حکمت 298

وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
مَنْ بَالَغَ فِي آلخُصومَةِ أَثِمَ، وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهَا ظَلَمَ، وَ لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَّقِيَ آللّهَ مَنْ خَاصَمَ.

امام (عليه السلام) فرمود:
کسى که در دشمنى با مخالفان افراط کند، آلوده گناه مى شود و کسى که کوتاهى کند بر خود ستم کرده (و حقش ضايع مى گردد) و کسى که در مقام خصومت برآيد نمى تواند حق تقوا را رعايت کند.

شرح و تفسیر حکمت 298
اعتدال در خصومت
امام (عليه السلام) در اين کلام حکيمانه سه نکته را در مورد خصومت بيان مى کند، نخست مى فرمايد: «کسى که در دشمنى با مخالفان افراط کند به گناه آلوده مى شود»؛ (مَنْ بَالَغَ فِي آلخُصومَةِ أَثِمَ).
معمولا خصومت و ستيز با ديگران قابل کنترل نيست، حتى بهترين افراد وقتى گرفتار آن مى شوند و آتش خشم و غضب در آنان شعله ور مى گردد قادر به کنترل خويشتن نيستند و گرفتار گناهانى از قبيل ظلم و ستم، گفتن سخنان ناروا، ريختن آبروى ديگران و اذيت و آزار مسلمانان مى شوند.
در جمله دوم به نقطه مقابل آن اشاره کرده، مى فرمايد: «و کسى که در مقام خصومت و احقاق حق کوتاهى کند بر خود ستم کرده است (زيرا حقش پايمال مى شود)»؛ (وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهَا ظَلَمَ).
قرآن مجيد نيز در ذيل آيات نهى از ربا مى فرمايد: (لاَ تَظْلِمُونَ وَ لاَ تُظْلَمُونَ)؛ «نه ظلم کنيد و نه ظلم به شما شود».
گر چه اين آيه درباره رباخواران است؛ ولى در حقيقت يک شعار وسيع اسلامى است که دستور مى دهد همان گونه که مسلمانان بايد از ستمگرى بپرهيزند بايد از تن دادن به ظلم نيز اجتناب کنند و به گفته بعضى از دانشمندان: «اگر ستم کِش نباشد ستمگر کمتر پيدا مى شود». و اگر مسلمانان آمادگى کافى براى دفاع از خود داشته باشند، کسى نمى تواند به آن ها ستم کند، بنابراين همان گونه که بايد به ظالم بگوييم ستم مکن، به مظلوم بايد بگوييم تن به ستم مده.
حال که چنين است چه بهتر که انسان وارد ميدان خصومت و ستيز براى احقاق حق نشود و تا مى تواند از گام نهادن در چنين ميدانى جز به هنگام ضرورت بپرهيزد، از اين رو امام (عليه السلام) در سومين جمله مى فرمايد: «و کسى که در مقام خصومت برآيد نمى تواند حق تقوا را رعايت کند»؛ (وَ لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَّقِيَ آللّهَ مَنْ خَاصَمَ).
به همين دليل، افراد باشخصيت و متّقى سعى مى کنند حتى الامکان با کسى به جر و بحث و ستيز و خصومت برنخيزند و چه بسا از بعضى حقوق خود صرف نظر مى کنند و آن را به مخالف مى دهند تا در اين ميدان خطرناک وارد نشوند.
البته اين بدان معنا نيست که افراد باايمان، زبون، ذليل و ظلم پذير باشند چرا که اسلام چنين حالتى را نيز هرگز نمى پسندد و دستور مى دهد نه ظلم کنيد و نه ظلم پذير باشيد. نکته
خطرات خصومت
در روايات معصومان (عليهم السلام) به شدت از مخاصمه و خصومت نهى شده است؛ کلينى؛ در کتاب کافى باب مخصوصى درباره اين موضوع آورده و در نخستين حديث آن، از اميرمؤمنان على (عليه السلام) نقل مى کند که فرمود: «إِيَّاکُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاقُ؛ از جدال ومراء و خصومت بپرهيزيد که دل هاى دوستان را نسبت به يکديگر بيمار مى کند و بذر جدايى در ميان آن ها مى افشاند».
در حديث ديگرى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «مَا عَهِدَ إِلَيَّ جَبْرَئِيلُ (عليه السلام) فِي شَيْءٍ مَا عَهِدَ إِلَيَّ فِي مُعَادَاةِ الرِّجَالِ؛ جبرئيل هرگز درباره چيزى مثل اين سفارش نکرده بود که: از دشمنى با يکديگر بپرهيزيد».
در تعبير ديگرى از همان حضرت نقل شده است: «مَا أَتَانِي جَبْرَئِيلُ (عليه السلام) قَطُّ إِلاَّ وَعَظَنِي فَآخِرُ قَوْلِهِ لِي: إِيَّاکَ وَ مُشَارَّةَ النَّاسِ فَإِنَّهَا تَکْشِفُ الْعَوْرَةَ وَ تَذْهَبُ بِالْعِزِّ؛ هيچ گاه جبرئيل نزد من نيامد جز اين که من را پند و اندرز مى داد. آخرين اندرزش اين بود: از خصومت با مردم بپرهيز که عيوب پنهان را آشکار مى سازد و عزت انسان را با خود مى برد».