حکمت 361
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
إِذَا کَانَتْ لَکَ إِلَى آللّهِ، سُبْحَانَهُ، حَاجَةٌ فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلاَةِ عَلَى رَسُولِهِ (صلي الله عليه و آله)، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَکَ؛ فَإِنَّ آللّهَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ حَاجَتَيْنِ، فَيَقْضِيَ إِحْدَاهُمَا وَيَمْنَعَ آلْأُخْرَى.
امام (عليه السلام) فرمود:
هرگاه حاجتى به درگاه حق داشتى، نخست با صلوات بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) شروع کن، سپس حاجت خود را بخواه زيرا خداوند، کريم تر از آن است که دو حاجت از او بخواهند، يکى را قبول و ديگرى را رد کند.
شرح و تفسیر حکمت 361
راه استجابت دعا
امام (عليه السلام) در اين کلام شريف به نکته مهمى درمورد اسباب اجابت دعا اشاره کرده، مى فرمايد: «هرگاه حاجتى به درگاه حق داشتى، نخست با صلوات بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) شروع کن، سپس حاجت خود را بخواه زيرا خداوند، کريم تر از آن است که دو حاجت از او بخواهند، يکى را قبول و ديگرى را رد کند»؛ (إِذَا کَانَتْ لَکَ إِلَى آللّهِ، سُبْحَانَهُ، حَاجَةٌ فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلاَةِ عَلَى رَسُولِهِ (صلي الله عليه و آله)، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَکَ؛ فَإِنَّ آللّهَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ حَاجَتَيْنِ، فَيَقْضِيَ إِحْدَاهُمَا وَيَمْنَعَ آلاُْخْرَى).
در اين جا دو سؤال مهم مطرح است: نخست اين که چگونه نمى شود بين دو حاجت جدايى افکند، خدا يکى را بپذيرد و ديگرى را نپذيرد، اگر اين موضوع با کرم و رحمت الهى منافات داشته باشد آن مواردى که يک حاجت بيشتر از خدا نمى خواهيم و برآورده نمى شود چه خواهد شد؟
پاسخ اين سؤال اين است که خداوند، کريم است و شخص کريم هنگامى که دو چيز يا چند چيز از او بخواهند در ميان آن ها تجزيه قائل نمى شود و اين نشانه نهايت کرم خداوند است و چنين نيست که به گفته بعضى از شارحان، يک سخن عاميانه باشد که در ميان مردم معمول است مى گويند: تبعيض در ميان دو خواهش نبايد کرد، و امام (عليه السلام) هم از باب سخن گفتن مطابق افکار اين دسته از مردم کلام فوق را فرموده باشد. اين اشتباه بزرگى است. مقام امام (عليه السلام) والاتر از آن است که افکار عاميانه را تأييد کند. البته اجابت دعا همان گونه که در روايات متعددى وارد شده، گاه به اين صورت است که خداوند عين آن را به درخواست کننده مى دهد و گاه اگر آن را مصلحت نبيند، عوض آن را در دنيا يا آخرت به صورت ديگرى به او خواهد داد. درواقع هيچ دعايى نيست که به اجابت نرسد، خواه عين آن خواسته را خدا بدهد يا چيزى را به جاى آن و معادل آن يا بيشتر از آن.
سؤال ديگر اين است که آيا صلوات فرستادن ما چيزى بر مقام پيامبر (صلي الله عليه و آله) مى افزايد؟ بعضى از شارحان نهج البلاغه اصرار بر اين دارند که مقام پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بى نهايت بالاست و چيزى بر آن افزوده نخواهد شد. در حالى که اين سخن اشتباه بزرگى است، مقامات قرب الى الله بى نهايت است، چنين نيست که پايان بيابد بنابراين خداوند به برکت دعاى ما رحمت تازه اى بر روان پاک پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مى فرستد.
و به عبارت ديگر، اين ما نيستيم که مقام آن حضرت را بالاتر از آنچه هست مى بريم بلکه اين خداوند است که گاه خودش و گاه به برکت تقاضاى فرشتگان و گاه به تقاضاى بندگان صالح، رحمت تازه اى بر روان پاک پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرستد.
در دعاها و روايات اسلامى شواهد روشنى بر اين مطلب وجود دارد. در روايت معروف تشهّد نماز، اين تعبير از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است: «وَتَقبَّلْ شَفاعتَه فى اُمَّتِهِ وارفَعْ دَرَجَتَه».
در يکى از خطبه هاى اميرمؤمنان على (عليه السلام) در روز جمعه نيز اين عبارت آمده است: «اللّهمَّ صَلِّ على محمَّدٍ عَبدِکَ وَرَسولِکَ ونَبِيِّکَ صلاةً نامِيةً زاکِيةً تَرفَعُ بها دَرَجَتَه». در دعايى که از امام سجّاد (عليه السلام) وارد شده مى خوانيم که در مقام صلوات فرستادن بر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) به پيشگاه خداوند عرضه مى دارد: «فَارْفَعْهُ بِسَلامِنا إلى حَيثِ قدَّرتَ فى سابقِ عِلمِک أن تُبَلِّغَهُ إيّاهُ وبِصَلاتِنا عليه؛ مقام او را با سلام ودرود ما بالا ببر تا آن جا که در علم خود براى او مقدر کرده اى که او را به آن مقام برسانى».
از سويى ديگر مى دانيم که طبق روايات متعدد، هرکس سنت حسنه اى بگذارد به تعداد کسانى که به آن سنت عمل مى کنند به او پاداش داده مى شود. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بزرگ ترين سنت را که آيين اسلام است در ميان جامعه بشريت قرار داده است بنابراين به تعداد کسانى که تا روز قيامت به آيين او مى پيوندند و به سنتش عمل مى کنند خداوند اجر و پاداش و ترفيع مقام به او مى دهد.
اضافه بر اين، فرض کنيم پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ده سال بيشتر از اين، عمر نصيبش مى شد آيا در آن ده سال، عبادات او ترفيع مقام برايش نداشت و در همان مقامى که داشت باقى مى ماند؟
کوتاه سخن اين که مدارک فراوانى داريم که ثابت مى کند قرب خداوند نهايت و پايانى ندارد و معصومين (عليهم السلام) نيز مى توانند هر زمان به قرب و مقام والاترى برسند. همان گونه که از آغاز رسالت و امامت تا پايان آن به يقين ترفيع مقام داشتند بعد از رحلت و شهادت نيز به وسيله تقاضاى رحمت و صلوات مومنان و يا عمل به سنت آن ها ترفيع مقام مى يابند.
به هر حال بدون شک اگر در استقبال يا بدرقه دعاها صلوات و درود بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) باشد به اجابت نزديک است و به همين دليل در بسيارى از دعاهاى امام سجاد (عليه السلام) مى بينيم هنگامى که چيزى را از خدا مى خواست نخست صلوات و درود بر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرستاد. اين مطلب در دعاى مکارم الاخلاق کاملاً نمايان است که در هر فرازى از اين دعا نخست امام (عليه السلام) صلوات و درود بر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرستد و بعد تقاضاى تازه اى از خداوند متعال مى نمايد.
اين سخن را با رواياتى که مرحوم کلينى در جلد دوم کافى در باب «الصلاة على النبى (صلي الله عليه و آله) ...» نقل کرده است پايان مى دهيم:
در حديثى از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) آمده است: «لاَ يزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يصَلَّى عَلَى وَ عَلَى أَهْلِ بَيتِى؛ پيوسته دعا محجوب است (و به اجابت نمى رسد) تا زمانى که صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود».
در حديث ديگرى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «اجْعَلُونِى فِى أَوَّلِ الدُّعَاءِ وَفِى آخِرِهِ وَفِى وَسَطِهِ؛ مرا در ابتداى دعا و در وسط دعا و در آخر دعا قرار دهيد».
در حديث ديگرى، از امام صادق (عليه السلام) آمده است: «مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْيبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ثُمَّ يسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يخْتِمُ بِالصَّلاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ يقْبَلَ الطَّرَفَينِ وَيدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کَانَتِ الصَّلاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْهُ؛ کسى که حاجتى در پيشگاه خدا دارد نخست صلوات بر محمّد و آلش بفرستد بعد حاجت خود را بخواهد سپس آن را با صلوات بر محمّد و آل محمّد پايان دهد زيرا خداوند متعال گرامى تر از آن است که دو طرف را بپذيرد و آنچه در وسط آن دو واقع شده است را نپذيرد. چون هنگامى که صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود (به يقين) محجوب از خداوند نخواهد بود». .
امام (عليه السلام) در اين کلام شريف به نکته مهمى درمورد اسباب اجابت دعا اشاره کرده، مى فرمايد: «هرگاه حاجتى به درگاه حق داشتى، نخست با صلوات بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) شروع کن، سپس حاجت خود را بخواه زيرا خداوند، کريم تر از آن است که دو حاجت از او بخواهند، يکى را قبول و ديگرى را رد کند»؛ (إِذَا کَانَتْ لَکَ إِلَى آللّهِ، سُبْحَانَهُ، حَاجَةٌ فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلاَةِ عَلَى رَسُولِهِ (صلي الله عليه و آله)، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَکَ؛ فَإِنَّ آللّهَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ حَاجَتَيْنِ، فَيَقْضِيَ إِحْدَاهُمَا وَيَمْنَعَ آلاُْخْرَى).
در اين جا دو سؤال مهم مطرح است: نخست اين که چگونه نمى شود بين دو حاجت جدايى افکند، خدا يکى را بپذيرد و ديگرى را نپذيرد، اگر اين موضوع با کرم و رحمت الهى منافات داشته باشد آن مواردى که يک حاجت بيشتر از خدا نمى خواهيم و برآورده نمى شود چه خواهد شد؟
پاسخ اين سؤال اين است که خداوند، کريم است و شخص کريم هنگامى که دو چيز يا چند چيز از او بخواهند در ميان آن ها تجزيه قائل نمى شود و اين نشانه نهايت کرم خداوند است و چنين نيست که به گفته بعضى از شارحان، يک سخن عاميانه باشد که در ميان مردم معمول است مى گويند: تبعيض در ميان دو خواهش نبايد کرد، و امام (عليه السلام) هم از باب سخن گفتن مطابق افکار اين دسته از مردم کلام فوق را فرموده باشد. اين اشتباه بزرگى است. مقام امام (عليه السلام) والاتر از آن است که افکار عاميانه را تأييد کند. البته اجابت دعا همان گونه که در روايات متعددى وارد شده، گاه به اين صورت است که خداوند عين آن را به درخواست کننده مى دهد و گاه اگر آن را مصلحت نبيند، عوض آن را در دنيا يا آخرت به صورت ديگرى به او خواهد داد. درواقع هيچ دعايى نيست که به اجابت نرسد، خواه عين آن خواسته را خدا بدهد يا چيزى را به جاى آن و معادل آن يا بيشتر از آن.
سؤال ديگر اين است که آيا صلوات فرستادن ما چيزى بر مقام پيامبر (صلي الله عليه و آله) مى افزايد؟ بعضى از شارحان نهج البلاغه اصرار بر اين دارند که مقام پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بى نهايت بالاست و چيزى بر آن افزوده نخواهد شد. در حالى که اين سخن اشتباه بزرگى است، مقامات قرب الى الله بى نهايت است، چنين نيست که پايان بيابد بنابراين خداوند به برکت دعاى ما رحمت تازه اى بر روان پاک پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مى فرستد.
و به عبارت ديگر، اين ما نيستيم که مقام آن حضرت را بالاتر از آنچه هست مى بريم بلکه اين خداوند است که گاه خودش و گاه به برکت تقاضاى فرشتگان و گاه به تقاضاى بندگان صالح، رحمت تازه اى بر روان پاک پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرستد.
در دعاها و روايات اسلامى شواهد روشنى بر اين مطلب وجود دارد. در روايت معروف تشهّد نماز، اين تعبير از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است: «وَتَقبَّلْ شَفاعتَه فى اُمَّتِهِ وارفَعْ دَرَجَتَه».
در يکى از خطبه هاى اميرمؤمنان على (عليه السلام) در روز جمعه نيز اين عبارت آمده است: «اللّهمَّ صَلِّ على محمَّدٍ عَبدِکَ وَرَسولِکَ ونَبِيِّکَ صلاةً نامِيةً زاکِيةً تَرفَعُ بها دَرَجَتَه». در دعايى که از امام سجّاد (عليه السلام) وارد شده مى خوانيم که در مقام صلوات فرستادن بر پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) به پيشگاه خداوند عرضه مى دارد: «فَارْفَعْهُ بِسَلامِنا إلى حَيثِ قدَّرتَ فى سابقِ عِلمِک أن تُبَلِّغَهُ إيّاهُ وبِصَلاتِنا عليه؛ مقام او را با سلام ودرود ما بالا ببر تا آن جا که در علم خود براى او مقدر کرده اى که او را به آن مقام برسانى».
از سويى ديگر مى دانيم که طبق روايات متعدد، هرکس سنت حسنه اى بگذارد به تعداد کسانى که به آن سنت عمل مى کنند به او پاداش داده مى شود. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بزرگ ترين سنت را که آيين اسلام است در ميان جامعه بشريت قرار داده است بنابراين به تعداد کسانى که تا روز قيامت به آيين او مى پيوندند و به سنتش عمل مى کنند خداوند اجر و پاداش و ترفيع مقام به او مى دهد.
اضافه بر اين، فرض کنيم پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ده سال بيشتر از اين، عمر نصيبش مى شد آيا در آن ده سال، عبادات او ترفيع مقام برايش نداشت و در همان مقامى که داشت باقى مى ماند؟
کوتاه سخن اين که مدارک فراوانى داريم که ثابت مى کند قرب خداوند نهايت و پايانى ندارد و معصومين (عليهم السلام) نيز مى توانند هر زمان به قرب و مقام والاترى برسند. همان گونه که از آغاز رسالت و امامت تا پايان آن به يقين ترفيع مقام داشتند بعد از رحلت و شهادت نيز به وسيله تقاضاى رحمت و صلوات مومنان و يا عمل به سنت آن ها ترفيع مقام مى يابند.
به هر حال بدون شک اگر در استقبال يا بدرقه دعاها صلوات و درود بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) باشد به اجابت نزديک است و به همين دليل در بسيارى از دعاهاى امام سجاد (عليه السلام) مى بينيم هنگامى که چيزى را از خدا مى خواست نخست صلوات و درود بر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرستاد. اين مطلب در دعاى مکارم الاخلاق کاملاً نمايان است که در هر فرازى از اين دعا نخست امام (عليه السلام) صلوات و درود بر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرستد و بعد تقاضاى تازه اى از خداوند متعال مى نمايد.
اين سخن را با رواياتى که مرحوم کلينى در جلد دوم کافى در باب «الصلاة على النبى (صلي الله عليه و آله) ...» نقل کرده است پايان مى دهيم:
در حديثى از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) آمده است: «لاَ يزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يصَلَّى عَلَى وَ عَلَى أَهْلِ بَيتِى؛ پيوسته دعا محجوب است (و به اجابت نمى رسد) تا زمانى که صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود».
در حديث ديگرى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «اجْعَلُونِى فِى أَوَّلِ الدُّعَاءِ وَفِى آخِرِهِ وَفِى وَسَطِهِ؛ مرا در ابتداى دعا و در وسط دعا و در آخر دعا قرار دهيد».
در حديث ديگرى، از امام صادق (عليه السلام) آمده است: «مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْيبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ثُمَّ يسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يخْتِمُ بِالصَّلاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ يقْبَلَ الطَّرَفَينِ وَيدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کَانَتِ الصَّلاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْهُ؛ کسى که حاجتى در پيشگاه خدا دارد نخست صلوات بر محمّد و آلش بفرستد بعد حاجت خود را بخواهد سپس آن را با صلوات بر محمّد و آل محمّد پايان دهد زيرا خداوند متعال گرامى تر از آن است که دو طرف را بپذيرد و آنچه در وسط آن دو واقع شده است را نپذيرد. چون هنگامى که صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود (به يقين) محجوب از خداوند نخواهد بود». .