حکمت 351
شرح و تفسیر حکمت 351
گرفتاران، اميدوار باشند
امام (عليه السلام) در اين فرمايش پر حکمت و نورانى به يکى از اصول زندگى بشر نه به عنوان قانونى کلى، بلکه قانونى غالبى اشاره کرده و به وسيله آن به تمام گرفتاران اميد مى بخشد، مى فرمايد: «هنگامى که سختى ها به آخرين درجه شدت برسد گشايش روى مى دهد ودر آن هنگام که حلقه هاى بلا تنگ مى شود نوبت آسايش و راحتى فرامى رسد»؛ (عِنْدَ تَنَاهِي آلشِّدَّةِ تَکُونُ آلْفَرْجَةُ، وَعِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ آلْبَلاَءِ يَکُونُ آلرَّخَاءُ).
اين حقيقت به کرار تجربه شده که پايان شب هاى سياه سپيد است و عاقبت گرفتارى ها راحتى و استراحت است. به همين دليل انسان هرگز نبايد به هنگام هجوم مشکلات و درد و رنج ها مأيوس گردد و دست به کارهاى نامعقول بزند و يا زبان به ناشکرى بگشايد و بى تابى کند، بلکه پيوسته اميدوار باشد که به دنبال اين شدت ها و تنگى حلقه هاى بلا گشايش حاصل مى شود، طوفان بلا فرومى نشيند و ابرهاى نوميدى کنار مى رود و آفتاب شفاف اميد آشکار مى گردد.
قرآن مجيد نيز در سوره انشراح خطاب به پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) به همين حقيقت اشاره کرده، مى فرمايد: (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرآ * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرآ)؛ «زيرا با سختى آسانى است (باز هم) با سختى آسانى است».
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در تفسير اين سوره مى فرمايد: «لَوْ کانَ الْعُسْرُ فِي جُحْرٍ لَدَخَلَ عَلَيْهِ الْيُسْرُ حَتّى يُخْرِجَهُ؛ هرگاه سختى وارد لانه اى شود، راحتى وارد مى شود و آن را بيرون مى کند» سپس آيه شريفه (إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرآ) را تلاوت فرمود.
بسيار مى شود که اين سختى ها و تنگى حلقه بلاها آزمون الهى و مقدمه اى است براى ترفيع مقام انسان.
در حالات انبياى الهى نيز اين مطلب بسيار ديده مى شود؛ نمونه روشن آن زندگى ايوب (عليه السلام) است. اين پيامبر داراى همه امکانات، زن و فرزند و زندگى مناسب بود؛ اما خدا در آزمونى سخت آن ها را يکى را پس از ديگرى از او گرفت و او همچنان صبر کرد. سرانجام دست به دعا برداشت و از پيشگاه پروردگار تقاضاى گشايش کرد، همان گونه که در آيه 83 و 84 سوره انبياء مى خوانيم: (وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ)؛ «و ايوب را (به ياد آور) هنگامى که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالى و مشکلات به من روى آورده؛ و تو مهربان ترين مهربانانى!».
به دنبال آن آمده است: (فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَکَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِکْرَى لِلْعَابِدِينَ)؛ «ما دعاى او را مستجاب کرديم؛ و ناراحتى هايى را که داشت برطرف ساختيم؛ و خاندانش را به او بازگردانديم؛ و همانندشان را بر آن ها افزوديم؛ تا رحمتى از سوى ما و تذکرى براى عبادت کنندگان باشد».
در سوره بقره نيز به مومنانى که در کوران حوادث جنگ احزاب و احد بى تابى مى کردند و پيوسته در انتظار رسيدن يارى خداوند بودند گوشزد مى کند که اين مشکلات مخصوص شما نيست، انبياى پيشين نيز گرفتار مشکلات عظيمى شدند و سرانجام يارى خداوند بعد از يک دوران سخت به سراغ آنان آمد، مى فرمايد: (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ)؛ «آيا گمان کرديد داخل بهشت مى شويد، بى آن که حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتارى ها و ناراحتى ها به آن ها رسيد، وآن چنان ناراحت شدند که پيامبر و افرادى که ايمان آورده بودند گفتند: «پس يارى خدا کى خواهد آمد؟!» (در اين هنگام، تقاضاى يارى از او کردند، و به آن ها گفته شد:) آگاه باشيد، يارى خدا نزديک است!)».
بى شک اين کلام حکمت آميز پيام هاى متعددى دارد: از يک سو پيام اميد به همراه خود دارد و از سوى ديگر جلوى بى تابى ها و جزع را مى گيرد و از سوى سوم به رهروان راه حق نويد مى دهد که اگر صبر و استقامت پيشه کنند و با مشکلات به مبارزه برخيزند سرانجام امدادهاى الهى و فرج بعد از شدت به سراغ آنان خواهد آمد.
اين نکته را نيز مى توان از اين کلام شريف و از ساير روايات اسلامى استفاده کرد که برطرف شدن مشکلات گاه نياز به زمان دارد که اگر انسان پيش از رسيدن وقت آن زياد دست و پا بزند مشکلى بر مشکلات خود مى افزايد.
اين سخن را با حديث جالبى که «قاضى تنوخى» در کتاب الفرج بعد الشدة از اميرمومنان (عليه السلام) نقل کرده است پايان مى دهيم. در اين حديث چنين آمده که مرد عربى خدمت اميرمومنان (عليه السلام) آمد و عرضه داشت: من گرفتارى ها و مشکلات زيادى دارم، نکته اى به من بياموز که از آن استفاده کنم. امام (عليه السلام) فرمود: اى اعرابى! «إنَّ لِلْمِحَنِ أوْقاتآ وَلَها غاياتٌ فَاجْتِهادُ الْعَبْدِ فِي مِحْنَتِهِ قَبْلَ إزالَةِ اللهِ تَعالى إيّاهَا يَکُونُ زِيادَةً فِيها؛ محنت ها و مشکلات، زمان و سرآمدى دارد و تلاش انسان براى برطرف ساختن آن پيش از آن که فرمان الهى برسد بر حجم آن مشکلات مى افزايد».
سپس امام (عليه السلام) به آيه شريفه 38 سوره زمر استدلال کرد آن گاه افزود: «لکِنِ اسْتَعِنْ بِاللهِ وَاصْبِرْ وَأکْثِرْ مِنَ الْإِسْتِغْفارِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ وَعَدَ الصّابِرينَ خَيْرآ کَثِيرآ؛ از خدا يارى بطلب و شکيبايى پيشه کن و بسيار استغفار کن که خداى متعال به صابران وعده خير بسيار داده است».
* * * .
امام (عليه السلام) در اين فرمايش پر حکمت و نورانى به يکى از اصول زندگى بشر نه به عنوان قانونى کلى، بلکه قانونى غالبى اشاره کرده و به وسيله آن به تمام گرفتاران اميد مى بخشد، مى فرمايد: «هنگامى که سختى ها به آخرين درجه شدت برسد گشايش روى مى دهد ودر آن هنگام که حلقه هاى بلا تنگ مى شود نوبت آسايش و راحتى فرامى رسد»؛ (عِنْدَ تَنَاهِي آلشِّدَّةِ تَکُونُ آلْفَرْجَةُ، وَعِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ آلْبَلاَءِ يَکُونُ آلرَّخَاءُ).
اين حقيقت به کرار تجربه شده که پايان شب هاى سياه سپيد است و عاقبت گرفتارى ها راحتى و استراحت است. به همين دليل انسان هرگز نبايد به هنگام هجوم مشکلات و درد و رنج ها مأيوس گردد و دست به کارهاى نامعقول بزند و يا زبان به ناشکرى بگشايد و بى تابى کند، بلکه پيوسته اميدوار باشد که به دنبال اين شدت ها و تنگى حلقه هاى بلا گشايش حاصل مى شود، طوفان بلا فرومى نشيند و ابرهاى نوميدى کنار مى رود و آفتاب شفاف اميد آشکار مى گردد.
قرآن مجيد نيز در سوره انشراح خطاب به پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) به همين حقيقت اشاره کرده، مى فرمايد: (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرآ * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرآ)؛ «زيرا با سختى آسانى است (باز هم) با سختى آسانى است».
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در تفسير اين سوره مى فرمايد: «لَوْ کانَ الْعُسْرُ فِي جُحْرٍ لَدَخَلَ عَلَيْهِ الْيُسْرُ حَتّى يُخْرِجَهُ؛ هرگاه سختى وارد لانه اى شود، راحتى وارد مى شود و آن را بيرون مى کند» سپس آيه شريفه (إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرآ) را تلاوت فرمود.
بسيار مى شود که اين سختى ها و تنگى حلقه بلاها آزمون الهى و مقدمه اى است براى ترفيع مقام انسان.
در حالات انبياى الهى نيز اين مطلب بسيار ديده مى شود؛ نمونه روشن آن زندگى ايوب (عليه السلام) است. اين پيامبر داراى همه امکانات، زن و فرزند و زندگى مناسب بود؛ اما خدا در آزمونى سخت آن ها را يکى را پس از ديگرى از او گرفت و او همچنان صبر کرد. سرانجام دست به دعا برداشت و از پيشگاه پروردگار تقاضاى گشايش کرد، همان گونه که در آيه 83 و 84 سوره انبياء مى خوانيم: (وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ)؛ «و ايوب را (به ياد آور) هنگامى که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالى و مشکلات به من روى آورده؛ و تو مهربان ترين مهربانانى!».
به دنبال آن آمده است: (فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَکَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِکْرَى لِلْعَابِدِينَ)؛ «ما دعاى او را مستجاب کرديم؛ و ناراحتى هايى را که داشت برطرف ساختيم؛ و خاندانش را به او بازگردانديم؛ و همانندشان را بر آن ها افزوديم؛ تا رحمتى از سوى ما و تذکرى براى عبادت کنندگان باشد».
در سوره بقره نيز به مومنانى که در کوران حوادث جنگ احزاب و احد بى تابى مى کردند و پيوسته در انتظار رسيدن يارى خداوند بودند گوشزد مى کند که اين مشکلات مخصوص شما نيست، انبياى پيشين نيز گرفتار مشکلات عظيمى شدند و سرانجام يارى خداوند بعد از يک دوران سخت به سراغ آنان آمد، مى فرمايد: (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ)؛ «آيا گمان کرديد داخل بهشت مى شويد، بى آن که حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتارى ها و ناراحتى ها به آن ها رسيد، وآن چنان ناراحت شدند که پيامبر و افرادى که ايمان آورده بودند گفتند: «پس يارى خدا کى خواهد آمد؟!» (در اين هنگام، تقاضاى يارى از او کردند، و به آن ها گفته شد:) آگاه باشيد، يارى خدا نزديک است!)».
بى شک اين کلام حکمت آميز پيام هاى متعددى دارد: از يک سو پيام اميد به همراه خود دارد و از سوى ديگر جلوى بى تابى ها و جزع را مى گيرد و از سوى سوم به رهروان راه حق نويد مى دهد که اگر صبر و استقامت پيشه کنند و با مشکلات به مبارزه برخيزند سرانجام امدادهاى الهى و فرج بعد از شدت به سراغ آنان خواهد آمد.
اين نکته را نيز مى توان از اين کلام شريف و از ساير روايات اسلامى استفاده کرد که برطرف شدن مشکلات گاه نياز به زمان دارد که اگر انسان پيش از رسيدن وقت آن زياد دست و پا بزند مشکلى بر مشکلات خود مى افزايد.
اين سخن را با حديث جالبى که «قاضى تنوخى» در کتاب الفرج بعد الشدة از اميرمومنان (عليه السلام) نقل کرده است پايان مى دهيم. در اين حديث چنين آمده که مرد عربى خدمت اميرمومنان (عليه السلام) آمد و عرضه داشت: من گرفتارى ها و مشکلات زيادى دارم، نکته اى به من بياموز که از آن استفاده کنم. امام (عليه السلام) فرمود: اى اعرابى! «إنَّ لِلْمِحَنِ أوْقاتآ وَلَها غاياتٌ فَاجْتِهادُ الْعَبْدِ فِي مِحْنَتِهِ قَبْلَ إزالَةِ اللهِ تَعالى إيّاهَا يَکُونُ زِيادَةً فِيها؛ محنت ها و مشکلات، زمان و سرآمدى دارد و تلاش انسان براى برطرف ساختن آن پيش از آن که فرمان الهى برسد بر حجم آن مشکلات مى افزايد».
سپس امام (عليه السلام) به آيه شريفه 38 سوره زمر استدلال کرد آن گاه افزود: «لکِنِ اسْتَعِنْ بِاللهِ وَاصْبِرْ وَأکْثِرْ مِنَ الْإِسْتِغْفارِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ وَعَدَ الصّابِرينَ خَيْرآ کَثِيرآ؛ از خدا يارى بطلب و شکيبايى پيشه کن و بسيار استغفار کن که خداى متعال به صابران وعده خير بسيار داده است».
* * * .