حکمت 388
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
ألاَ وَ إِنَّ مِنَ آلْبَلاَءِ آلْفَاقَةَ، وَ أَشَدُّ مِنَ آلْفَاقَةِ مَرَضُ آلْبَدَنِ، وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ آلْبَدَنِ مَرَضُ آلْقَلْبِ. ألاَ وَ إِنَّ مِنْ صِحَّةِ آلْبَدَنِ تَقْوَى آلْقَلْبِ.
امام (عليه السلام) فرمود:
آگاه باشيد که يکى از بلاها فقر و تنگدستى است و بدتر از آن بيمارى جسم است و از آن بدتر بيمارى قلب (فساد اخلاق و انحراف عقيدتى) مى باشد و بدانيد که تقواى قلب به دليل صحت بدن است.
شرح و تفسیر حکمت 388
امام (عليه السلام) در اين گفتار نورانى در چهار جمله به چهار نکته مهم اشاره مى کند. در جمله هاى سه گانه نخست اشاره به سه بلا کرده که يکى از ديگرى شديدتر و رنج آورتر است.
نخست مى فرمايد: «آگاه باشيد که فقر و تنگدستى يکى از بلاهاست»؛ (ألاَ وَإِنَّ مِنَ آلْبَلاَءِ آلْفَاقَةَ).
در حکمت 163 نيز فقر به عنوان «الموت الاکبر؛ مرگ بزرگ تر» معرفى شده است. در حديث ديگرى از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) آمده است: «الْفَقْرُ سَوَادُ الْوَجْهِ فِى الدَّارَينِ؛ فقر مايه روسياهى در دنيا و آخرت است».
دليل آن هم روشن است؛ شخصى که گرفتار فقر و تنگدستى مى شود چه بسا آلوده گناهان زيادى ازقبيل سرقت و خيانت و تقلب و مانند آن مى گردد. ازنظر معنوى، فقر، انسان را به ناشکرى و ناسپاسى در برابر پروردگار و جزع و فزع وامى دارد و به اين ترتيب، هم از خدا دور مى شود و هم از خلق خدا.
به همين دليل در اسلام دستورهاى فراوانى براى مبارزه با فقر داده شده است چراکه دعوت به فضايل اخلاقى و ايمان و اعتقاد صحيح به هنگام بى نيازى، بسيار آسان تر است. البته نمى توان انکار کرد که گروهى از اولياء الله هستند که گرفتار فقرند و در عين حال شاکرند و صابرند و در مسير حق گام برمى دارند.
آنگاه امام (عليه السلام) در جمله دوم اشاره به چيزى که بدتر از فقر است مى کند، مى فرمايد: «بدتر از فقر، بيمارى بدن است»؛ «وَ أَشَدُّ مِنَ آلْفَاقَةِ مَرَضُ آلْبَدَنِ».
به يقين، غالب افراد اگر زندگانى فقيرانه اى داشته باشند ولى تندرست باشند آن را بر غناى توأم با بيمارى و بيزارى از همه چيز، ترجيح مى دهند. انسان بيمار که ملازم و حليف بستر است چه بهره اى مى تواند از غنا و ثروت خود ببرد جز اين که ببيند و حسرت بخورد. بسيارند کسانى که حاضرند تمام ثروت خود را بدهند تا از بستر بيمارى برخيزند.
اساسآ همان گونه که اشاره کرديم ثروتمند بيمار نه تنها از ثروت خود بهره اى نمى برد بلکه زجر هم مى کشد چون مى بيند ديگران از ثروت او بهره مند مى شوند و او محروم است.
سپس امام (عليه السلام) به بلايى که از آن هم بدتر است اشاره کرده، مى فرمايد: «و بدتر از بيمارى بدن، بيمارى قلب است»؛ (وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ آلْبَدَنِ مَرَضُ آلْقَلْبِ).
روشن است که منظور از قلب در اين جا آن عضوى که وسيله خون رسانى به تمام بدن است نمى باشد بلکه قلب به معناى روح و جان آدمى است و در لغت، يکى از معانى آن نيز همين معنا ذکر شده است. افراد بيماردل کسانى هستند که يا ازنظر اعتقادى گرفتار انحرافات مختلفى شده اند و يا ازنظر اخلاقى آلوده به انواع رذايل گشته اند مانند بخل و حسد و کينه توزى و شهوت پرستى و....
معلوم است که بيمارى تن در دنيا انسان را آزار مى دهد ولى بيمارى قلب و روح، هم در دنيا انسان را آزار مى دهد و هم مايه بدبختى او در سراى ديگر است و به همين دليل بيمارى روح و قلب از همه آنچه قبلا ذکر شد بدتر مى باشد.
در آخرين جمله از اين کلام نورانى، امام (عليه السلام) مى فرمايد: «آگاه باشيد که به سبب صحت بدن تقواى قلب حاصل مى شود»؛ (ألاَ وَ إِنَّ مِنْ صِحَّةِ آلْبَدَنِ تَقْوَى آلْقَلْبِ). اشاره به اين که عقل سالم و اخلاق خوب از سلامت جسم سرچشمه مى گيرد يا به تعبير ديگر انسانى که ازنظر جسمى سالم نباشد زمينه هاى بى تقوايى ممکن است در وى حاصل شود.
ولى بايد توجه داشت که اين جمله به اين صورت در تمام نسخه هاى اصلى نهج البلاغه که به دست ما رسيده، نيامده است بلکه در همه نسخه هاى معروف به اين صورت نقل شده است: «وَأَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْب؛ بهتر از صحت بدن تقواى قلب است».
به اين ترتيب جمله مزبور هماهنگ با جمله هاى قبل از آن مى شود که امام (عليه السلام) درباره اهميت تقواى الهى و فضايل اخلاقى و برترى آن بر مال و ثروت و سلامت تن بيان فرموده است. در حالى که جمله مزبور به صورت اول هيچ هماهنگى اى با جمله هاى قبل ندارد و بعيد نيست که صبحى صالح که اين نسخه را انتخاب کرده اشتباه نموده باشد.
مرحوم علامه مجلسى نيز در بحارالانوار به نقل از نهج البلاغه جمله مزبور را به صورت دوم آورده است که نشان مى دهد نسخه نهج البلاغه اى که نزد ايشان بوده به همين صورت بوده است.
در نهج البلاغه اى که اخيرآ از طرف سازمان اوقاف جمهورى اسلامى منتشر شده و در مقدمه آن تصريح شده که در تحقيق عبارات نهج البلاغه به چهار نسخه قديمى موجود در کتابخانه هاى مهم مربوط به زمانى که نزديک به زمان مرحوم سيد رضى بوده اعتماد شده است نيز جمله بالا به صورت دوم يعنى «وَأَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْب» آمده است. بنابراين احتمال اشتباه صبحى صالح بسيار قوى به نظر مى رسد. به خصوص اين که در مصادر نهج البلاغه نيز به همين صورت دوم ذکر شده است.
در ضمن، از کلام مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار و کسانى که عبارت نهج البلاغه را به صورت دوم آورده اند استفاده مى شود که منشأ اشتباه صبحى صالح حذف بعضى از جمله هاى گفتار حکيمانه مورد بحث است و در اصل چنين بوده است: «أَلاَ وَ إِنَّ «مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ أَفْضَل» مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ؛ آگاه باشيد که يکى از نعمت هاى مهم الهى وسعت مال است و از وسعت مال برتر صحت بدن است و از صحت بدن برتر تقواى قلب است».
درواقع امام (عليه السلام) در مقابل سه جمله اول که اشاره به فقر و بيمارى جسمانى و بيمارى قلب فرموده و يکى را از ديگرى بدتر شمرده، در اين عبارت به نقطه هاى مقابل آن اشاره کرده (ثروت و مال و صحت بدن و صحت قلب) و هر کدام را از مورد قبلى بالاتر شمرده است.
* * *
.