حکمت 300

و سُئِلَ (عليه السلام): کَيْفَ يُحاسِبُ اللهُ الْخَلْقَ عَلى کَثْرَتِهِمْ؟
فَقَالَ عَليهِ السَّلامُ
کَمَا يَرْزُقُهُمْ عَلَى کَثْرَتِهِمْ؛
فَقِيلَ: کَيْفَ يُحاسِبُهُمْ وَ لا يَرَوْنَهُ؟
فَقالَ (عليه السلام): کَمَا يَرْزُقُهُمْ و لاَ يَرَوْنَهُ.

از امام (عليه السلام) پرسيدند: خداوند چگونه حساب همه خلق را با آن تعداد بسيار زيادى که دارند مى رسد؟
امام (عليه السلام) فرمود:
همان گونه که آن ها را با آن تعداد، روزى مى دهد.
(بار ديگر) پرسيدند: چگونه به حساب آن ها رسيدگى مى کند در حالى که او را نمى بينند؟
فرمود: همان گونه که به همه آن ها روزى مى دهد در حالى که او را نمى بينند.

شرح و تفسیر حکمت 300
پاسخ جالب به دو سؤال
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکمت آميز، به دو سؤال پيچيده جواب هاى قانع کننده اى مى دهد. نخست «از آن حضرت سؤال کردند: خداوند چگونه به حساب همه خلق با آن تعداد بسيار زيادى که دارند مى رسد؟»؛ (و سُئِلَ (عليه السلام): کَيْفَ يُحاسِبُ اللهُ الْخَلْقَ عَلى کَثْرَتِهِمْ؟).
گويى سؤال کننده گمان مى کرد محاسبه خدا مانند محاسبه يک حساب دار از است که براى هر يک از افراد بايد مدتى وقت صرف کند و اگر تعداد آن ها زياد باشد ممکن است ماه ها و سال ها طول بکشد؛ در واقع وى از قدرت خدا و حسابگرى او غافل بود. امام (عليه السلام) براى او مثالى زد تا به نکته اصلى مطلب که قدرت وسيع خدا بر همه چيز است پى ببرد.
حضرت در پاسخ او فرمود: «همان گونه که آن ها را با آن تعداد، روزى مى دهد»؛ (فقال (عليه السلام): کَمَا يَرْزُقُهُمْ عَلَى کَثْرَتِهِمْ).
در ميان مردم، معمول است که وقتى افرادى مى خواهند مثلاً جيره غذايى خود را بگيرند به صف مى ايستند و هر چه تعداد آن ها بيشتر باشد صف آن ها طولانى تر و مدت گرفتن جيره غذايى زيادتر مى شود. در حالى که خداوند در آنِ واحد جيره غذايى همه را به آن ها مى رساند بى آن که صفى وجود داشته باشد يا براى آن معطل شوند. البته اين جيره غذايى تدريجى و روزبه روز است؛ اما در هر روز همه را همزمان روزى مى دهد. کسى که چنين قدرتى دارد، حساب همه را نيز در زمان واحد رسيدگى مى کند.
سؤال کننده سپس سؤال ديگرى کرد. تصور او اين بود که محاسبه کردن نياز به رويارويى دارد، در حالى که مردم خدا را نمى بينند، ازاين رو «سؤال کرد: چگونه به حساب آن ها رسيدگى مى کند در حالى که او را نمى بينند؟»؛ (فَقِيلَ: کَيْفَ يُحاسِبُهُمْ وَلا يَرَوْنَهُ؟).
امام (عليه السلام) در اين جا نيز با ذکر همان مثال سابق شنونده را قانع ساخت، فرمود: «همان گونه که به همه آن ها روزى مى دهد در حالى که او را نمى بينند»؛ (فَقالَ (عليه السلام): کَمَا يَرْزُقُهُمْ وَ لاَ يَرَوْنَهُ).
از آسمان و زمين براى آن ها روزى مى فرستد، درختان ميوه مى دهند، زمين ها دانه هاى غذايى را پرورش مى دهند، حيواناتِ شيرده شير مى دهند و خلاصه ابر و باد و مه و خورشيد و فلک درکارند و روزىِ روزى خواران را مى رسانند بى آن که کسى رازق حقيقى را با چشم ببيند.
در قيامت نيز همين گونه است: نامه هاى اعمال گشوده مى شوند و همه انسان ها در برابر ميزان عدل پروردگار قرار مى گيرند و وزن اعمال آنان و محاسبه کارهاى تمام عمرشان، در يک لحظه انجام مى شود. همان گونه که قرآن مجيد در هشت آيه مختلف قرآن فرموده است: خداوند، «سريع الحساب» است: (إِنَّ اللهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ)، (وَ اللهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ)، (وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ)،...
در روايات اسلامى نيز مى خوانيم: «إنَّهُ سُبْحانَهُ يُحاسِبُ جَميعَ عِبادِهِ عَلى مِقْدارِ حَلْبِ شاةٍ؛ خداوند حساب همه بندگان را در زمان کوتاهى به اندازه دوشيدن گوسفند رسيدگى مى کند».
در روايت ديگرى آمده است: «إنَّ اللهَ تَعالى يُحاسِبُ الْخَلائِقَ کُلَّهُمْ في مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ؛ خداوند حساب همه بندگان را در يک لحظه رسيدگى مى کند».
در حديث ديگرى وارد شده است: «بِمِقْدارِ فَواقِ النّاقَةِ». «فَواق» به عقيده بعضى به معناى فاصله ميان دو بار دوشيدن شير از شتر است و آن اين گونه است که مقدارى مى دوشند، کمى صبر مى کنند و مجددآ مى دوشند. بعضى نيز آن را به معناى فاصله اى مى دانند که ميان باز کردن انگشتان و بستن آن به هنگام دوشيدن شير با انگشت پيدا مى شود و در هر صورت کنايه از زمان بسيار کوتاه است. نکته
سرعت محاسبه الهى
بعضى تصور کرده اند ميان آنچه امام (عليه السلام) در اين کلام شريف فرموده، که با آيات زيادى از قرآن کريم که خدا را «سَريعُ الْحِساب» معرفى کرده هماهنگ است، با آيه ديگرى که مى گويد: روز قيامت به مقدار پنجاه هزار سال طول مى کشد: (فِى يَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) منافاتى وجود دارد، زيرا آيات سرعت حساب و رواياتى که در ذيل آن وارد شده مى گويد: حساب همه خلايق به سرعت رسيدگى مى شود؛ در حالى که آيه سوره معارج، زمان آن را پنجاه هزار سال گفته است؛ پاسخ اين است که اين آيه هيچ سخنى درباره مسئله حسابرسى خلائق دربر ندارد، بنابراين مى توان گفت که توقف گروهى در عرصه محشر به مدت طولانى، نه براى حسابرسى، بلکه نوعى مجازات و سرگردانى است و اين درباره کافران و بدکاران است و گرنه مطابق بعضى از روايات، مؤمن توقفش در عرصه محشر بسيار کوتاه است.
در حديثى آمده است که بعد از نزول آيه مذکور، ابوسعيد خدرى که از صحابه پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بود خدمتش عرضه داشت: اين روز چقدر طولانى است! پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: «وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ إِنَّهُ لَيُخَفَّفُ عَلَى الْمُوْمِنِ حَتَّى يَکُونَ أَخَفَّ عَلَيْهِ مِنْ صَلاةٍ مَکْتُوبَةٍ يُصَلِّيهَا فِي الدُّنْيَا؛ قسم به کسى که جان من در قبضه قدرت اوست! اين روز طولانى آن قدر براى فرد باايمان سبک مى شود که حتى از مدت زمان خواندن يک نماز که در دنيا مى خواند کمتر خواهد بود». .