حکمت 332

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
السُّلْطَانُ وَزَعَةُ آللّهِ فِي أَرْضِهِ.

امام (عليه السلام) فرمود:
سلطان (عادل) پاسدار الهى در زمين اوست.

شرح و تفسیر حکمت 332
نقش سلطان عادل
اميرمؤمنان (عليه السلام) در اين بيان حکيمانه به نکته مهمى درباره حاکم و حکومت اشاره مى کند، مى فرمايد: «سلطان (عادل) پاسدار الهى در زمين اوست»؛ (السُّلْطَانُ وَزَعَةُ آللّهِ فِي أَرْضِهِ).
اشاره به اين که وجود قوانين و دستورات الهى به تنهايى براى جلوگيرى از نافرمانى ها و گناهان و ظلم ظالمان و تجاوز متجاوزان کافى نيست، بلکه نيروى بازدارنده اى لازم است و آن قدرت حاکم عادل است.
«سلطان»، هم به معناى قدرت و سلطه مى آيد؛ مانند آيه (إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ)؛ «سلطه شيطان تنها بر کسانى است که ولايت او را پذيرفته اند و کسانى که او را شريک (خدا در اطاعت و بندگى) قرار مى دهند. (و از او پيروى مى کنند)». و هم به معناى صاحب قدرت؛ مانند آنچه در روايت عمر بن حنظله آمده است که دو نفر از شيعيان با هم اختلاف داشتند «فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَإِلَى الْقُضَاةِ؛ آن ها داورى را نزد سلطان و قضات (او) بردند». امام (عليه السلام) فرمود: کار درستى نيست سپس دستورى براى داورى صحيح صادر فرمود. روشن است که منظور از واژه سلطان در کلام حکيمانه مورد بحث، همان صاحب قدرت است، زيرا مى فرمايد: «او پاسدار الهى در زمين است».
سلطان در اين جا به معناى هر صاحب قدرتى باشد، که بنابر آن، مفهومش همان مفهوم کلام ديگر مولا (عليه السلام) مى شود که فرمود: «لابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُوْمِنُ وَيَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْکَافِرُ؛ مردم بايد امير و سرپرستى داشته باشند خواه خوب باشد يا بد (زيرا اگر دسترسى به حاکم نيکوکار و عادل نباشد وجود امير فاجر از نبودن او و حاکميت هرج و مرج بهتر است) اميرى که در حکومتش، مؤمن به کار خويش بپردازد و کافر از مواهب مادى بهره مند شود».
البته معمول است که حتى حکومت هاى فاسد براى ادامه حکومت خويش ناچارند تا آن جا که مى شود امنيت را براى مردم فراهم کنند و تا حدى در رفاه مادى مردم بکوشند و از ظلم ديگر ظالمان جلوگيرى کنند، بنابراين وجودشان از عدمشان بهتر است.
احتمال ديگر اين است که منظور از سلطان در اين جا سلطان عادل است، زيرا امام (عليه السلام) تعبير به «وَزَعَةُ اللهِ» (پاسدار الهى) کرده و انتساب او به خدا با ظالم وبيدادگر بودنش تناسبى ندارد. اين احتمال نزديک تر به نظر مى رسد.
ازاين رو در حديثى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «السُّلْطَانُ ظِلُّ اللَّهِ فِي الْأَرْض؛ سلطان سايه خداوند در زمين است».
در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است: «السُّلْطانُ الْعادِلُ الْمُتواضِعُ ظِلُّ اللهِ وَرُمْحُهُ فِي الاْرْضِ؛ سلطان عادل و متواضع سايه خدا و نيزه (قدرت) او در زمين است».
«وَزَعَة» جمع «وازِع» از ريشه «وزع» (بر وزن وضع) به معناى بازداشتن و برحذرداشتن است. وازع به کسى گفته مى شود که از چيزى پاسدارى و نگاهبانى مى کند.
پيام خاصى که اين کلام نورانى دربر دارد اين است که جامعه اسلامى بدون حکومت قوى که مردم، خود را موظف به پيروى از آن بدانند اداره نمى شود و هنگامى که فرد قوى و عادلى در رأس حکومت قرار گيرد همه بايد از او پيروى کنند تا نظم صحيح بر جامعه حاکم گردد و هرج و مرج و بى قانونى برچيده شود.
اين سخن را با روايت ديگرى پايان مى دهيم:
اميرمؤمنان على (عليه السلام) ـ طبق روايتى که علامه مجلسى؛ در بحارالانوار آورده است ـ نامه اى به لشکريان خود نوشت و در آن از آنچه به نفع يا زيان آن هاست خبر داد وفرمود: «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَکُمْ فِي الْحَقِّ جَمِيعاً سَوَاءً أَسْوَدَکُمْ وَأَحْمَرَکُمْ وَجَعَلَکُمْ مِنَ الْوَالِي وَجَعَلَ الْوَالِيَ مِنْکُمْ بِمَنْزِلَةِ الْوَلَدِ مِنَ الْوَالِدِ وَالْوَالِدِ مِنَ الْوَلَدِ فَجَعَلَ لَکُمْ عَلَيْهِ إِنْصَافَکُمْ وَالتَّعْدِيلَ بَيْنَکُمْ وَالْکَفَّ عَنْ فَيْئِکُمْ فَإِذَا فَعَلَ مَعَکُمْ ذَلِکَ وَجَبَتْ عَلَيْکُمْ طَاعَتُهُ فِيمَا وَافَقَ الْحَقَّ وَنُصْرَتُهُ وَالدَّفْعُ عَنْ سُلْطَانِ اللَّهِ فَإِنَّکُمْ وَزَعَةُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ فَکُونُوا لَهُ أَعْوَاناً وَلِدِينِهِ أَنْصَاراً وَلا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ؛ اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، خدا همه شما را در حق، يکسان قرار داده است، سياه وسرخ (و سفيد) شما (همه در حقوق فردى و اجتماعى يکسان اند). شما را نسبت به والى و والى را نسبت به شما به منزله فرزند و پدر و پدر و فرزند قرار داد. حق شما بر والى اين است که درباره همگى انصاف دهد و تبعيض قائل نشود و در حفظ بيت المال شما بکوشد. هنگامى که با شما چنين کند بر همه شما واجب است او را اطاعت کنيد در آنچه موافق حق است ويارى نماييد و از حکومت الهى دفاع کنيد، زيرا شما پاسداران الهى در زمين هستيد، بنابراين ياور او باشيد و دين او را يارى کنيد و در زمين پس از اصلاح آن فساد نکنيد که خدا مفسدان را دوست ندارد».