حکمت 309

وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
اِتَّقُوا ظُنُونَ آلْمُؤْمِنِينَ، فَإِنَّ آللّهَ تَعَالَى جَعَلَ آلْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ.

امام (عليه السلام) فرمود:
از فراست و گمان افراد باايمان برحذر باشيد، زيرا خدا حق را بر زبان (و فکر) آن ها قرار داده است.

شرح و تفسیر حکمت 309
فراست مؤمن
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه نکته اى درباره افراد باايمان بيان کرده است، مى فرمايد: «از فراست و گمان افراد باايمان برحذر باشيد، زيرا خدا حق را بر زبان (و فکر) آن ها قرار داده است»؛ (اِتَّقُوا ظُنُونَ آلْمُؤْمِنِينَ، فَإِنَّ آللّهَ تَعَالَى جَعَلَ آلْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ).
به يقين قلب مؤمن همچون آيينه صاف و بى زنگارى است که چهره حقايق در آن منعکس مى شود و به همين دليل گاه از آينده و از امور پنهانى موجود آگاه مى شوند. اين سخن شبيه چيزى است که از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در سند اين حکمت نقل شد که مى فرمايد: «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً يَعْرِفُونَ النَّاسَ بِالتَّوَسُّمِ؛ خدا بندگانى دارد که مردم را با هشيارى خاص خودمى شناسند و از خفاياى کار آن ها باخبر مى شوند» و در جاى ديگر مى فرمايد: «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُوْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ؛ از فراست و هشيارى افراد باايمان بپرهيزيد، چرا که آن ها با نور خدا نگاه مى کنند».
هدف از بيان اين مطلب آن است که افراد، در پنهانى نيز کارهاى خلاف انجام ندهند، زيرا دوستان باايمان آن ها که با نور الهى نگاه مى کنند ممکن است از آن باخبر شوند و آبرويشان نزد آن ها بريزد. نيز مى تواند اشاره به اين نکته باشد که از توطئه کردن درباره مؤمنان بپرهيزيد زيرا ممکن است آن ها از چهره و حرکات شما به توطئه هايتان پى ببرند و ترفندها را نقش بر آب کنند و شکست توأم با ذلت نصيبتان گردد.
اين گفتار حکيمانه را بارها در زندگى خود نيز تجربه کرده ايم که افراد باايمان و پرهيزکار، فراست فوق العاده اى دارند و از نقشه هاى پنهانى آگاه مى شوند.
بعضى از فقهاى اهل سنت تا آن جا دراين باره پيش رفته اند که گفته اند: از طريق فراست و هشيارى مى شود براى اثبات حق در مقام قضاوت استفاده کرد. از «ابن قيّم» نقل شده است که کتاب مخصوصى در اين باره تأليف کرده و نام آن را «الطرق الحکمية او الفراسة المرضية» نهاده است.
ولى از نظر فقه اماميه مسلم است که با حدث و تخمين، هر چند قوى باشد نمى توان داورى کرد و قاضى فقط بايد به مرحله علم و يقين برسد تا بتواند حکم کند و ما معتقديم که قاضى در صادر کردن حکم حتى به هر علم و يقينى هم نمى تواند قناعت کند، بلکه بايد علم و يقينى باشد که از مبادى حسّيه يا مبادى قريب به حس حاصل شده، همان گونه که در قضاوت هاى اميرمؤمنان على (عليه السلام) وارد شده است.
شايد سؤال شود که قرآن مجيد بارها ظن و گمان را بى اعتبار شمرده و مى فرمايد: (إِنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِى مِنَ الْحَقِّ شَيْئآ)؛ «ظن و گمان، انسان را هرگز از حق بى نياز نمى کند».
همين سؤال در علم اصول نيز درباره حجيت ظن خاص و عام و تقابل آن با اين آيات قرآنى مطرح شده و پاسخ داده اند که مراد از آيات پيش گفته اوهام و گمان هاى بى پايه اى است که مشرکان و غير مشرکان براى خود درست مى کردند و بر اساس آن گاهى فرشتگان را دختران خدا مى دانستند و گاه حلال و حرام هايى درست مى کردند و به خدا نسبت مى دادند؛ اما گمان هايى که پايه و اساس داشته باشد و از نور الهى سرچشمه گيرد، حساب جداگانه اى دارد، هر چند مؤمنان با اين گمان ها درباره کسى قضاوت قطعى نمى کنند؛ اما به وسيله آن احتياطات لازم را رعايت مى کنند مبادا صدمه اى از دشمن به آن ها يا جامعه اسلامى برسد.
شايان توجه است که در روايتى ذيل آيه شريفه (إِنَّ فِى ذَلِکَ لاَيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ)؛ «در اين سرگذشت (عبرت انگيز) نشانه هايى است براى هشياران» که خداوند آن را بعد از ذکر آيات مربوط به قوم لوط (عليه السلام) و عذاب آن ها فرموده، امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «متوسمين، امامان هستند». و از اميرمؤمنان على (عليه السلام) نقل شده است که فرمود: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) الْمُتَوَسِّمَ وَ أَنَا مِنْ بَعْدِهِ وَ الأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّيَّتِي الْمُتَوَسِّمُونَ؛ متوسم، پيامبر بود و بعد از او منم و امامان از دودمان من».
روشن است که منظور از اين روايات، تخصيص دادن مفاد آيه به امامان (عليهم السلام) نيست، بلکه آن ها مصداق اتَم و اکمل آن بوده اند؛ مانند بسيارى از تفسيرهاى ديگرى که در ذيل آيات قرآن آمده است.