حکمت 376

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
إِنَّ آلْحَقَّ ثَقِيلٌ مَرِيءٌ، وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِيفٌ وَبِيءٌ.

امام (عليه السلام) فرمود:
حق، سنگين اما گواراست، و باطل، سبک است اما بلاخيز و مرگ آور.

شرح و تفسیر حکمت 376
عاقبت حق و باطل
از نوشته بلاذرى در انساب الاشراف استفاده مى شود که اين کلام را اميرمؤمنان على (عليه السلام) هنگامى بيان فرمود که عثمان تمام فرمانداران خود را از نقاط مختلف کشور اسلام گردآورى کرده بود تا درباره شکايات مردم از آن ها صحبت کند. از اميرمؤمنان على (عليه السلام) نيز در اين مجلس دعوت به عمل آمد. حضرت خطاب به عثمان اين جمله را بيان فرمود: «حق، سنگين اما گواراست و باطل، سبک اما بلاخيز و مرگ آور است»؛ (إِنَّ آلْحَقَّ ثَقِيلٌ مَرِيءٌ، وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِيفٌ وَبِيءٌ).
«مرىء» به معناى گوارا و «وبىء» به معناى وباخيز است که گاه تفسير به مرگ آور مى شود.
سپس افزود: واى بر تو هرگاه کسى به تو راست بگويد عصبانى مى شوى و اما اگر دروغ بگويد راضى مى گردى: (انک متى تصدق تسخط ومتى تکذب ترض). توضيح اين که در کتاب الفتوح ابن اعثم کوفى آمده است که گروهى از اهل شام نزد عثمان آمدند و از معاويه شکايت کردند و جمعى از خوبان کوفه نزد او آمدند و از والى او سعيد بن عاص شکايت داشتند. عثمان گفت: تا کى اين گونه شکايت ها از اين دو نفر به من مى رسد؟ حجاج بن غزيه انصارى گفت: مردم فقط از اين دو نفر شکايت ندارند آن ها از همه عمال و فرمانداران تو شاکى هستند. يک بار به سراغ آن ها فرستادى و احضارشان کردى سپس بار ديگر آن ها را به مقام خود بازگرداندى، اکنون به سراغ آن ها بفرست و آن ها را در حضور اصحاب پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) به اين مسجد احضار کن سپس از آن ها عهد و پيمان بگير که به کسى ظلم نکنند و آن ها را سوگند ده آنگاه آن ها را به جاى خود بازگردان و اگر نپذيرفتند ديگرى را به جاى آن ها بفرست زيرا صالحان مسلمين کم نيستند. بسيارى از مردم نيز همين پيشنهاد را تأييد کردند.
به دنبال اين ماجرا عثمان به سراغ جميع کارگزاران و فرماندارانش فرستاد و آن ها را احضار کرد سپس رو به اصحاب رسول خدا (صلي الله عليه و آله) کرد و گفت: اى مردم! اين ها کارگزاران من اند که مورد اعتمادم بوده اند اگر دوست داشته باشيد آن ها را عزل مى کنم و آن کس را که شما دوست بداريد به جاى آن ها مى گذارم.
اين جا بود که اميرمؤمنان على (عليه السلام) (که مى دانست عثمان در اين سخن خود پايدار نخواهد ماند) فرمود: اى عثمان! حق، سنگين است (و تلخ) و باطل، سبک است (و شيرين) تو مردى هستى که اگر به تو راست بگويند خشمگين مى شوى و اگر دروغ بگويند راضى مى گردى. مطالب بسيارى از مردم به تو رسيده که اگر آن ها را ترک کنى بهتر از آن است که اصرار بر آن ها داشته باشى. از خدا بپرهيز و از آنچه مردم درباره تو نمى پسندند توبه کن.
آنگاه طلحه نيز سخنانى در تأييد سخنان على (عليه السلام) گفت. سرانجام عثمان عصبانى شد و گفت: چرا مرا رها نمى کنيد؟ چرا اين همه سرزنش مى کنيد؟ من کارى نکرده ام. شما اوضاع را بر ضد من دگرگون ساختيد....
حوادث بعد از اين ماجرا که در تاريخ صدر اسلام به طور مشروح آمده نشان مى دهد که عثمان سرانجام تن به حق نداد چراکه تلخ و سنگين بود و باطل را برگزيد چراکه ظاهرآ شيرين بود ولى عاقبت دردناکى براى او و براى جهان اسلام به وجود آمد. اى کاش کلام اميرمؤمنان على (عليه السلام) را پذيرفته بود و آن همه آسيب ها به جهان اسلام نمى رسيد.
سنگينى حق به اين دليل است که در بسيارى از موارد برخلاف ميل انسان است و اصولاً حرکت کردن در مسير حق کار بسيار پيچيده و مشکل است و به گفته بعضى از دانشمندان مانند راه رفتن روى طناب است که اگر اندک خطايى در آن شود انسان سقوط مى کند؛ در مسير حق نيز اگر انسان خطا کند در وادى باطل گرفتار خواهد شد. ولى به هر حال نتيجه حق بسيار گواراست، هم در دنيا باعث خشنودى بندگان خداست و هم در آخرت موجب سعادت جاودان و نجات ابدى است. بعضى آن را تشبيه به داروى تلخ شفابخشى کرده اند که خوردن آن ناگوار اما نتيجه آن رهايى از بيمارى هاى خطرناک است.
اما به عکس، باطل، سبک و آسان است چراکه انسان هرگونه بخواهد آن را مطابق ميل خود تنظيم مى کند و به طور موقت از آن لذت مى برد ولى عاقبتى دردناک دارد؛ هم در اين دنيا مردم بر ضد او مى شورند و هم در آخرت گرفتار عذاب دردناک الهى مى شود. در داستان عمال عثمان نيز تاريخ مى گويد که چه عاقبت ناگوار و بدى در انتظار او بود و چه مشکلات عظيمى براى جهان اسلام به وجود آورد. آرى انحراف از حق، آثار بسيار ناگوارى دارد.
شبيه همين کلام نورانى از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) به صورت ديگرى آمده است که فرمود: «الْحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ، وَ الْباطِلُ خَفيفٌ حُلْوٌ، وَ رُبَّ شَهْوَةِ ساعَةٍ تُورِثُ حُزْناً طَويلاً؛ حق، سنگين و تلخ است، و باطل، سبک و شيرين؛ ليکن چه بسا يک لحظه شهوت پرستى، نگرانى و حزن طولانى درپى داشته باشد».

آرى؛ حق، سنگين و تلخ است؛ زيرا گاهى به ضرر و زيان انسان تمام مى شود و بسيارى از اوقات حق برخلاف خواسته هاى درونى و شهوات انسان است و گاهى نيز اجراى حق، سرزنش ديگران و ناملايمات و مشکلاتى را به همراه دارد که براى انسان گران و سنگين تمام مى شود. اما باطل، سبک و شيرين است؛ ولى همچون سمّ، مهلک و کشنده است؛ به همين دليل، چه بسا سبب يک عمر پشيمانى و ناراحتى بشود؛ مثلاً کسى که از روى خواسته نفس براى مدّت کوتاه گناهى را انجام مى دهد که مجازات آن زندان ابد است پس از دستگيرى و بازداشت، کفّاره يک ساعت گناه را بايد يک عمر بپردازد.

* * *

.