حکمت 336

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
الْمَسْؤُولُ حُرٌّ حَتَّى يَعِدَ.

امام (عليه السلام) فرمود:
کسى که از او درخواستى شده، تا وعده نداده آزاد است (ولى پس از وعده دادن در گرو وعده خويش است و تا به آن وفا نکند آزاد نمى شود)».

شرح و تفسیر حکمت 336
انسان در گرو وعده هاى خويش است
همان گونه که اشاره شد، اين گفتار حکيمانه در بسيارى از نسخه هاى نهج البلاغه و شروح آن نيامده است. مرحوم فيض الاسلام در نسخه خود و صبحى صالح در نسخه اى که در دست ماست آن را آورده اند و ظاهر اين است که از نسخه ابن ابى الحديد گرفته اند. به هر حال کلامى است بسيار پرمعنا و حکيمانه.
امام (عليه السلام) مى فرمايد: «کسى که از او درخواستى شده، تا وعده نداده آزاد است»؛ (الْمَسْؤُولُ حُرٌّ حَتَّى يَعِدَ).
اشاره به اين که پس از وعده دادن در گرو وعده خويش است و تا به آن وفا نکند آزاد نمى شود.
همان گونه که در بيان اسناد اين گفتار حکيمانه آورديم، علامه مجلسى؛ در بحارالانوار آن را از کتاب العدد القوية، تأليف مرحوم علامه حلى با اضافه اى به اين صورت آورده است: «الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّى يَعِدَ وَالْمَسْئُولُ مُسْتَرَقٌّ حَتَّى يُنْجِزَ؛ آن کس که از او درخواستى شود آزاد است تا زمانى که وعده نداده، و برده است تا زمانى که به وعده خود وفا کند».
روشن است که حرّيّت و بردگى در اين گفتار حکيمانه جنبه مجازى دارد و منظور اين است که اشخاص حر از هر نظر آزادند و در قيد اسارت ديگرى نيستند؛ ولى برده در قيد اسارت ديگرى است و انسان تا وعده نداده آزاد است؛ اما هرگاه وعده اى به ديگرى بدهد گويا زنجير اسارتى را بر گردن خود نهاده و تا به وعده اش وفا نکند از گردن او برداشته نخواهد شد.
پيامى که اين کلام دارد مسئله لزوم وفاى به وعده است؛ مبادا کسى وعده بدهد باز هم خود را آزاد پندارد و گمان کند هيچ وظيفه و مسئوليتى در برابر وعده اى که داده است بر دوش ندارد. بايد خود را همچون اسيرى بداند که تا به وعده اش وفا نکند آزاد نمى شود. نکته
اهميت وفاى به عهد
بسيارى از افراد درمورد وعده ها و عهدهاى خود بى اعتنا و سهل انگارند در حالى که قرآن مجيد و روايات اسلامى به آن اهميت فوق العاده اى داده اند.
قرآن مجيد مى فرمايد: (وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولا)؛ «به عهد خود وفا کنيد که از عهد (در قيامت) سؤال مى شود».
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى فرمايد: «الْعِدَةُ دَيْنٌ وَيْلٌ لِمَنْ وَعَدَ ثُمَّ أخْلَفَ وَيْلٌ لِمَنْ وَعَدَ ثُمَّ أخْلَفَ وَيْلٌ لِمَنْ وَعَدَ ثُمَّ أَخْلَفَ؛ وعده به منزله بدهکارى است. واى به حال کسى که وعده مى دهد و خلاف مى کند! واى به حال کسى که وعده مى دهد و خلاف مى کند! واى به حال کسى که وعده مى دهد و خلاف مى کند!».
ازاين روايت استفاده مى شود که وعده به منزله بدهکارى شديد و مؤکد است که افراد باايمان بايد به آن عمل کنند. البته ازنظر فقهى، وعده هاى ابتدايى که در ضمن عقد و قراردادى نباشد واجب العمل نيست؛ ولى از آيات و روايات استفاده مى شود که مستحب بسيار مؤکدى است؛ گويا ديواربه ديوار واجبات مؤکد است.
بر اين اساس پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در حديث ديگرى مى فرمايد: «الواعِدُ بِالْعِدَةِ مِثْلُ الدَّيْنِ أوْ أَشَدَّ؛ کسى که وعده اى مى دهد (وعده اش) مانند بدهکارى يا شديدتر از آن است».
اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «ما باتَ لِرَجُلٍ عِنْدي مَوْعِدٌ قَطُّ فَباتَ يَتَمَلْمَلُ عَلى فِراشِهِ لِيَغْدُو بِالظَّفَرِ بِحاجَتِهِ أشَدُّ مِنْ تَمَلْمُلِي عَلى فِراشي حِرْصآ عَلَى الْخُروجِ إلَيْهِ مِنْ دَيْنٍ عُدْتُهُ وَخَوْفآ مِنْ عائِقٍ يُوجِبُ الْخُلْفَ فَإِنَّ خُلْفَ الْوَعْدِ لَيْسَ مِنْ أخْلاقِ الْکِرامِ؛ کسى که وعده اى به او داده ام و شب هنگام در بسترش بيدار است و لحظه شمارى مى کند که صبح شود و نزد من آيد و حاجتش برآورده شود، ناراحتى و انتظار او هرگز از ناراحتى من شب هنگام در بسترم بيشتر نيست، چرا که انتظار مى کشم به سراغ او بروم واز دِين وعده او درآيم. مبادا مانعى سبب خلف وعده شود، زيرا خلف وعده از اخلاق انسان هاى با شخصيت و بزرگوار نيست».
روايات درباره نکوهش خلف وعده در منابع اسلامى بسيار است. اين گفتار را با حديثى از امام صادق (عليه السلام) پايان مى دهيم، فرمود: «عِدَةُ الْمُوْمِنِ أَخَاهُ نَذْرٌ لاکَفَّارَةَ لَهُ فَمَنْ أَخْلَفَ فَبِخُلْفِ اللَّهِ بَدَأَ وَلِمَقْتِهِ تَعَرَّضَ وَذَلِکَ قَوْلُهُ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ)؛ وعده مؤمن به برادرش نوعى نذر است، هرچند کفاره ندارد و هرکس خلف وعده کند درواقع با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم او قرار داده و اين همان چيزى است که قرآن مى فرمايد: اى کسانى که ايمان آورده ايد چرا سخنى مى گوييد که به آن عمل نمى کنيد؟ اين کار موجب خشم عظيم در پيشگاه خداست که سخنى بگوييد و به آن عمل نکنيد».

* * * .
پاورقی ها
سند گفتار حکيمانه:
مرحوم خطيب اين گفتار کوتاه و حکيمانه را از منابع ديگرى نيز نقل کرده؛ از جمله از جاحظ در المائة المختارة و ابن مسکويه در کتاب الحکمة الخالدة. قابل توجه است که اين کلام در بسيارى از نسخ و شروح نهج البلاغه نيامده؛ اما ابن ابى الحديد آن را ذکر کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 255).
اضافه مى کنيم که مرحوم علامه حلى آن را با اضافه اى در کتاب العُدد القوية به اين صورت آورده است: «الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّى يَعِدَ وَالْمَسْئُولُ مُسْتَرَقٌّ حَتَّى يُنْجِزَ». (العدد القوية، ص 37). افزون بر اين ها رشيد الدين وطواط که در قرن ششم مى زيسته در کتاب مطلوب کل طالب، ص 22 اين جمله را به عين همين عبارت آورده و حلوانى (از علماى قرن پنجم) در کتاب نزهة الناظر، ص 72 با اضافه اى شبيه اضافه مرحوم علامه حلى ذکر کرده است.