حکمت 356
وَقِيلَ لَهُ (عليه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَيْتِهِ وَتُرِکَ فِيهِ مِنْ أَيْنَ کَانَ يَأْتِيهِ رِزْقُهُ؟
فَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُهُ.
از امام (عليه السلام) پرسيدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟
امام (عليه السلام) در پاسخ فرمود:
از همان جا که اجل به سراغ او مى آيد!
شرح و تفسیر حکمت 356
کسى که عمرش باقى است روزى اش مى رسد
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه در برابر سوال پيچيده اى جواب پيچيده اى بيان فرموده است. «از امام (عليه السلام) پرسيدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟ امام (عليه السلام) در پاسخ فرمود: از همان جا که اجل به سراغ او مى آيد»؛ (وَ قِيلَ لَهُ (عليه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَيْتِهِ وَتُرِکَ فِيهِ مِنْ أَيْنَ کَانَ يَأْتِيهِ رِزْقُهُ؟ فَقال (عليه السلام): مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُهُ).
در اين جا سوالى وجود دارد که ابن ابى الحديد آن را در آغاز تفسيرى که براى اين گفتار شريف کرده ذکر نموده است وآن اين که بسيار ديده شده افرادى را در زندان يا خانه يا غارى محبوس کرده اند و آن ها از گرسنگى مرده اند، بنابراين چگونه پاسخ امام (عليه السلام) در اين جا قابل قبول است؟
به تعبير ديگر، مرگ، فناست و فنا براثر اسبابش که از جمله آن عدم تغذيه است حاصل مى شود، بنابراين نمى توان آن را با حيات که سببش رزق و روزى است قياس کرد.
در پاسخ اين مطلب همه شارحان و از جمله ابن ابى الحديد تقريباً راه واحدى را برگزيده اند و آن اين که اين سخن مربوط به جايى است که اراده و مشيت الهيه به اين تعلق گرفته باشد که کسى زنده بماند و در اين حال خداوند از طرق ممکن اسباب ادامه حيات او را فراهم مى کند؛ مثلاً خدا مى خواست اصحاب کهف سيصد و نه سال در خواب باشند و زنده بمانند و قطعاً در اين مدّت نياز به تغذيه داشته اند؛ در اين جا امدادهاى الهى به نحوى آن ها را تغذيه مى کرد و زنده نگاه مى داشت. يا اين که خدا مى خواست يونس (عليه السلام) در شکم ماهى چهل روز (بنابر قولى) زنده بماند، ازاين رو اسباب آن را براى او فراهم ساخت.
در داستان مريم (عليها السلام) مى خوانيم که خدا از درخت خشکيده نخل، خرما براى او تهيه کرد و نيز در کنار محرابش غذاهاى بهشتى يا ميوه هايى که در آن فصل وجود نداشت فراهم مى شد.
بر اين اساس، اگر مشيت الهيه بر حيات کسى تعلق گيرد اسباب حيات او را حتى در اتاق دربسته يا در زندان و غارى که کسى در آن راه نمى يابد فراهم مى سازد و همان گونه که فرشته مرگ مى تواند از اين موانع عبور کند فرشته اى نيز که اسباب حيات را فراهم سازد مى تواند از آن ها عبور نمايد.
بسيار ديده ايم يا شنيده ايم که در زلزله هاى خطرناک، افراد و حتى بچه هاى کوچکى را بعد از يک هفته يا بيشتر زنده از زير آوار درآورده اند، در حالى که طبق موازين عادى نه هواى کافى براى زنده ماندن داشته اند و نه غذا.
به تعبير ديگر، رزق دوگونه است: رزق حتمى و رزق غير حتمى. يا رزق مقسوم و رزق غير مقسوم؛ رزق حتمى روزى اى است که انسان بخواهد يا نخواهد به او مى رسد. جنين که در شکم مادر زنده است خداوند رزق حتمى به او مى دهد چه بخواهد و چه نخواهد و حتى اگر قادر به تلاش باشد تلاش او هيچ گونه تأثيرى ندارد.
اما روزى غير حتمى چيزى است که انسان بايد براى به دست آوردن آن به کوشش برخيزد. اگر تلاش کند به آن مى رسد و اگر تنبلى کند به آن نخواهد رسد، ازاين رو در روايتى مى خوانيم: کسى که در خانه اش بنشيند و کار نکند و بگويد: خدا روزى رسان است، دعايش مستجاب نمى شود و به او گفته مى شود: «أَلَمْ آمُرْکَ بِالطَّلَب؟؛ آيا من به تو دستور ندادم برخيزى وبراى به دست آوردن روزى تلاش کنى؟»
شعرا نيز هر دو قسم روزى را در اشعار خود آورده اند؛ درمورد قسم اوّل، شاعرى مى گويد:
از مرگ مينديش و غم رزق مخور *** کين هر دو به وقت خويش ناچار رسد
در مورد قسم دوم روزى که نيازبه تلاش و کوشش دارد صائب تبريزى مى گويد:
چون شير مادر است مهيا اگرچه رزق *** اين جهد و کوشش تو به جاى مکيدن است نکته
رزق و روزى افراد
در آيات قرآن وروايات اسلامى بر اين معنا تأکيد شده است که خدا براى هر موجودى رزق و روزى اى معين کرده که به او مى رسد؛ در آيه 6 سوره هود مى خوانيم: (وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِى کِتَابٍ مُّبِينٍ)؛ «هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر اين که روزى او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى داند».
در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) نقل شده است: «يا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ کَمَا يفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَکَهُ رِزْقُهُ کَمَا يدْرِکُهُ الْمَوْتُ؛ اى ابوذر! اگر انسان از رزق و روزى اش بگريزد همان گونه که از مرگ گريزان است روزى به سراغش مى آيد همان گونه که (روزى) مرگ به سراغ او خواهد آمد». امثال اين روايت در منابع روايى فراوان است.
هدف از اين تعبيرات واين دستور که انسان بايد براى به دست آوردن روزى کوشش کند، اين است که از حرص زدن بپرهيزد و به زندگى معقولى قانع باشد تا آلوده حرام نگردد و ميدان را براى ديگران نيز باز بگذارد، ازاين رو در حکمت 379 اميرمومنان على بن ابى طالب (عليه السلام) روزى را به دو نوع تقسيم مى کند: يک نوع آن روزى اى است که در طلب انسان است و نوع ديگر، روزى اى که انسان آن را طلب مى کند حتى اگر به سراغش نرود روزى به سراغ او مى آيد. سپس مى افزايد: بنابراين فکر فردا را بر فکر امروزت تحميل نکن (و زياد براى به دست آوردن روزى بيشتر تلاش آميخته با حرص نداشته باش).
امام صادق (عليه السلام) نيز مى فرمايد: «لِيکُنْ طَلَبُکَ الْمَعِيشَةَ فَوْقَ کَسْبِ الْمُضِيعِ دُونَ طَلَبِ الْحَرِيصِ؛ بايد تلاش تو براى به دست آوردن روزى فراتر از افرادى باشد که سستى مى کنند و روزى خود را ضايع مى سازند و کمتر از کسانى باشد که حرص مى زنند و آز و طمع بر آن ها غالب است».
* * * .
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه در برابر سوال پيچيده اى جواب پيچيده اى بيان فرموده است. «از امام (عليه السلام) پرسيدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟ امام (عليه السلام) در پاسخ فرمود: از همان جا که اجل به سراغ او مى آيد»؛ (وَ قِيلَ لَهُ (عليه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَيْتِهِ وَتُرِکَ فِيهِ مِنْ أَيْنَ کَانَ يَأْتِيهِ رِزْقُهُ؟ فَقال (عليه السلام): مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُهُ).
در اين جا سوالى وجود دارد که ابن ابى الحديد آن را در آغاز تفسيرى که براى اين گفتار شريف کرده ذکر نموده است وآن اين که بسيار ديده شده افرادى را در زندان يا خانه يا غارى محبوس کرده اند و آن ها از گرسنگى مرده اند، بنابراين چگونه پاسخ امام (عليه السلام) در اين جا قابل قبول است؟
به تعبير ديگر، مرگ، فناست و فنا براثر اسبابش که از جمله آن عدم تغذيه است حاصل مى شود، بنابراين نمى توان آن را با حيات که سببش رزق و روزى است قياس کرد.
در پاسخ اين مطلب همه شارحان و از جمله ابن ابى الحديد تقريباً راه واحدى را برگزيده اند و آن اين که اين سخن مربوط به جايى است که اراده و مشيت الهيه به اين تعلق گرفته باشد که کسى زنده بماند و در اين حال خداوند از طرق ممکن اسباب ادامه حيات او را فراهم مى کند؛ مثلاً خدا مى خواست اصحاب کهف سيصد و نه سال در خواب باشند و زنده بمانند و قطعاً در اين مدّت نياز به تغذيه داشته اند؛ در اين جا امدادهاى الهى به نحوى آن ها را تغذيه مى کرد و زنده نگاه مى داشت. يا اين که خدا مى خواست يونس (عليه السلام) در شکم ماهى چهل روز (بنابر قولى) زنده بماند، ازاين رو اسباب آن را براى او فراهم ساخت.
در داستان مريم (عليها السلام) مى خوانيم که خدا از درخت خشکيده نخل، خرما براى او تهيه کرد و نيز در کنار محرابش غذاهاى بهشتى يا ميوه هايى که در آن فصل وجود نداشت فراهم مى شد.
بر اين اساس، اگر مشيت الهيه بر حيات کسى تعلق گيرد اسباب حيات او را حتى در اتاق دربسته يا در زندان و غارى که کسى در آن راه نمى يابد فراهم مى سازد و همان گونه که فرشته مرگ مى تواند از اين موانع عبور کند فرشته اى نيز که اسباب حيات را فراهم سازد مى تواند از آن ها عبور نمايد.
بسيار ديده ايم يا شنيده ايم که در زلزله هاى خطرناک، افراد و حتى بچه هاى کوچکى را بعد از يک هفته يا بيشتر زنده از زير آوار درآورده اند، در حالى که طبق موازين عادى نه هواى کافى براى زنده ماندن داشته اند و نه غذا.
به تعبير ديگر، رزق دوگونه است: رزق حتمى و رزق غير حتمى. يا رزق مقسوم و رزق غير مقسوم؛ رزق حتمى روزى اى است که انسان بخواهد يا نخواهد به او مى رسد. جنين که در شکم مادر زنده است خداوند رزق حتمى به او مى دهد چه بخواهد و چه نخواهد و حتى اگر قادر به تلاش باشد تلاش او هيچ گونه تأثيرى ندارد.
اما روزى غير حتمى چيزى است که انسان بايد براى به دست آوردن آن به کوشش برخيزد. اگر تلاش کند به آن مى رسد و اگر تنبلى کند به آن نخواهد رسد، ازاين رو در روايتى مى خوانيم: کسى که در خانه اش بنشيند و کار نکند و بگويد: خدا روزى رسان است، دعايش مستجاب نمى شود و به او گفته مى شود: «أَلَمْ آمُرْکَ بِالطَّلَب؟؛ آيا من به تو دستور ندادم برخيزى وبراى به دست آوردن روزى تلاش کنى؟»
شعرا نيز هر دو قسم روزى را در اشعار خود آورده اند؛ درمورد قسم اوّل، شاعرى مى گويد:
از مرگ مينديش و غم رزق مخور *** کين هر دو به وقت خويش ناچار رسد
در مورد قسم دوم روزى که نيازبه تلاش و کوشش دارد صائب تبريزى مى گويد:
چون شير مادر است مهيا اگرچه رزق *** اين جهد و کوشش تو به جاى مکيدن است نکته
رزق و روزى افراد
در آيات قرآن وروايات اسلامى بر اين معنا تأکيد شده است که خدا براى هر موجودى رزق و روزى اى معين کرده که به او مى رسد؛ در آيه 6 سوره هود مى خوانيم: (وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِى کِتَابٍ مُّبِينٍ)؛ «هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر اين که روزى او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى داند».
در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) نقل شده است: «يا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ کَمَا يفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَکَهُ رِزْقُهُ کَمَا يدْرِکُهُ الْمَوْتُ؛ اى ابوذر! اگر انسان از رزق و روزى اش بگريزد همان گونه که از مرگ گريزان است روزى به سراغش مى آيد همان گونه که (روزى) مرگ به سراغ او خواهد آمد». امثال اين روايت در منابع روايى فراوان است.
هدف از اين تعبيرات واين دستور که انسان بايد براى به دست آوردن روزى کوشش کند، اين است که از حرص زدن بپرهيزد و به زندگى معقولى قانع باشد تا آلوده حرام نگردد و ميدان را براى ديگران نيز باز بگذارد، ازاين رو در حکمت 379 اميرمومنان على بن ابى طالب (عليه السلام) روزى را به دو نوع تقسيم مى کند: يک نوع آن روزى اى است که در طلب انسان است و نوع ديگر، روزى اى که انسان آن را طلب مى کند حتى اگر به سراغش نرود روزى به سراغ او مى آيد. سپس مى افزايد: بنابراين فکر فردا را بر فکر امروزت تحميل نکن (و زياد براى به دست آوردن روزى بيشتر تلاش آميخته با حرص نداشته باش).
امام صادق (عليه السلام) نيز مى فرمايد: «لِيکُنْ طَلَبُکَ الْمَعِيشَةَ فَوْقَ کَسْبِ الْمُضِيعِ دُونَ طَلَبِ الْحَرِيصِ؛ بايد تلاش تو براى به دست آوردن روزى فراتر از افرادى باشد که سستى مى کنند و روزى خود را ضايع مى سازند و کمتر از کسانى باشد که حرص مى زنند و آز و طمع بر آن ها غالب است».
* * * .