارات همنشينى با احمق اشاره کرده و خطاب به فرزندش امام حسن (عليه السلام) مى فرمايد: «يَا بُنَيَّ إِيَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَکَ فَيَضُرَّکَ؛ فرزندم! از دوستى با احمق برحذر باش؛ چرا که او مى خواهد به تو منفعت رساند؛ ولى زيان مى رساند (زيرا براثر حماقتش سود و زيان را تشخيص نمى دهد)».
در تأييد اين سخن در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ لَمْ يَجْتَنِبْ مُصَادَقَةَ الأَحْمَقِ أَوْشَکَ أَنْ يَتَخَلَّقَ بِأَخْلاقِهِ؛ کسى که از دوستى با احمق پرهيز نکند بيم آن مى رود که اخلاق او را بپذيرد (و مانند او شود)».
اهميت اين موضوع به اندازه اى است که حتى در بعضى از روايات از اميرمؤمنان (عليه السلام) نقل شده است که «دشمن عاقل از دوست احمق بهتر است؛ عَدُوٌّ عَاقِلٌ خَيْرٌ مِنْ صَدِيقٍ أَحْمَقَ». در حديث جامع و جالبى از امام سجاد (عليه السلام) مى خوانيم که فرزند خود امام باقر (عليه السلام) را چنين نصيحت مى فرمود: «إِيَّاکَ يَا بُنَيَّ أَنْ تُصَاحِبَ الأَحْمَقَ أَوْ تُخَالِطَهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لا تُجَادِلْهُ فَإِنَّ الأَحْمَقَ هُجْنَةٌ عِيُّ عَيَّابٌ غَائِباً کَانَ أَوْ حَاضِراً إِنْ تَکَلَّمَ فَضَحَهُ حُمْقُهُ وَ إِنْ سَکَتَ قَصَرَ بِهِ عِيُّهُ وَ إِنْ عَمِلَ أَفْسَدَ وَ إِنِ آسْتُرْعِيَ أَضَاعَ لا عِلْمُهُ مِنْ نَفْسِهِ يُغْنِيهِ وَ لا عِلْمُ غَيْرِهِ يَنْفَعُهُ وَ لا يُطِيعُ نَاصِحَهُ وَ لا يَسْتَرِيحُ مُقَارِنُهُ تَوَدُّ أُمُّهُ ثَکْلَتَهُ وَ امْرَأَتُهُ أَنَّهَا فَقَدَتْهُ وَ جَارُهُ بُعْدَ دَارِهِ وَ جَلِيسُهُ الْوَحْدَةَ مِنْ مُجَالَسَتِهِ إِنْ کَانَ أَصْغَرَ مَنْ فِي الْمَجْلِسِ أَعْيَا مَنْ فَوْقَهُ وَ إِنْ کَانَ أَکْبَرَهُمْ أَفْسَدَ مَنْ دُونَهُ؛ فرزندم! از همنشينى و معاشرت با احمق بپرهيز و از او دورى کن و با او گفت وگو نکن، زيرا احمق، آدم پست و فرومايه اى است؛ خواه غايب باشد يا ظاهر. اگر سخن بگويد حماقتش او را رسوا مى کند و اگر سکوت کند ناتوانى اش ضعف او را آشکار مى سازد و اگر کارى انجام دهد خراب مى کند، اگر مسئوليتى به عهده او بيندازند ضايع مى سازد. نه علم خودش او را بى نياز مى کند و نه علم ديگران به حال او سودى دارد. به سخن خيرخواه خود گوش نمى کند و همنشين خود را راحت نمى گذارد. مادرش آرزو مى کند که اى کاش از دنيا برود و همسرش خواهان فقدان اوست و همسايه اش آرزوى رفتن از جوار او مى کند. اگر کمترين فرد مجلس باشد، افراد بالاتر از خود را به رنج مى اندازد و اگر بالاترين فرد مجلس باشد زيردستان را به فساد مى کشاند».
درباره احمق توضيحات بسيار گسترده ترى در ذيل کلام حکيمانه 38 داديم.
در کتاب شريف کافى آنچه در اين کلام حکيمانه اميرمؤمنان على (عليه السلام) آمده، درباره ماجن فاجر (انسان بى بندوبار و فاسق) نيز آمده است.