حکمت 331

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
إِنَّ آللّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الطَّاعَةَ غَنِيمَةَ آلْأَکْيَاسِ عِنْدَ تَفْرِيطِ آلْعَجَزَةِ.

امام (عليه السلام) فرمود:
خداوند سبحان طاعت خود را غنيمت زيرکان قرار داده هنگامى که افراد ناتوان (و هوس باز) کوتاهى مى کنند.

شرح و تفسیر حکمت 331
غنيمت زيرکان
امام (عليه السلام) در اين کلام نورانى مقايسه اى ميان هوشمندان مطيع و عاجزان بدکار کرده، مى فرمايد: «خداوند سبحان طاعت خود را غنيمت زيرکان قرار داده هنگامى که افراد ناتوان (و هوس باز) کوتاهى مى کنند»؛ (إِنَّ آللّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الطَّاعَةَ غَنِيمَةَ آلْأَکْيَاسِ عِنْدَ تَفْرِيطِ آلْعَجَزَةِ).
با اين که در غالب نسخه هاى نهج البلاغه «عِنْدَ تَفْريطِ الْعَجَزَةِ» ذکر شده، در نسخه کتاب صفين وهمچنين در کتاب روض الاخيار به جاى «الْعَجَزَةِ»، «الْفَجَرَةِ» آمده و مناسب تر نيز همين تعبير است، زيرا امام (عليه السلام)، مطيعان را با فاجران مقايسه مى فرمايد. گويى جهان را صحنه جنگى به حساب مى آورد که هوشمندان به مبارزه با لشکر شيطان و هواى نفس مى پردازند و بر آن ها پيروز مى شوند و غنيمتى که در اين جنگ سرنوشت ساز نصيب آن ها مى شود اطاعت فرمان پروردگار است؛ ولى ناتوان ها و فاجران کوتاهى مى کنند ودر اين ميدان در برابر شيطان و هواى نفس شکست مى خورند و همه چيز را از دست مى دهند. نه تنها غنيمتى به دست نمى آورند بلکه سرمايه هاى عمر و ايمان و عنايات پروردگار را از کف خواهند داد.
همان گونه که به هنگام ذکر سند خطبه اشاره شد، اميرمؤمنان على (عليه السلام) پيش از واقعه صفين بر فراز منبر رفت و خطبه اى براى مردم خواند و آنان را به جهاد دعوت کرد وحمد وثناى الهى را به جاى آورد، سپس فرمود: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَکْرَمَکُمْ بِدِينِهِ وَخَلَقَکُمْ لِعِبَادَتِهِ فَأَنْصِبُوا أَنْفُسَکُمْ فِي أَدَائِهَا وَتَنَجَّزُوا مَوْعُودَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلامِ مَتِينَةً وَعُرَاهُ وَثِيقَةً ثُمَّ جَعَلَ الطَّاعَةَ حَظَّ الْأَنْفُسِ وَرِضَا الرَّبِّ وَغَنِيمَةَ الْأَکْيَاسِ عِنْدَ تَفْرِيطِ الْعَجَزَةِ وَقَدْ حَمَلْتُ أَمْرَ أَسْوَدِهَا وَأَحْمَرِهَا وَلا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّه؛ خدا شما را با دينش (دين اسلام) گرامى داشت و براى عبادت (ومعرفت) خود آفريد، بنابراين خود را براى اداى اين وظيفه آماده کنيد و وعده الهى را مسلم بشمريد و بدانيد که ريسمان هاى اسلام (که خيمه اين آيين به آن وابسته است) محکم است و دستگيره هاى آنان استحکام دارد. سپس خداوند، اطاعت را بهره انسان ها و موجب رضايت پروردگار وغنيمت هوشمندان قرار داده است، در برابر کوتاهى عاجزان و ناتوان ها. من امور شما را اعم از سياه پوست و سرخ پوست (و سفيدپوست) بر عهده دارم و قوت و قدرتى جز به کمک پروردگار نيست. (سپس دستور حرکت به سوى ميدان نبرد با شاميان گردن کِش را به آن ها داد)».
اين نکته نيز شايان توجه است که غنيمت داراى يک معناى وسيع و يک معناى محدود است. معناى محدود آن همان غنائم جنگى است؛ اشيايى که به هنگام شکست دشمن از اموال آن ها به دست فاتحان مى افتد و معناى وسيع آن هرگونه درآمد قابل ملاحظه اى است که از هر طريقى حاصل شود حتى گاه به مواهب معنوى نيز اطلاق مى شود. مثلاً در روايتى از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) خطاب به ابوذر آمده است: «اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ: شَبَابَکَ قَبْلَ هَرَمِکَ وَصِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ وَغِنَاکَ قَبْلَ فَقْرِکَ وَفَرَاغَکَ قَبْلَ شُغْلِکَ وَحَيَاتَکَ قَبْلَ مَوْتِکَ؛ پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت بشمار: جوانى ات راپيش از پيرى و سلامتى را قبل از بيمارى و بى نيازى را قبل از فقر و فراغت را پيش از گرفتارى ها و حيات را قبل از مرگ». امثال اين تعبير در روايات فراوان است، بنابراين کسانى که تصور مى کنند غنيمت تنها به معناى غنائم جنگى است در اشتباهند. يکى از شواهد اين مدعا کلام حکيمانه مورد بحث است که حضرت، اطاعت را غنيمت هوشمندان شمرده است.
ارباب لغت نيز به طور گسترده به اين معنا اشاره کرده اند، لسان العرب مى گويد: «غُنْم» به معناى دسترسى يافتن به چيزى بدون مشقت است. در تاج العروس آمده است که غنيمت به معناى چيزى است که بدون زحمت به دست آيد.
در قاموس نيز غنيمت به همين معنا ذکر شده و در کتاب مفردات راغب پس از آن که غنيمت را از ريشه «غَنَم» به معناى گوسفند دانسته مى گويد: سپس اين واژه در هرچيزى که انسان به آن دست يابد خواه از سوى دشمنان باشد يا غير آن ها اطلاق شده است.
به همين دليل ما در قرآن آيه غنيمت را که حکم خمس را بيان کرده به مفهوم عام آن تفسير مى کنيم و معتقديم که هر درآمدى را شامل مى شود، همان گونه که در روايات اهل بيت (عليهم السلام) آمده است.
واژه «اکياس» جمع «کيِّس» به معناى شخص عاقل است ودر برابر آن شخص عاجز وناتوانِ فکرى است و همچنين فاجرانى که به عاقبت کارها نمى انديشند، بنابراين مقصود امام (عليه السلام) اين است که اگر انسان، عاقل و هوشيار باشد اطاعت خدا را غنيمت مى شمرد که هم سبب آبرومندى و عزت و پيروزى در دنياست و هم موجب نجات در آخرت. به عکس، افراد نادان معصيت و فجور را ترجيح مى دهند که هم مايه ذلت در دنيا و هم خسارت در آخرت است. نکته
غنائم هوشمندان
در احاديث اسلام چند چيز ديگر ـ علاوه بر آنچه در کلام حکيمانه مورد بحث آمده است ـ «غنيمة الاکياس» معرفى شده و تمام اين احاديث از اميرمؤمنان على (عليه السلام) در غررالحکم نقل شده است.
از جمله مى فرمايد: «غَنِيمَةُ الاْکْياسِ مُدارَسَةُ الْحِکْمَةِ؛ غنيمت هوشمندان بحث هاى مربوط به علم و دانش است».
نيز مى فرمايد: «الطّاعَةُ غَنيمَةُ الاْکْياسِ؛ اطاعت فرمان پروردگار غنيمت هوشمندان است».
اين جمله ازنظر محتوا به کلام حکمت آميز مورد بحث شباهت دارد، هر چند در الفاظ متفاوت است.
ديگر اين که مى فرمايد: «فَوْتُ الْغِنى غَنيمَةُ الاْکْياسِ وَحَسْرَةُ الْحَمْقى؛ از دست رفتن ثروت، غنيمت هوشمندان و حسرت احمقان است».
اشاره به اين که ثروت گرچه در حد ذات خود مطلوب است؛ ولى مشکلات عظيمى به همراه دارد؛ نگهدارى، پرداختن حقوق شرعيه آن و تحمل حسد حسودان و محاسبات مربوط به سود و زيان و طلب کارى ها و بدهکارى ها که بخش عظيمى از عمر انسان را مى گيرد.

* * * .