حکمت 304
شرح و تفسیر حکمت 304
نيازمند، فرستاده خداست!
امام (عليه السلام) براى تشويق همگان به کمک کردن به نيازمندان مى فرمايد: «مستمند و مسکين فرستاده خداست، کسى که کمک خود را از او دريغ دارد از خدا دريغ داشته و آن کس که به او عطا کند به خداوند عطا کرده است»؛ (إِنَّ آلْمِسْکِينَ رَسُولُ آللّهِ، فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ آللّه، وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى آللّهَ).
اين تعبير نهايت لطف خدا را به کسانى نشان مى دهد که به نيازمندان کمک مى کنند و در ضمن، اين پيام را به ما مى دهد که مسکين و مستمند را خوار نشمريم و کمترين اهانتى به او روا مداريم و اگر کمکى مى کنيم خالى از هر گونه منت و آزار و اهانت باشد، زيرا او فرستاده خداست و کسى که به رسول و فرستاده کس ديگرى اهانت کند در واقع به خود آن شخص اهانت کرده و کسى که رسول ديگرى را احترام و اکرام کند فرستنده رسول را اکرام و احترام کرده است.
قرآن مجيد نيز در اين باره تعبيرى دارد که البته متفاوت است. درباره کمک به نيازمندان مى فرمايد: (مَّنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافآ کَثِيرَةً)؛ «کيست که به خدا قرض الحسنه دهد (و از اموالى که خدا به او بخشيده، انفاق کند) تا آن را براى او چندين برابر کند؟». در آيه 11 سوره حديد نيز خداوند پس از آن که در آيات پيشين، از اهميت انفاق به نيازمندان سخن مى گويد همين تعبير را فرموده است: (مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِيمٌ)؛ «کيست که به خدا وام نيکو دهد (و از اموالى که به او ارزانى داشته انفاق کند) تا خدا آن را براى او چندين برابر کند؟ و براى او پاداش پرارزشى است!».
در چندين آيه ديگر از قرآن مجيد نيز همين معنا با الفاظ ديگرى بيان شده و انفاق در راه خدا را به عنوان وام دادن به پروردگار شمرده است که اين نهايت لطف او به بندگان است. با اين که مالک حقيقى تمام عالم هستى خداست و از همگان و همه چيز بى نياز است و ما هرچه داريم از او داريم، با اين حال انفاق در راه خدا را قرض به خداوند تعبير کرده است.
حتى در بعضى از آيات آمده است که خداوند در برابر اين کار از بنده اش تشکر مى کند (وَ اللهُ شَکُورٌ حَلِيمٌ).
همان گونه که در خطبه 183 نيز در کلام امام (عليه السلام) گذشت که مى فرمايد: «وَ اسْتَقْرَضَکُمْ وَ لَهُ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ وَ إِنَّمَا أَرَادُ أَنْ يَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ از شما درخواست قرض کرده در حالى که گنج هاى آسمان ها و زمين به او تعلق دارد و بى نياز و شايسته ستايش است. او خواسته است شما را بيازمايد که کدام يک نيکوکارتريد؟».
جالب اين که در روايات اسلامى تعبيرات سه گانه اى آمده است که هر يک، از ديگرى پرمعناتر است. در يک جا از امام سجاد زين العابدين (عليه السلام) نقل شده است: هنگامى که چيزى به فقير مى داد دست سائل را مى بوسيد و مى فرمود: «من دست سائل را نمى بوسم، بلکه دست پروردگارم را مى بوسم، زيرا صدقه قبل از آن که در دست سائل بيفتد در دست پروردگار قرار مى گيرد؛ فَقَالَ: لَسْتُ أُقَبِّلُ يَدَ السَّائِلِ إِنَّمَا أُقَبِّلُ يَدَ رَبِّي إِنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ رَبِّي قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ السَّائِلِ».
در بيان ديگرى آمده است: «امام (عليه السلام) هنگامى که صدقه اى به سائل مى داد آن را از او مى گرفت و مى بوسيد و مى بوييد و بار ديگر به او مى داد و همان عبارت را تکرار مى کرد؛ کَانَ أَبِي إِذَا تَصَدَّقَ بِشَيْءٍ وَضَعَهُ فِي يَدِ السَّائِلِ ثُمَّ ارْتَجَعَهُ مِنْهُ فَقَبَّلَهُ وَ شَمَّهُ ثُمَّ رَدَّهُ فِي يَدِ السَّائِلِ وَ ذَلِکَ أَنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ السَّائِل».
در تعبير سومى نقل شده که امام (عليه السلام) وقتى صدقه اى به نيازمندى مى داد دست خود را مى بوسيد و مى فرمود: «صدقه قبل از آن که به دست سائل برسد در دست خدا قرار مى گيرد؛ «وَ کَانَ (عليه السلام) يُقَبِّلُ يَدَهُ عِنْدَ الصَّدَقَةِ فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ: إِنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ السَّائِلِ».
همه اين تعابير مى تواند صحيح باشد؛ يعنى گاهى اين گونه عمل مى فرمود و گاهى آن گونه و نتيجه همه آن ها در واقع يکى است.
نکته مهم ديگر اين که از روايات اسلامى استفاده مى شود (و در قرآن به آن اشاره شده است) که بيش از آنچه در صدقات و کمک به نيازمندان، عايد نيازمندان مى شود به کمک کنندگان داده مى شود.
اين سخن را با حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) پايان مى دهيم، هر چند سخن در اين جا بسيار است. فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: مَا مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ وَ قَدْ وَکَّلْتُ مَنْ يَقْبِضُهُ غَيْرِي إِلاَّ الصَّدَقَةَ فَإِنِّي أَتَلَقَّفُهَا بِيَدِي تَلَقُّفاً حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ يَتَصَدَّقُ أَوِ الْمَرْأَةَ لَتَتَصَدَّقُ بِالتَّمْرَةِ أَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَأُرَبِّيهَا لَهُ کَمَا يُرَبِّي الرَّجُلُ فَلُوَّهُ وَ فَصِيلَهُ فَيَلْقَانِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هِيَ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ؛ خداى تبارک و تعالى مى فرمايد: هيچ عملى نيست مگر اين که من کسى (از فرشتگانم) را مأمور کرده ام آن را دريافت دارد، جز صدقه و کمک به نيازمندان که من خودم آن را با دست (قدرت) مى گيرم، تا آن جا که گاه مردى يا زنى يک دانه خرما يا حتى بخشى از آن را صدقه مى دهد، من آن را براى او پرورش مى دهم همان گونه که انسان ها فرزند خود را پرورش مى دهند و هنگامى که روز قيامت در محضر من حاضر مى شود آن صدقه به اندازه کوه احد شده است». .
امام (عليه السلام) براى تشويق همگان به کمک کردن به نيازمندان مى فرمايد: «مستمند و مسکين فرستاده خداست، کسى که کمک خود را از او دريغ دارد از خدا دريغ داشته و آن کس که به او عطا کند به خداوند عطا کرده است»؛ (إِنَّ آلْمِسْکِينَ رَسُولُ آللّهِ، فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ آللّه، وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى آللّهَ).
اين تعبير نهايت لطف خدا را به کسانى نشان مى دهد که به نيازمندان کمک مى کنند و در ضمن، اين پيام را به ما مى دهد که مسکين و مستمند را خوار نشمريم و کمترين اهانتى به او روا مداريم و اگر کمکى مى کنيم خالى از هر گونه منت و آزار و اهانت باشد، زيرا او فرستاده خداست و کسى که به رسول و فرستاده کس ديگرى اهانت کند در واقع به خود آن شخص اهانت کرده و کسى که رسول ديگرى را احترام و اکرام کند فرستنده رسول را اکرام و احترام کرده است.
قرآن مجيد نيز در اين باره تعبيرى دارد که البته متفاوت است. درباره کمک به نيازمندان مى فرمايد: (مَّنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافآ کَثِيرَةً)؛ «کيست که به خدا قرض الحسنه دهد (و از اموالى که خدا به او بخشيده، انفاق کند) تا آن را براى او چندين برابر کند؟». در آيه 11 سوره حديد نيز خداوند پس از آن که در آيات پيشين، از اهميت انفاق به نيازمندان سخن مى گويد همين تعبير را فرموده است: (مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِيمٌ)؛ «کيست که به خدا وام نيکو دهد (و از اموالى که به او ارزانى داشته انفاق کند) تا خدا آن را براى او چندين برابر کند؟ و براى او پاداش پرارزشى است!».
در چندين آيه ديگر از قرآن مجيد نيز همين معنا با الفاظ ديگرى بيان شده و انفاق در راه خدا را به عنوان وام دادن به پروردگار شمرده است که اين نهايت لطف او به بندگان است. با اين که مالک حقيقى تمام عالم هستى خداست و از همگان و همه چيز بى نياز است و ما هرچه داريم از او داريم، با اين حال انفاق در راه خدا را قرض به خداوند تعبير کرده است.
حتى در بعضى از آيات آمده است که خداوند در برابر اين کار از بنده اش تشکر مى کند (وَ اللهُ شَکُورٌ حَلِيمٌ).
همان گونه که در خطبه 183 نيز در کلام امام (عليه السلام) گذشت که مى فرمايد: «وَ اسْتَقْرَضَکُمْ وَ لَهُ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ وَ إِنَّمَا أَرَادُ أَنْ يَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ از شما درخواست قرض کرده در حالى که گنج هاى آسمان ها و زمين به او تعلق دارد و بى نياز و شايسته ستايش است. او خواسته است شما را بيازمايد که کدام يک نيکوکارتريد؟».
جالب اين که در روايات اسلامى تعبيرات سه گانه اى آمده است که هر يک، از ديگرى پرمعناتر است. در يک جا از امام سجاد زين العابدين (عليه السلام) نقل شده است: هنگامى که چيزى به فقير مى داد دست سائل را مى بوسيد و مى فرمود: «من دست سائل را نمى بوسم، بلکه دست پروردگارم را مى بوسم، زيرا صدقه قبل از آن که در دست سائل بيفتد در دست پروردگار قرار مى گيرد؛ فَقَالَ: لَسْتُ أُقَبِّلُ يَدَ السَّائِلِ إِنَّمَا أُقَبِّلُ يَدَ رَبِّي إِنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ رَبِّي قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ السَّائِلِ».
در بيان ديگرى آمده است: «امام (عليه السلام) هنگامى که صدقه اى به سائل مى داد آن را از او مى گرفت و مى بوسيد و مى بوييد و بار ديگر به او مى داد و همان عبارت را تکرار مى کرد؛ کَانَ أَبِي إِذَا تَصَدَّقَ بِشَيْءٍ وَضَعَهُ فِي يَدِ السَّائِلِ ثُمَّ ارْتَجَعَهُ مِنْهُ فَقَبَّلَهُ وَ شَمَّهُ ثُمَّ رَدَّهُ فِي يَدِ السَّائِلِ وَ ذَلِکَ أَنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ السَّائِل».
در تعبير سومى نقل شده که امام (عليه السلام) وقتى صدقه اى به نيازمندى مى داد دست خود را مى بوسيد و مى فرمود: «صدقه قبل از آن که به دست سائل برسد در دست خدا قرار مى گيرد؛ «وَ کَانَ (عليه السلام) يُقَبِّلُ يَدَهُ عِنْدَ الصَّدَقَةِ فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ: إِنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ السَّائِلِ».
همه اين تعابير مى تواند صحيح باشد؛ يعنى گاهى اين گونه عمل مى فرمود و گاهى آن گونه و نتيجه همه آن ها در واقع يکى است.
نکته مهم ديگر اين که از روايات اسلامى استفاده مى شود (و در قرآن به آن اشاره شده است) که بيش از آنچه در صدقات و کمک به نيازمندان، عايد نيازمندان مى شود به کمک کنندگان داده مى شود.
اين سخن را با حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) پايان مى دهيم، هر چند سخن در اين جا بسيار است. فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: مَا مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ وَ قَدْ وَکَّلْتُ مَنْ يَقْبِضُهُ غَيْرِي إِلاَّ الصَّدَقَةَ فَإِنِّي أَتَلَقَّفُهَا بِيَدِي تَلَقُّفاً حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ يَتَصَدَّقُ أَوِ الْمَرْأَةَ لَتَتَصَدَّقُ بِالتَّمْرَةِ أَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ فَأُرَبِّيهَا لَهُ کَمَا يُرَبِّي الرَّجُلُ فَلُوَّهُ وَ فَصِيلَهُ فَيَلْقَانِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هِيَ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ؛ خداى تبارک و تعالى مى فرمايد: هيچ عملى نيست مگر اين که من کسى (از فرشتگانم) را مأمور کرده ام آن را دريافت دارد، جز صدقه و کمک به نيازمندان که من خودم آن را با دست (قدرت) مى گيرم، تا آن جا که گاه مردى يا زنى يک دانه خرما يا حتى بخشى از آن را صدقه مى دهد، من آن را براى او پرورش مى دهم همان گونه که انسان ها فرزند خود را پرورش مى دهند و هنگامى که روز قيامت در محضر من حاضر مى شود آن صدقه به اندازه کوه احد شده است». .