حکمت 378

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِي آلْعُيُوبِ، وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوءٍ.

امام (عليه السلام) فرمود:
بخل، جامع تمام عيوب است و وسيله اى است که انسان را به هر بدى اى مى کشاند.

شرح و تفسیر حکمت 378
سرچشمه تمام عيوب
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه بخل را به عنوان يک صفت رذيله که سرچشمه رذايل ديگر است معرفى کرده، مى فرمايد: «بخل، جامع تمام عيب ها و وسيله اى است که انسان را به سوى هر بدى اى مى کشاند»؛ (الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِي آلْعُيُوبِ، وَهُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوءٍ).
«مساوى» ظاهرآ جمع «مسائة» به معناى بدى است و بعضى گفته اند که «مساوى» جمع «مسوى» مى باشد.
انسان بخيل از يک سو از پرداخت حقوق شرعى امتناع کرده و سعى مى کند تا آن جا که ممکن است از آن بکاهد.
از سويى ديگر در مواردى که صله رحمى ايجاب مى کند به احرام کمک نمايد خوددارى مى کند و به اين ترتيب جزء قاطعان رحم مى شود.
از سويى ديگر به سبب علاقه فوق العاده به اندوختن مال ممکن است آلوده احتکار، رباخوارى، غش در معامله و انواع کسب هاى حرام شود.
نيز براى پوشانيدن چهره واقعى خود به سراغ رياکارى مى رود و براى اين که دربرابر درخواست کنندگان کمک جواب رد بدهد متوسل به انواع دروغ ها مى شود و به اين ترتيب بخل، سرچشمه گناهان فراوان و عيوب بسيار خواهد بود.
از طرف ديگر شخص بخيل در اعتقادات خود نيز مشکل دارد چراکه اگر سوءظن به خدا نداشت انفاق مى کرد و به وعده هاى الهى دل خوش بود. البته بخل درجاتى دارد و تمام صفاتى که گفته شد مربوط به تمام درجات نيست هرچه شديدتر باشد آثار سوئش بيشتر است.
حقيقت بخل آن است که انسان نخواهد ديگرى از اموال يا موقعيت او و يا علم او برخوردار شود.
دانشمندان براى بخل انواع و اقسامى شمرده اند. کمترين آن اين است که انسان نخواهد ديگران از امکانات او استفاده کنند و بالاترين آن اين است که نخواهد ديگران از اموال يکديگر، يا از اموال خودشان بهره مند گردند و گاه بخل به قدرى شديد مى شود که انسان دربرابر خويشتن هم بخيل مى گردد و حاضر نيست خودش از امکاناتش بهره مند شود.
قرآن مجيد بخيلان را به عذاب خوارکننده تهديد کرده است، مى فرمايد: (الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَکْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِينَ عَذَابآ مُّهِينآ)؛ «آن ها کسانى هستند که بخل مى ورزند، و مردم را به بخل دعوت مى کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آن ها داده، کتمان مى نمايند. (اين عمل، در حقيقت از کفرشان سرچشمه گرفته؛) و ما براى کافران، عذاب خوارکننده اى آماده کرده ايم».
قابل توجه اين که خداوند اينگونه افراد را جزء کافران شمرده است.
در احاديث اسلامى نکوهش هاى زيادى درباره بخل و بخيل آمده است ازجمله در حديثى که در غررالحکم از امام اميرمؤمنان (عليه السلام) نقل شده است مى خوانيم: «البُخلُ يُذِلّ مُصاحِبَه وَيُعِزّ مُجانِبَهُ؛ بخل، صاحبش را ذليل و بيگانه از او را عزيز مى کند».
در حديث ديگرى از همان منبع و از همان حضرت مى خوانيم: «البَخيلُ يَبخَلُ عَلى نَفسِه باليَسيرِ مِن دُنياه ويَسمَحُ لِوراثهِ بِکُلِّها؛ بخيل حتى مقدار کمى از دنيا را بر خود حرام مى کند ولى همه آن را در اختيار وارث مى گذارد».
نيز در حديث ديگرى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَ الْجَنَّةِ قَرِيبٌ مِنَ النَّار؛ بخيل از خدا و مردم دور است و به آتش دوزخ نزديک».
سرچشمه اصلى بخل همان سوءظن به وعده هاى الهى است آن جا که در برابر انفاق وعده جبران بى شمار فرموده و بخيل به اين وعده هاى صريح الهى اعتنا نمى کند.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «البُخلُ بالمَوجودِ سُوءُ الظّنِّ بالمَعبودِ؛ بخل ورزيدن درباره آنچه انسان در اختيار دارد نشانه سوءظن به معبود است».
نقطه مقابل بخل سخاوت است که صفت بارز اولياءالله و مومنان راستين مى باشد. آن ها آنقدر سخاوت به خرج مى دادند که گاه تمام يا بخش عمده زندگى خود را در اختيار ديگران مى گذاشتند.
يکى از شاخه هاى بخل، بخل در علم است که متأسفانه مصاديق زيادى دارد: مطلبى را کشف کرده و حاضر نيست به ديگران بياموزد و گاه بخيلانى در علوم پيدا مى شوند که علم و دانش خود را با خود به گور مى برند. در دنياى امروز بخل در علم از ناحيه سردمداران جهان يک کار رايج و بسيار زشت است که حاضر نيستند حتى فرمول هاى داروهاى نجات بخش را در اختيار ديگران بگذارند هرچند اين کار سبب مرگ افراد زيادى شود.
البته همه بخيلان در تمام شاخه هاى بخل مشترک نيستند بعضى بخل به مال

دارند بعضى بخل به مقام و گروهى بخل به علم و دانش و گاه بعضى همه اين بخل ها را در خود جمع مى کنند.
در عصر و زمان ما کسانى پيدا مى شوند که چندين شغل را در اختيار گرفته اند (گاه بيش از ده شغل) در حالى که جوانانى پيدا مى شوند که از عهده آن ها برمى آيند ولى آن بخيلان حاضر نيستند يکى از آن ها را در اختيار آنان بگذارند و اين نهايت بخل و پستى است.
به خدا پناه مى بريم از اين که گرفتار چنين رذيله اخلاقى شويم که ما را، هم از خدا دور مى کند و هم از خلق خدا.

* * *

.