حکمت 360

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
لاَ تَظُنَّنَّ بِکَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً، وَأَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي آلْخَيْرِ مُحْتَمَلاً.

امام (عليه السلام) فرمود:
هر سخنى را که از دهان کسى خارج مى شود، تا احتمال خير و نيکى در آن مى يابى حمل بر فساد مکن.

شرح و تفسیر حکمت 360
تا مى توانى حمل بر صحت کن
سرمايه اصلى يک جامعه، اعتماد عمومى مردم به يکديگر است، ازاين رو امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه دستورى در اين زمينه مى دهد، مى فرمايد: «هر سخنى را که از زبان کسى خارج مى شود، تا احتمال خير و نيکى در آن مى يابى حمل بر فساد مکن»؛ (لاَ تَظُنَّنَّ بِکَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً، وَأَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي آلْخَيْرِ مُحْتَمَلاً).
در کتاب شريف کافى به جاى «من احد»، «من اخيک» آمده است به اين معنا که مسئله حسن ظن کامل، درباره برادران دينى است نه درباره هرکس.
در ضمن، امام (عليه السلام) راه مبارزه با سوءظن را نيز در اين بيان گهربارش نشان داده است و آن اين که انسان تمام احتمالات را درباره سخن يا عملى که از ديگرى سرمى زند مورد توجه قرار دهد و آنچه مناسب حسن ظن است برگزيند و احتمالات سوء را از فکر خود دور سازد.
اين کار سبب مى شود عُلقه و محبت و دوستى و مودت در ميان افراد جامعه بيشتر شود و از پراکندگى و سلب اعتماد جلوگيرى گردد و درنتيجه زمينه هاى همکارى که بر پايه اعتماد قرار دارد بيشتر شود و برکات فزون ترى بهره فرد و جامعه گردد.
افرادى که گرفتار سوءظن هستند غالباً منزوى اند، از همه دورى مى کنند، هر صدايى را بر ضد خود مى پندارند و هرکس را در فکر نقشه اى بر ضد خود مى بينند. اين حالت، هم آرامش آن ها را از بين مى برد و هم بهره گيرى آن ها را از کمک هاى ديگران در برابر مشکلات و سختى هاى زندگى.
آنچه در اين کلام حکيمانه آمده است درمورد سخنانى است که انسان از ديگران مى شنود؛ ولى در حديث ديگرى مسئله به صورت گسترده ترى مطرح شده و هر کارى را شامل مى شود: در کتاب شريف کافى اين حديث به اين صورت نقل شده است: «ضَعْ أَمْرَ أَخِيکَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَکَ مَا يَغْلِبُکَ مِنْهُ وَلا تَظُنَّنَّ بِکَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيکَ سُوءاً وَأَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيرِ مَحْمِلاً؛ کار برادر خود را به نيکوترين وجهى توجيه کن تا زمانى که دليل قاطعى بر ضد آن قائم شود و هرگز به کلامى که از برادرت صادر شده سوءظن نداشته باش در حالى که مى توانى محملى در خير براى آن پيدا کنى».
در حديث ديگرى از امام کاظم (عليه السلام) که در کتاب کافى آمده مى خوانيم: راوى خدمت آن حضرت عرض مى کند: فدايت شوم، گاهى از يکى از برادرانم مطلبى به من مى رسد که من آن را ناخوشايند مى دارم هنگامى که از او سوال مى کنم انکار مى کند در حالى که جمعيتى از افراد مورد وثوق آن را به من خبر داده اند امام (عليه السلام) فرمود: حتى گوش و چشم خود را در برابر برادر مسلمانت تکذيب کن. اگر پنجاه نفر نزد تو آيند و درباره چيزى سوگند ياد کنند؛ ولى او مطلب ديگرى بگويد، او را تصديق کن و آن گواهان را تکذيب نما.
البته منظور اين نيست که آن جمعيت را آشکارا تکذيب کند و متهم به دروغ سازد، بلکه منظور اين است که حسن ظن خود را در دل درباره برادر مسلمانت با گفته آن ها رها مکن. اين نکته را در اين جا بايد افزود که آنچه در اين حديث آمده درمورد مسائل شخصى است وگرنه امورى که سرنوشت ساز است و به حقوق الهى يا جامعه مرتبط مى شود بايد مورد توجه قرار گيرد و درباره آن تحقيق شود.
همه اين ها درواقع برگرفته از دستورات قرآن مجيد است، آن جا که مى فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيرآ مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ)؛ «اى کسانى که ايمان آورده ايد! از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد، چراکه پاره اى از آن ها گناه است».
جالب اين که قرآن مجيد بعد از اين دستور، دستور عدم تجسس و بعد از آن دستور عدم غيبت مى دهد: (وَلاَ تَجَسَّسُوا وَلاَ يَغْتَبْ بَّعْضُکُمْ بَعْضآ) اشاره به اين که گمان بد سبب تجسس مى شود و جست و جوگرى گاه به نقطه ضعف هايى مى رسد و به دنبال آن گناه غيبت شروع مى شود و درواقع اين سه گناه لازم و ملزوم يکديگرند.
مسئله حسن ظن با تمام اهميتى که در حفظ نظام جامعه و پيوند محبت و دوستى افراد دربرابر هم دارد خالى از استثنا نيست، همان گونه که در حکمت 114 آمده بود که امام (عليه السلام) مى فرمايد: «إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ وَإِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ؛ هنگامى که صلاح و نيکى بر زمان و اهلش ظاهر گردد اگر کسى در اين حال گمان بد به ديگرى برد که از او گناهى ظاهر نشده، به او ستم کرده است و هنگامى که فساد بر زمان و اهلش مستولى گردد هرکس گمان خوب به ديگرى برد خود را فريب داده است!».
در ذيل اين حکمت نيز بيانات ديگرى در اين زمينه آورديم. همچنين بعضى از افراد به حکم کارى که دارند (مانند مأموران اطلاعات و ضد جاسوسى) ناچارند حسن ظن را رها سازند و هميشه احتمال هاى سوء را مورد توجه قرار دهند. آن ها اگر بخواهند همه چيز را حمل بر صحت کنند و سوءظن را مطلقاً کنار بگذارند ممکن است گرفتار اشتباهات زيادى در تشخيص مجرمان و مفسدان و خائنان شوند؛ ولى ناگفته پيداست که آن ها نيز نمى توانند سوءظن خود را به ديگران منتقل سازند و يا پيش از ثبوت خلافى، به مجرم بودن کسى حکم کنند.

* * * .