حکمت 357

وعَزَّى قَوْماً عَنْ مَيِّتٍ ماتَ لَهُمْ
فَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ

إِنَّ هذا آلْأَمْرَ لَيْسَ لَکُمْ بَدَأَ، وَلاَ إِلَيْکُمُ آنْتَهَى، وَقَدْ کَانَ صَاحِبُکُمْ هذَا يُسَافِرُ فَعُدُّوهُ فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ، فَإِنْ قَدِمَ عَلَيْکُمْ وَإِلاَّ قَدِمْتُمْ عَلَيْهِ.

امام (عليه السلام) به گروهى از بازماندگان کسى که از دنيا رفته بود اين گونه تسليت گفت، فرمود:
اين امر (مرگ) نه آغازش از شما بوده و نه به شما ختم خواهد شد. اين دوست شما سابقآ هم گاهى مسافرت مى رفت اکنون نيز تصور کنيد به سفرى رفته است. اگر او از سفر بازگردد چه بهتر و اگر بازنگردد شما به سوى او خواهيد رفت (و يکديگر را ملاقات خواهيد کرد)!

شرح و تفسیر حکمت 357
تسليتى پرمعنا
امام (عليه السلام) به سبب لطف و محبتى که به همه داشت از جزئيات زندگى افراد نيز غافل نمى شد و سعى مى فرمود مشکلات مردم را از هر نوعى حل کند؛ از جمله هنگامى که از مرگ يکى از مسلمانان باخبر شد به بازماندگانش چنين تسليت گفت: «اين امر (مرگ) نه آغازش از شما بوده و نه به شما ختم خواهد شد. اين دوست شما سابقآ هم گاهى مسافرت مى رفت، اکنون نيز تصور کنيد که به سفرى رفته است. اگر او از سفر بازگردد چه بهتر و اگر بازنگردد شما به سوى او خواهيد رفت (و يکديگر را ملاقات خواهيد کرد)»؛ (وعَزَّى قَوْماً عَنْ مَيِّتٍ ماتَ لَهُمْ فقال (عليه السلام): إِنَّ هذا آلْأَمْرَ لَيْسَ لَکُمْ بَدَأَ، وَلاَ إِلَيْکُمُ آنْتَهَى، وَقَدْ کَانَ صَاحِبُکُمْ هذَا يُسَافِرُ فَعُدُّوهُ فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ، فَإِنْ قَدِمَ عَلَيْکُمْ وَإِلاَّ قَدِمْتُمْ عَلَيْهِ).
اين سخن را هر مصيبت زده اى بشنود آرامش مى يابد، زيرا به اين نکته توجه پيدا مى کند که نه عزيز ازدست رفته آن ها نخستين کسى بوده که مرگ، دامانش را گرفته و نه آخرين کس است.
نيز امام (عليه السلام) توجه را به اين نکته جلب مى کند که مرگ به معناى نيستى و فنا نيست که شما اين قدر براى آن ناراحت شويد؛ سفرى است که همه در پيش دارند، سفرى است به جهانى برتر و والاتر که اگر مردم داراى اعمال صالح باشند در بهشت برين در حالى که بر کرسى ها تکيه کرده اند يکديگر را ملاقات مى کنند و با هم سخن مى گويند. اين تصوير از مرگ، مردن را براى همگان آسان مى کند و مايه تسليت خاطر کسانى است که عزيزانشان از دست رفته اند. نکته
از اندوه مصيبت زدگان بکاهيد
بى شک زندگى در دنيا خالى از مصائب نيست به خصوص اگر انسان عمر طولانى کند که در اين حال گرفتار مصيبت هاى عزيزان و دوستان و بستگان مى شود و گاه شدت مصيبت آن چنان زياد است که انسان را از پاى درمى آورد و يا خداى نکرده او را به ناسپاسى وامى دارد و براى اين که انسان گرفتار اين گونه حالات نشود اسلام دستورات دقيق و حساب شده اى داده است.
نخست به خود افراد دستور مى دهد که خودشان تسليت گوى خود باشند. مثلاً با گفتن: (إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)؛ «ما همه از خدا هستيم و به سوى او بازمى گرديم» به خود آرامش مى بخشد، چراکه به هنگام گفتن اين سخن توجه پيدا مى کند که قانون مرگ، قانونى عمومى است و همه در اين قافله در حرکت اند؛ بعضى در پيشاپيش قافله و برخى در پس آن. توجه به اين حقيقت بار مصيبت را سبک مى کند.
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرمايد: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ وَإِنْ قَدُمَ عَهْدُهَا فَأَحْدَثَ لَهَا اسْتِرْجَاعاً إِلاَّ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُ مَنْزِلَةً وَأَعْطَاهُ مِثْلَ مَا أَعْطَاهُ يَوْمَ أُصِيبَ بِهَا؛ هيچ مسلمانى گرفتار مصيبتى نمى شود هر چند تازه باشد واو در برابر آن، جمله (إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) بگويد، مگر اين که خداوند منزلت والايى براى او قرار مى دهد و به اندازه آنچه از دست او رفته به او پاداش مى بخشد». ام سلمه، همسر پيامبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) مى گويد: اين حقيقت در زندگى من تجلى کرد. هنگامى که ابوسلمه (همسر من که مرد بسيار شريفى بود) از دنيا رفت من جمله (إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) را (مطابق دستور پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ) گفتم سپس پيش خود فکر کردم مگر کسى مثل ابوسلمه پيدا مى شود که خدا به من بدهد؟ اما چيزى نگذشت که خداوند افتخار همسرى پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) را به من داد.
از سوى ديگر به برادران دينى و نزديکان و بستگان دستور مى دهد که با سخنان محبّت آميز و ابراز همدردى، فشار مصيبت را از مصيبت زده کم کنند؛ در حديثى که مرحوم نورى آن را در مستدرک الوسائل آورده است مى خوانيم: فرزندى از معاذ بن جبل از دنيا رفت. او بسيار ناراحت شد. اين مطلب به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) رسيد. حضرت نامه پرمعنايى براى او نوشت به اين مضمون: «بسم الله الرحمن الرحيم، از محمد رسول خدا به معاذ بن جبل، سلام بر تو! حمد مى کنم خدايى را که معبودى جز او نيست. اما بعد! خداوند متعال اجر و پاداش عظيم و صبر به تو عنايت کند و به ما و تو شکر را روزى فرمايد. (بدان) جان ما و خانواده ما و اموال و اولاد ما از مواهب گواراى الهى است و عاريت هايى است که به ما سپرده شده است. انسان مدت معينى از آن بهره مى گيرد و (خداوند) در وقت معينى آن را مى گيرد سپس بر ما واجب کرده شکر آن را به هنگامى که مى دهد و صبر را هنگامى که مبتلا مى سازد و مى گيرد ترک نکنيم. پسرت از مواهب گواراى الهى و عاريت هايى بود که خدا به تو داده بود. مدتى با او مسرور بودى سپس او را در برابر پاداش فراوان از تو گرفت. پاداش او همان درود و رحمت و هدايت الهى است اگر صبر و شکيبايى را پيشه کنى. مبادا دو مصيبت الهى را براى خود بپذيرى (مصيبت از دست دادن فرزند و مصيبت از بين رفتن پاداش الهى)، درنتيجه اجر تو از بين برود و از آنچه از دست داده اى پشيمان شوى. اگر پاداش مصيبت خود را ببينى، مى بينى که اين مصيبت در برابر ثوابى که خدا به تو داده کم و کوچک است. وعده الهى را قطعى بدان و براى مصيبتى که بر تو وارد شده تأسف مخور، والسّلام».

* * * .