حکمت 362
شرح و تفسیر حکمت 362
امام (عليه السلام) در اين کلام حکيمانه خود به يک نکته روانشناسى در زندگى اجتماعى اشاره کرده، مى فرمايد: «کسى که به آبروى خود علاقه مند است بايد بحث هاى لجاجت آميز را با ديگران ترک گويد»؛ (مَنْ ضَنَّ بِعِرْضِهِ فَلْيَدَعِ آلْمِرَاءَ).
«ضنّ» از ماده «ضِنّة» (بر وزن منّة) در اصل به معناى بخل درباره اشياء نفيس و گران بهاست و سپس به هرگونه بخل و يا حتى خويشتن دارى در برابر انجام کارى اطلاق شده است.
جامع ترين چيزى که درباره مفهوم «عِرض» در کتب لغت آمده است چيزى است که نويسنده فرهنگ ابجدى در کتاب خود آورده، مى گويد: عِرض به معناى آن چيزى از اصالت و بزرگى است که انسان بدان مى بالد و افتخار مى کند، مانند آبرو، حيثيت، نفس، جسد، شرف و بزرگى پدران و نياکان يا در پيروان و فرزندان، بوى اندام و اخلاق پسنديده.
واژه «مِراء» به معناى گفتگوهاى لجاجت آميز و توأم با خصومت به منظور پيروزى بر حريف است هر چند حق نباشد، و سرچشمه آن تعصب و لجاجت و برترى جويى است که مانع از پذيرش سخن حق مى شود.
بنابراين، مفهوم کلام امام (عليه السلام) اين مى شود: هر کس مى خواهد آبرو، شخصيت، اصالت و قداست نفس خويش و آنچه مربوط به اوست را حفظ کند بايد مِراء را کنار بگذارد. زيرا به هنگام مراء، افراد بر سر لجاجت مى افتند و گاه انواع توهين ها را به طرف مقابل روا مى دارند و عيوب پنهانى او را برمى شمارند و هتک حرمت مى کنند، گاه درباره خودش و گاه درباره کسانى که مورد علاقه او هستند. بنابراين افرادى که علاقه مند به آبرو و شخصيت خود مى باشند بايد همين که بحث آن ها با طرف مقابل به مرحله مراء رسيد کلام را قطع کنند و او را رها سازند.
در حکمت 31 اميرمؤمنان على (عليه السلام) حقيقت ايمان را بر اساس چهار پايه تشريح مى کند و در مقابل آن براى شک نيز چهار ستون قائل است. ستون اوّل، مراء و جدال مى باشد و در بيان آن مى فرمايد: «فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَيدَناً لَمْ يصْبِحْ لَيلُه؛ آنکس که مِراء را عادت خويش قرار دهد هرگز از تاريکى شک به روشنايى يقين گام نمى نهد» و به يقين چنين است زيرا افرادى که اهل مِراء و جدال هستند دائمآ در اين فکرند که بر حريف خود غلبه يابند خواه حق باشد يا باطل و به همين دليل ضعيف ترين ادله را براى خود حجت مى شمارند و محکم ترين دليل رقيب را ناديده مى انگارند و به اين ترتيب دائمآ در بيراهه و تاريکى سير مى کنند و صبحگاهان روشنِ يقين در زندگى آن ها هرگز ظاهر نمى شود.
به همين دليل امام اميرمؤمنان (عليه السلام) در کلام ديگرى که مرحوم کلينى در کافى از آن حضرت نقل کرده مى فرمايد: «إِياکُمْ وَالْمِرَاءَ وَالْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَينْبُتُ عَلَيهِمَا النِّفَاقُ؛ از مِراء و خصومت بپرهيزيد که دل را در برابر برادران دينى بيمار مى سازد و نفاق از آن مى رويد».
امام عسکرى (عليه السلام) در روايتى که ابن شعبه حرانى آن را در تحف العقول نقل کرده مى فرمايد: «لاَ تُمَارِ فَيذْهَبَ بَهَاوُکَ وَلاَ تُمَازِحْ فَيجْتَرَأَ عَلَيکَ؛ مراء نکن که شخصيت تو را از بين مى برد و (زياد) مزاح مکن که افراد را در برابر تو جسور مى سازد (و رعايت احترام تو را نخواهند کرد)».
در غررالحکم در حديث پرمعنايى از اميرمومنان (عليه السلام) مى خوانيم: «سِتَّةٌ لا يُمارون: الفقيهُ والرئيسُ والدّنِيُّ والبَذِىّ والمرأةُ والصبِىّ؛ با شش گروه بحث توأم با جدل و مراء نکنيد: شخص دانشمند، رئيس جمعيت، شخص پست، فرد بد زبان، زن (نادان) و کودک (زيرا در برابر فقيه و رئيس ناتوان خواهيد شد و در برابر چهار گروه ديگر آبروى شما مى رود)».
در نکوهش مراء روايات بسيار فراوانى از پيشوايان اسلام نقل شده است که علاقه مندان مى توانند در بحارالانوار، وسايل الشيعه، کنز العمال و ميزان الحکمة در بحث مراء، آن را مطالعه کنند.
اين سخن را با حديث ديگرى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) پايان مى دهيم: «لا يسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يدَعَ الْمِرَاءَ وَإِنْ کَانَ مُحِقّاً؛ هيچ کس حقيقت ايمان را به کمال نمى رساند مگر زمانى که مراء و جدال را ترک گويد هرچند حق با او باشد».
* * *