حکمت 328

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
إِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ آلْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ آلْفُقَرَاءِ: فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ، وَ آللّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذلِکَ.

امام (عليه السلام) فرمود:
خداوند سبحان قُوت (و نيازهاى) فقرا را در اموال اغنيا واجب و معين کرده است، ازاين رو هيچ فقيرى گرسنه نمى ماند مگر به سبب بهره مندى غنى (و ممانعت او از پرداخت حق فقير) و خداى متعال (روز قيامت) دراين باره از آن ها سؤال و بازخواست مى کند.

شرح و تفسیر حکمت 328
دِين اغنيا به فقرا
يکى از اصول مهم اسلام در اين کلام نورانى آمده وبيان شده که نظام اقتصادى اسلام نظامى بسيار حساب شده است به گونه اى که اگر مطابق آن رفتار شود در سراسر کشور اسلام فقير و نيازمندى باقى نخواهد ماند. امام على (عليه السلام) مى فرمايد: «خداوند سبحان قُوت (و نيازهاى) فقرا را در اموال اغنيا واجب و معين کرده است، ازاين رو هيچ فقيرى گرسنه نمى ماند مگر به سبب بهره مندى غنى (و ممانعت او از پرداخت حق فقير) وخداى متعال (روز قيامت) دراين باره از آن ها سؤال و بازخواست مى کند»؛ (إِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ آلْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ آلْفُقَرَاءِ: فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ، وَ آللّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذلِکَ).
بعضى از شارحان نهج البلاغه اين کلام شريف را ناظر به مسئله زکات اشاره دانسته اند و تعبير «فرض» نيز مى تواند اشاره به همين معنا باشد.
روايات فراوانى اين معنا را تأييد مى کند و در آن ها تصريح شده که آنچه به عنوان زکات در اسلام فرض شده دقيقآ به اندازه نياز فقراست، به گونه اى که اگر همه اغنيا به وظيفه دينى خود در باب زکات عمل کنند فقيرى باقى نخواهد ماند. در حديثى از امام صادق (عليه السلام) که در ذيل حکمت 252 نيز به آن اشاره شد مى خوانيم: «إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّکَاةُ اخْتِبَاراً لِلْأَغْنِيَاءِ وَمَعُونَةً لِلْفُقَرَاءِ وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَکَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِيَ مُسْلِمٌ فَقِيراً مُحْتَاجاً وَلاَسْتَغْنَى بِمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ وَإِنَّ النَّاسَ مَا افْتَقَرُوا وَلا احْتَاجُوا وَلا جَاعُوا وَلا عَرُوا إِلاَّ بِذُنُوبِ الْأَغْنِيَاء... مَا ضَاعَ مَالٌ فِي بَرٍّ وَلا بَحْرٍ إِلاَّ بِتَرْکِ الزَّکَاةِ وَمَا صِيدَ صَيْدٌ فِي بَرٍّ وَلا بَحْرٍ إِلاَّ بِتَرْکِهِ التَّسْبِيحَ فِي ذَلِکَ الْيَوْمِ؛ زکات براى اين تشريع شده است که اغنيا امتحان شوند و کمکى براى نيازمندان باشد و اگر مردم زکات اموال خود را بپردازند هيچ مسلمانى فقير و نيازمند باقى نمى ماند و همگى به سبب عمل به اين فريضه الهى بى نياز خواهند شد و مردم، فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نشدند مگر به گناه اغنيا... هيچ مالى در صحرا و دريا از بين نمى رود مگر به سبب ترک زکات و هيچ صيدى در دريا و صحرا در چنگال صياد گرفتار نمى شود مگر به سبب ترک تسبيح در آن روز».
آنچه در کلام حکيمانه مورد بحث آمده که خدا دقيقآ نيازهاى فقرا را در اموال اغنيا واجب کرده، در احاديث ديگرى با صراحت بيشترى آمده است؛ در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَخْبِرْنِي عَنِ الزَّکَاةِ کَيْفَ صَارَتْ مِنْ کُلِّ أَلْفٍ خَمْسَةً وَعِشْرِينَ لَمْ تَکُنْ أَقَلَّ أَوْ أَکْثَرَ، مَا وَجْهُهَا؟ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ کُلَّهُمْ فَعَلِمَ صَغِيرَهُمْ وَکَبِيرَهُمْ وَغَنِيَّهُمْ وَفَقِيرَهُمْ فَجَعَلَ مِنْ کُلِّ أَلْفِ إِنْسَانٍ خَمْسَةً وَعِشْرِينَ مِسْکِيناً وَلَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِکَ لايَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ لِأَنَّهُ خَالِقُهُمْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِهِمْ؛ راوى عرض مى کند: فدايت شوم بفرماييد چرا زکات بيست و پنج در هزار تعيين شده است (يک چهلم) نه کمتر و نه بيشتر؟ امام (عليه السلام) فرمود: خداى متعال همه انسان ها را آفريده و صغير و کبير و غنى و فقيرشان را مى شناسد. از هر هزار انسان معمولاً بيست و پنج نفر نيازمندند (ازاين رو زکات را به همين نسبت قرار داده است) و اگر مى دانست اين براى آن ها کافى نيست بر آن مى افزود، زيرا او خالق آن ها و از همه به آن ها آگاه تر است».
همين مضمون در دو حديث ديگر از همان حضرت با بيان هاى متفاوتى آمده است.
در ضمن از اين حديث استفاده مى شود که هرگاه در جامعه اسلامى در هر هزار نفر بيش از بيست و پنج نفر شخص نيازمند و فقير پيدا شود براثر عواملى است که مظالم انسان ها آن را آفريده است.
البته آنچه در روايت مذکور آمد درمورد زکات حيوانات و طلا و نقره است؛ اما زکات غلات، چنان که مى دانيم گاه يک دهم و گاه يک بيستم است، بنابراين منظور امام (عليه السلام) بيان حکمت حکم بوده نه علت حکم که در تمام مصاديق جارى و سارى است.

* * *