حکمت 358
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
أَيُّهَا النَّاسُ، لِيَرَکُمُ آللّهُ مِنَ آلنِّعْمَةِ وَجِلِينَ، کَمَا يَرَاکُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِينَ! إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِکَ آسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً، وَمَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِکَ آخْتِبَاراً فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً.
امام (عليه السلام) فرمود:
اى مردم! خداوند بايد شما را به هنگام داشتن نعمت ترسان ببيند همان گونه که از بلا و نقمت ترسان مى بيند؛ زيرا کسى که خدا به او نعمت گسترده اى بخشيده و او آن را (احتمالا) استدراج (مقدمه مجازات تدريجى) نشمرد از امر خوفناکى خود را ايمن دانسته و (به عکس) کسى که خدا براو تنگ گيرد (و نعمت هايى را از او سلب کند) و آن را آزمايش (و مقدمه ترفيع مقام) نداند پاداش اميدبخشى را از دست داده است.
شرح و تفسیر حکمت 358
بلا در لباس نعمت و نعمت در شکل بلا
اميرمومنان على (عليه السلام) در اين کلام شريف به دو نکته مهم اشاره کرده است، نخست مى فرمايد: «اى مردم! خداوند بايد شما را به هنگام داشتن نعمت ترسان ببيند همان گونه که از بلا و نقمت ترسان مى بيند؛ زيرا کسى که خدا به او نعمت گسترده اى بخشيده و او آن را (احتمالا) استدراج (مقدمه مجازات تدريجى) نشمرد از امر خوفناکى خود را ايمن دانسته است»؛ (أَيُّهَا النَّاسُ، لِيَرَکُمُ آللّهُ مِنَ آلنِّعْمَةِ وَجِلِينَ، کَمَا يَرَاکُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِينَ! إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِکَ آسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً).
منظور از نعمت هاى استدراجى که در قرآن به آن اشاره شده: اين است که خدا افرادى را که طغيان را به مرحله شديد رسانده اند نخست مشمول نعمت هاى خودش قرار مى دهد و هنگامى که غرق نعمت شدند ناگهان نعمت را از آن ها مى گيرد و به سختى آن ها را مجازات مى کند که اين مجازات بعد از نعمت، بسيار دردناک است.
همچون کسى که از درختى بالا مى رود، هرچه بالاتر رود به هنگام سقوط براثر طوفان يا لغزشى، به زمين خوردن او دردناک تر است و به گفته شاعر:
لا جرم هرکس که بالاتر نشست *** استخوانش سخت تر خواهد شکست اين معنا در بعضى ديگر از آيات قرآن نيز بدون ذکر واژه استدراج به وضوح آمده است آن جا که مى فرمايد: (فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَىْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ)؛ «(آرى،) هنگامى که (اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آن ها يادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چيز (از نعمت ها) را به روى آن ها گشوديم؛ تا (کاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند)؛ ناگهان آن ها را گرفتيم (و سخت مجازات کرديم)؛ در اين هنگام، همگى مأيوس شدند؛ (و درهاى اميد به روى آن ها بسته شد)».
امير مومنان (عليه السلام) در اين کلام پرمعنا به صاحبان نعمت هشدار مى دهد که مراقب باشيد مبادا اين نعمت ها مقدمه نقمت شديدى باشد. احتياط را از دست ندهيد، به اعمال خود مغرور نشويد و دائمآ از درگاه خدا عذر تقصير بخواهيد.
در «لِيرَکُم»، «لِيرَ» فعل امر (مفرد مذکر غائب) و «کُم» مفعول آن است؛ ولى در نسخه تحف العقول «فَلْيَراکُمْ» آمده که به صورت جمله خبريه است به معناى انشا و امر، و لام آن تأکيد است نه لام امر.
«وجلين» جمع «وَجِل» به معناى ترسان است و «فَرِقين» جمع «فَرِق» نيز به همين معناست و اختلاف تعبير با وحدت معنا از شئون بلاغت است.
در جمله دومِ اين کلام حکيمانه به نقطه مقابل اين مطلب اشاره شده، مى فرمايد: «(به عکس) کسى که خداوند بر او تنگ گيرد (و نعمت هايى را از او سلب کند) و آن را آزمايش (و مقدمه ترفيع مقام) نداند پاداش اميدبخشى را از دست داده است»؛ (وَمَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِکَ آخْتِبَاراً فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً).
اين سخن درواقع تسلى و دلدارى به گرفتاران در مصائب است که زبان به ناشکرى نگشايند و بى تابى و جزع نکنند. چه بسا مصيبت و مشکلى که رخ داده آزمونى باشد براى ترفيع مقام، بنابراين صبر و شکيبايى پيشه کنند و از خداى رحمان و رحيم پاداش صبر خود را بخواهند.
به تعبير ديگر، اين کلام شريف مسئله تعادل خوف و رجاء را به شکل زيبايى ترسيم مى کند. به صاحبان نعمت توصيه مى کند بيم از عذاب الهى را در همان نعمتى که داريد فراموش نکنيد و به گرفتاران در مصيبت سفارش مى کند که رجاء و اميد به رحمت الهى را از دست ندهيد. اين همان چيزى است که در آيات قرآنى و روايات متعدد بر آن تأکيد شده است.
همان گونه که در ذيل گفتار 319 ذکر کرديم در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم که خداوند به موسى (عليه السلام) خطاب کرد: «اى موسى! هنگامى که ديدى فقر به سوى تو مى آيد بگو: آفرين بر شعار صالحان و هنگامى که ببينى غنى و ثروت به سوى تو مى آيد بگو: (مبادا) گناهى باشد که مجازاتش به سرعت دامنگير شده است»؛ (يا مُوسَى إِذَا رَأَيتَ الْفَقْرَ مُقْبِلاً فَقُلْ: مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِينَ وَإِذَا رَأَيتَ الْغِنَى مُقْبِلاً فَقُلْ: ذَنْبٌ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ).
واژه «مأمول» به معناى شىء مطلوب و مورد توجه است.
اين نکته نيز شايان توجه است که ابن شعبه حرانى جمله اى در آغاز اين کلام حکيمانه آورده که مرحوم سيّد رضى آن را جدا ساخته است، جمله اى که در حکمت 244 گذشت و اين بود: «(يا أيُّهَا النّاسُ) إِنَّ لِلَّهِ فِي کُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَمَنْ قَصَّرَ فِيهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ».
* * *
اميرمومنان على (عليه السلام) در اين کلام شريف به دو نکته مهم اشاره کرده است، نخست مى فرمايد: «اى مردم! خداوند بايد شما را به هنگام داشتن نعمت ترسان ببيند همان گونه که از بلا و نقمت ترسان مى بيند؛ زيرا کسى که خدا به او نعمت گسترده اى بخشيده و او آن را (احتمالا) استدراج (مقدمه مجازات تدريجى) نشمرد از امر خوفناکى خود را ايمن دانسته است»؛ (أَيُّهَا النَّاسُ، لِيَرَکُمُ آللّهُ مِنَ آلنِّعْمَةِ وَجِلِينَ، کَمَا يَرَاکُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِينَ! إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِکَ آسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً).
منظور از نعمت هاى استدراجى که در قرآن به آن اشاره شده: اين است که خدا افرادى را که طغيان را به مرحله شديد رسانده اند نخست مشمول نعمت هاى خودش قرار مى دهد و هنگامى که غرق نعمت شدند ناگهان نعمت را از آن ها مى گيرد و به سختى آن ها را مجازات مى کند که اين مجازات بعد از نعمت، بسيار دردناک است.
همچون کسى که از درختى بالا مى رود، هرچه بالاتر رود به هنگام سقوط براثر طوفان يا لغزشى، به زمين خوردن او دردناک تر است و به گفته شاعر:
لا جرم هرکس که بالاتر نشست *** استخوانش سخت تر خواهد شکست اين معنا در بعضى ديگر از آيات قرآن نيز بدون ذکر واژه استدراج به وضوح آمده است آن جا که مى فرمايد: (فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَىْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ)؛ «(آرى،) هنگامى که (اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آن ها يادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چيز (از نعمت ها) را به روى آن ها گشوديم؛ تا (کاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند)؛ ناگهان آن ها را گرفتيم (و سخت مجازات کرديم)؛ در اين هنگام، همگى مأيوس شدند؛ (و درهاى اميد به روى آن ها بسته شد)».
امير مومنان (عليه السلام) در اين کلام پرمعنا به صاحبان نعمت هشدار مى دهد که مراقب باشيد مبادا اين نعمت ها مقدمه نقمت شديدى باشد. احتياط را از دست ندهيد، به اعمال خود مغرور نشويد و دائمآ از درگاه خدا عذر تقصير بخواهيد.
در «لِيرَکُم»، «لِيرَ» فعل امر (مفرد مذکر غائب) و «کُم» مفعول آن است؛ ولى در نسخه تحف العقول «فَلْيَراکُمْ» آمده که به صورت جمله خبريه است به معناى انشا و امر، و لام آن تأکيد است نه لام امر.
«وجلين» جمع «وَجِل» به معناى ترسان است و «فَرِقين» جمع «فَرِق» نيز به همين معناست و اختلاف تعبير با وحدت معنا از شئون بلاغت است.
در جمله دومِ اين کلام حکيمانه به نقطه مقابل اين مطلب اشاره شده، مى فرمايد: «(به عکس) کسى که خداوند بر او تنگ گيرد (و نعمت هايى را از او سلب کند) و آن را آزمايش (و مقدمه ترفيع مقام) نداند پاداش اميدبخشى را از دست داده است»؛ (وَمَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَرَ ذلِکَ آخْتِبَاراً فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً).
اين سخن درواقع تسلى و دلدارى به گرفتاران در مصائب است که زبان به ناشکرى نگشايند و بى تابى و جزع نکنند. چه بسا مصيبت و مشکلى که رخ داده آزمونى باشد براى ترفيع مقام، بنابراين صبر و شکيبايى پيشه کنند و از خداى رحمان و رحيم پاداش صبر خود را بخواهند.
به تعبير ديگر، اين کلام شريف مسئله تعادل خوف و رجاء را به شکل زيبايى ترسيم مى کند. به صاحبان نعمت توصيه مى کند بيم از عذاب الهى را در همان نعمتى که داريد فراموش نکنيد و به گرفتاران در مصيبت سفارش مى کند که رجاء و اميد به رحمت الهى را از دست ندهيد. اين همان چيزى است که در آيات قرآنى و روايات متعدد بر آن تأکيد شده است.
همان گونه که در ذيل گفتار 319 ذکر کرديم در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم که خداوند به موسى (عليه السلام) خطاب کرد: «اى موسى! هنگامى که ديدى فقر به سوى تو مى آيد بگو: آفرين بر شعار صالحان و هنگامى که ببينى غنى و ثروت به سوى تو مى آيد بگو: (مبادا) گناهى باشد که مجازاتش به سرعت دامنگير شده است»؛ (يا مُوسَى إِذَا رَأَيتَ الْفَقْرَ مُقْبِلاً فَقُلْ: مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِينَ وَإِذَا رَأَيتَ الْغِنَى مُقْبِلاً فَقُلْ: ذَنْبٌ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ).
واژه «مأمول» به معناى شىء مطلوب و مورد توجه است.
اين نکته نيز شايان توجه است که ابن شعبه حرانى جمله اى در آغاز اين کلام حکيمانه آورده که مرحوم سيّد رضى آن را جدا ساخته است، جمله اى که در حکمت 244 گذشت و اين بود: «(يا أيُّهَا النّاسُ) إِنَّ لِلَّهِ فِي کُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَمَنْ قَصَّرَ فِيهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ».
* * *