حکمت 305
شرح و تفسیر حکمت 305
غيرتمند، عمل منافى عفت انجام نمى دهد
امام (عليه السلام) در اين کلام نورانى مى فرمايد: «انسان غيرتمند هرگز زنا نمى کند»؛ (مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ).
زيرا کسى که کارى را درباره ديگران مى پسندد به ناچار درباره خود نيز خواهد پسنديد و کسى که درباره محارم خود عملى را روا نمى دارد درباره محارم ديگران نيز روا نخواهد داشت.
بسيار شده است که افرادى مى گويند: ما دوست داريم به نواميس ديگران نگاه کنيم. به آن ها گفته مى شود: آيا دوست داريد به نواميس شما نگاه کنند؟ هنگامى که اظهار تنفر مى کنند به آن ها گفته مى شود: پس به نواميس ديگران نگاه نکنيد.
«غيور» صيغه مبالغه از ريشه «غَيرت» (بر وزن حيرت) است به معناى ناخوش داشتن و تنفر از تجاوز ديگران به ناموس انسان و ورود در حريم او و گاه به معناى وسيع کلمه در غير موارد ناموسى نيز به کار مى رود و فرد غيرتمند به کسى گفته مى شود که حاضر نيست ديگرى به افتخارات او لطمه وارد کند؛ خواه افتخارات مادى باشد يا معنوى.
به هر حال، گفتار حکيمانه امام (عليه السلام) گفتارى است که کاملاً هماهنگ با منطق عقل است، زيرا انسان غيور؛ يعنى کسى که درباره تجاوز به ناموسش حساسيت فوق العاده دارد، نواميس ديگران را نيز به همان چشم نگاه مى کند و هرگز راضى نمى شود به نواميس مردم تجاوز کند. به همين دليل، غيرت، او را از آلوده شدن به اعمال منافى عفت بازمى دارد. حتى حاضر نيست به همسر يا خواهر يا مادر ديگرى نگاه کند، زيرا از نگاه ديگران به همسر و خواهر و مادرش احساس تنفر مى کند. نکته
غيرت در آموزه هاى اسلامى
از واژه هايى که به عنوان فضيلتى اخلاقى در منابع اسلامى ديده مى شود غيرت است. غيرت، در اصل به معناى يک احساس فوق العاده درونى است که انسان را به دفاع شديد از امورى که متعلق به اوست وامى دارد؛ خواه امور معنوى باشد مانند دين و آيين، يا امور مادى مانند عِرض و مال و ناموس و مملکت. اين احساس در همه انسان ها با تفاوت هايى وجود دارد و اگر به صورت افراطى درنيايد يکى از فضايل مهم و کارساز است.
از سويى ديگر، اگر غيرت، براثر تکرار اعمال منافى آن، تضعيف شود و به بيان ديگر، انسان، بى غيرت و يا از نظر غيرت ضعيف گردد اين خود يکى از رذائل خطرناک اخلاقى به شمار خواهد آمد.
در آيات قرآن اشاراتى به اين مسئله ديده مى شود؛ ولى به طور صريح تر در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله در حديثى از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «إنّي لَغَيُورٌ وَاللّهُ عَزَّوَجَلَّ اغْيَرُ مِنّي وَ إنَّ اللّه تَعالى يُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْغَيُورَ؛ من غيرتمندم و خدا از من غيورتر است و خدا بندگان غيورش را دوست دارد». در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است: «إنَّ الْغَيْرَةَ مِنَ الْإيمان؛ غيرت از ايمان است». دليل آن هم روشن است: ايمان، انسان را به حفظ ناموس و افتخارات و آيين خود دعوت مى کند، بنابراين غيرت جزء ايمان است.
در حديثى از امام صادق (عليه السلام) آمده است: «إنَّ اللّهَ غَيُورٌ يُحِبُّ کُلَّ غَيُورٍ وَ لِغَيْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها؛ خدا غيور است و هر غيورى را دوست دارد و به دليل غيرتش تمام کارهاى زشت را اعم از آشکار و پنهان تحريم کرده است».
بنابر اين روايت و بعضى از روايات ديگر، غيرت از اوصافى است که هم در خداى تعالى و هم در انسان ها وجود دارد البته با اين تفاوت که غيرت در خداوند به معناى نهى از کارهاى زشت و ناپسند و در انسان ها به معناى دفاع از حريم خانواده و دين و آب و خاک است.
درباره غيرت، سخن بسيار است ولى اين بحث را با حديثى درباره «جعفر بن ابى طالب» پايان مى دهيم. در حديثى آمده است که جبرئيل به پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) خبر داد که «جعفر بن ابى طالب» صفات برجسته اى در زمان جاهليت داشت که خداوند به سبب آن از وى قدردانى کرد. «مِنْها عَدَمُ زِناهُ لِغَيْرَتِهِ، و کَعَدَمِ شُرْبِهِ لِعِزَّتِهِ، و کَعَدَمِ کِذْبِهِ لِشَرَفِهِ؛ از جمله اين که به سبب غيرت، دامنش به بى عفتى آلوده نشد و به سبب حفظ عزتش هرگز شراب ننوشيد و به سبب شخصيتش هرگز دروغ نگفت».
امام (عليه السلام) در اين کلام نورانى مى فرمايد: «انسان غيرتمند هرگز زنا نمى کند»؛ (مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ).
زيرا کسى که کارى را درباره ديگران مى پسندد به ناچار درباره خود نيز خواهد پسنديد و کسى که درباره محارم خود عملى را روا نمى دارد درباره محارم ديگران نيز روا نخواهد داشت.
بسيار شده است که افرادى مى گويند: ما دوست داريم به نواميس ديگران نگاه کنيم. به آن ها گفته مى شود: آيا دوست داريد به نواميس شما نگاه کنند؟ هنگامى که اظهار تنفر مى کنند به آن ها گفته مى شود: پس به نواميس ديگران نگاه نکنيد.
«غيور» صيغه مبالغه از ريشه «غَيرت» (بر وزن حيرت) است به معناى ناخوش داشتن و تنفر از تجاوز ديگران به ناموس انسان و ورود در حريم او و گاه به معناى وسيع کلمه در غير موارد ناموسى نيز به کار مى رود و فرد غيرتمند به کسى گفته مى شود که حاضر نيست ديگرى به افتخارات او لطمه وارد کند؛ خواه افتخارات مادى باشد يا معنوى.
به هر حال، گفتار حکيمانه امام (عليه السلام) گفتارى است که کاملاً هماهنگ با منطق عقل است، زيرا انسان غيور؛ يعنى کسى که درباره تجاوز به ناموسش حساسيت فوق العاده دارد، نواميس ديگران را نيز به همان چشم نگاه مى کند و هرگز راضى نمى شود به نواميس مردم تجاوز کند. به همين دليل، غيرت، او را از آلوده شدن به اعمال منافى عفت بازمى دارد. حتى حاضر نيست به همسر يا خواهر يا مادر ديگرى نگاه کند، زيرا از نگاه ديگران به همسر و خواهر و مادرش احساس تنفر مى کند. نکته
غيرت در آموزه هاى اسلامى
از واژه هايى که به عنوان فضيلتى اخلاقى در منابع اسلامى ديده مى شود غيرت است. غيرت، در اصل به معناى يک احساس فوق العاده درونى است که انسان را به دفاع شديد از امورى که متعلق به اوست وامى دارد؛ خواه امور معنوى باشد مانند دين و آيين، يا امور مادى مانند عِرض و مال و ناموس و مملکت. اين احساس در همه انسان ها با تفاوت هايى وجود دارد و اگر به صورت افراطى درنيايد يکى از فضايل مهم و کارساز است.
از سويى ديگر، اگر غيرت، براثر تکرار اعمال منافى آن، تضعيف شود و به بيان ديگر، انسان، بى غيرت و يا از نظر غيرت ضعيف گردد اين خود يکى از رذائل خطرناک اخلاقى به شمار خواهد آمد.
در آيات قرآن اشاراتى به اين مسئله ديده مى شود؛ ولى به طور صريح تر در روايات اسلامى آمده است؛ از جمله در حديثى از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «إنّي لَغَيُورٌ وَاللّهُ عَزَّوَجَلَّ اغْيَرُ مِنّي وَ إنَّ اللّه تَعالى يُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْغَيُورَ؛ من غيرتمندم و خدا از من غيورتر است و خدا بندگان غيورش را دوست دارد». در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است: «إنَّ الْغَيْرَةَ مِنَ الْإيمان؛ غيرت از ايمان است». دليل آن هم روشن است: ايمان، انسان را به حفظ ناموس و افتخارات و آيين خود دعوت مى کند، بنابراين غيرت جزء ايمان است.
در حديثى از امام صادق (عليه السلام) آمده است: «إنَّ اللّهَ غَيُورٌ يُحِبُّ کُلَّ غَيُورٍ وَ لِغَيْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها؛ خدا غيور است و هر غيورى را دوست دارد و به دليل غيرتش تمام کارهاى زشت را اعم از آشکار و پنهان تحريم کرده است».
بنابر اين روايت و بعضى از روايات ديگر، غيرت از اوصافى است که هم در خداى تعالى و هم در انسان ها وجود دارد البته با اين تفاوت که غيرت در خداوند به معناى نهى از کارهاى زشت و ناپسند و در انسان ها به معناى دفاع از حريم خانواده و دين و آب و خاک است.
درباره غيرت، سخن بسيار است ولى اين بحث را با حديثى درباره «جعفر بن ابى طالب» پايان مى دهيم. در حديثى آمده است که جبرئيل به پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) خبر داد که «جعفر بن ابى طالب» صفات برجسته اى در زمان جاهليت داشت که خداوند به سبب آن از وى قدردانى کرد. «مِنْها عَدَمُ زِناهُ لِغَيْرَتِهِ، و کَعَدَمِ شُرْبِهِ لِعِزَّتِهِ، و کَعَدَمِ کِذْبِهِ لِشَرَفِهِ؛ از جمله اين که به سبب غيرت، دامنش به بى عفتى آلوده نشد و به سبب حفظ عزتش هرگز شراب ننوشيد و به سبب شخصيتش هرگز دروغ نگفت».