حکمت 402
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
لِبَعْضِ مُخَاطِبِيهِ وَ قَدْ تَکَلَّمَ بِکَلِمَةٍ يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْ قَوْلِ مِثْلِهَا:
لَقَدْ طِرْتَ شَکِيراً، وَ هَدَرْتَ سَقْباً.
امام (عليه السلام) به شخصى که در حضورش سخنى بالاتر از شأن خود گفت، فرمود:
پيش از پردرآوردن پرواز کردى و هنوز بالغ نشده بانگ برآوردى.
مرحوم سيد رضى مى گويد: «منظور از «شکير» در اين جا نخستين پرهايى است که بر بال پرنده مى رويد پيش از آن که قوى و محکم شود و «سقب» به شتر نابالغ گفته مى شود و شتر معمولاً پيش از رسيدن به بلوغ، فرياد مخصوص را سر نمى دهد»؛ (قال الرّضيّ: والشّکيرُ هاهنا: أوّل ما يَنبُت من ريشِ الطائرِ قبل أن يَقوى ويستَحْصِفَ. والسّقبُ: الصّغيرُ مِنَ الإبلِ، ولا يَهدِرُ إلّا بعد أن يستَفحِل).
شرح و تفسیر حکمت 402
فراتر از حد تو سخن مگو
از مقدمه اين کلام استفاده مى شود که شخصى در حضور امام (عليه السلام) سخنى بيش از حد و مقدار خود گفت (و به تعبير رايج ميان مردم: بزرگ تر از دهانش حرف زد) امام (عليه السلام) براى اين که او را بر سر جايش بنشاند و او ديگر زياد از حد خود سخن نگويد با تعبير بسيار زيبا و ذکر دو مثال جالب اشتباه او را به او گوشزد کرد و فرمود: «پيش از پر درآوردن پرواز کردى و هنوز بالغ نشده بانگى که درخور بالغان است سردادى»؛ (لِبَعْضِ مُخَاطِبِيهِ وَ قَدْ تَکَلَّمَ بِکَلِمَةٍ يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْ قَوْلِ مِثْلِهَا: لَقَدْ طِرْتَ شَکِيراً، وَ هَدَرْتَ سَقْباً).
مرحوم سيد رضى در شرح کلام امام (عليه السلام) چنين مى گويد: «منظور از «شکير» در اين جا نخستين پرهايى است که بر بال پرنده مى رويد پيش از آن که قوى و محکم شود و «سقب» به شتر نابالغ گفته مى شود و شتر معمولاً پيش از رسيدن به بلوغ فرياد مخصوص را سر نمى دهد»؛ (قال الرّضيّ: والشّکيرُ هاهنا: أوّل ما يَنبُت من ريشِ الطائرِ قبل أن يَقوى ويستَحْصِفَ. والسّقبُ: الصّغيرُ مِنَ الإبلِ، ولا يَهدِرُ إلّا بعد أن يستَفحِل).
امام (عليه السلام) دو تشبيه درباره عمل شخصى که در محضرش بيش از حد خود سخن گفته بود بيان فرمود. نخست او را تشبيه به پرندگانى کرد که هنوز بال و پر آن ها قوى نشده سعى مى کنند مانند بزرگسالان پرواز کنند؛ برمى خيزند و بر زمين مى خورند. تشبيه ديگر اين که شتربچه آن صداى مخصوص شتران را که عرب آن را «هدير» مى گويد سر نمى دهد. امام (عليه السلام) مى فرمايد: به شتر بچه اى مى مانى که مانند شتران بزرگسال هدير سر مى دهى.
فصاحت و بلاغتى که در اين کلام کوتاه و پرمعنا به کار رفته بر هيچ کس پوشيده نيست و اين نشان مى دهد که امام (عليه السلام) چنان بر سخن گفتن مسلط بود که با دو جمله کوتاه مطلب مهمى را به زيباترين وجه بيان مى کند.
يکى از آداب مجلس اين است که هرکس در جاى خود بنشيند و هرکس به اندازه قدر و مقام خود سخن بگويد. حافظ نيز با توجه به اين رسم و آداب چنين گفته است:
افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن *** مقدمش يارب مبارک باد بر سرو و سمن
خوش به جاى خويشتن بود اين نشست خسروى *** تا نشيند هر کسى اکنون به جاى خويشتن
بنابراين کسانى که بلندپروازى مى کنند و بيش از حد خود سخن مى گويند کارشان نوعى بى ادبى محسوب مى شود و همگان بر آن ها خرده مى گيرند.
ازاين رو در غررالحکم از امام (عليه السلام) نقل شده که فرمود: «رَحِمَ الله امرِأً عرَف قدرَهُ ولم يَتَعدَّ طَورَهُ؛ خداوند رحمت کند کسى را که قدر خود را بشناسد و از حد خود تجاوز نکند».
تاريخ نشان مى دهد افرادى که بلندپروازى کردند و از حد خود تجاوز نمودند و سخنان نامناسبى گفتند گرفتار مشکلات مهمى شدند و شايد گاه جان خود را بر سر سخنان خود دادند. بنابراين، گفتار امام (عليه السلام) خطاب به شخص معينى نيست بلکه همه انسان ها مخاطب آن حضرت اند که حد و مقام خود را بشناسند و در گفتار و عمل و ادعا از آن تجاوز نکنند تا آبروى آن ها در ميان خاص و عام نرود.
در عربى و فارسى نيز ضرب المثل هايى مشابه اين سخن ديده مى شود هرچند هرگز آن فصاحت و بلاغت را ندارد. مثلاً عرب ها به کسى که بيش از حد خود سخن بگويد يا عملى انجام دهد مى گويند: «زببت وانت حِصرِم؛ هنوز غوره هستى مويز شدى».
در فارسى گفته مى شود: سخن بزرگتر از دهانت مى گويى، يا گفته مى شود : هنوز غوره نشده مويز شدى.
اشتباه نشود، ممکن است افراد کوچکى داراى استعدادهاى مهم و فوق العاده باشند و سخن هاى مهمى بگويند. اين گونه افراد نه تنها نبايد تحقير شوند بلکه بايد مورد تشويق قرار گيرند. سخن امام (عليه السلام) ناظر به کسانى است که ادعايى بيش از حد خود دارند و بيش از آنچه زيبنده آن هاست حرف مى زنند.
مرحوم حاج شيخ محمّدعلى انصارى، برادر واعظ معروف حاج شيخ مرتضى انصارى که شاعر باذوقى بود و تمام نهج البلاغه را به شعر درآورده و با شرح و ترجمه آميخته که در چندين جلد منتشر شده است در ترجمه اين کلام امام (عليه السلام) چنين مى گويد:
تو پيش از پر درآوردن پريدى *** نگشته فحل، فريادى کشيدى
تويى کوچک نشايد در محافل *** بزرگان را شوى قرن و مماثل
فراتر از گليم خويش پا را *** مکش، در جاى خود راحت بياسا
* * *
از مقدمه اين کلام استفاده مى شود که شخصى در حضور امام (عليه السلام) سخنى بيش از حد و مقدار خود گفت (و به تعبير رايج ميان مردم: بزرگ تر از دهانش حرف زد) امام (عليه السلام) براى اين که او را بر سر جايش بنشاند و او ديگر زياد از حد خود سخن نگويد با تعبير بسيار زيبا و ذکر دو مثال جالب اشتباه او را به او گوشزد کرد و فرمود: «پيش از پر درآوردن پرواز کردى و هنوز بالغ نشده بانگى که درخور بالغان است سردادى»؛ (لِبَعْضِ مُخَاطِبِيهِ وَ قَدْ تَکَلَّمَ بِکَلِمَةٍ يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْ قَوْلِ مِثْلِهَا: لَقَدْ طِرْتَ شَکِيراً، وَ هَدَرْتَ سَقْباً).
مرحوم سيد رضى در شرح کلام امام (عليه السلام) چنين مى گويد: «منظور از «شکير» در اين جا نخستين پرهايى است که بر بال پرنده مى رويد پيش از آن که قوى و محکم شود و «سقب» به شتر نابالغ گفته مى شود و شتر معمولاً پيش از رسيدن به بلوغ فرياد مخصوص را سر نمى دهد»؛ (قال الرّضيّ: والشّکيرُ هاهنا: أوّل ما يَنبُت من ريشِ الطائرِ قبل أن يَقوى ويستَحْصِفَ. والسّقبُ: الصّغيرُ مِنَ الإبلِ، ولا يَهدِرُ إلّا بعد أن يستَفحِل).
امام (عليه السلام) دو تشبيه درباره عمل شخصى که در محضرش بيش از حد خود سخن گفته بود بيان فرمود. نخست او را تشبيه به پرندگانى کرد که هنوز بال و پر آن ها قوى نشده سعى مى کنند مانند بزرگسالان پرواز کنند؛ برمى خيزند و بر زمين مى خورند. تشبيه ديگر اين که شتربچه آن صداى مخصوص شتران را که عرب آن را «هدير» مى گويد سر نمى دهد. امام (عليه السلام) مى فرمايد: به شتر بچه اى مى مانى که مانند شتران بزرگسال هدير سر مى دهى.
فصاحت و بلاغتى که در اين کلام کوتاه و پرمعنا به کار رفته بر هيچ کس پوشيده نيست و اين نشان مى دهد که امام (عليه السلام) چنان بر سخن گفتن مسلط بود که با دو جمله کوتاه مطلب مهمى را به زيباترين وجه بيان مى کند.
يکى از آداب مجلس اين است که هرکس در جاى خود بنشيند و هرکس به اندازه قدر و مقام خود سخن بگويد. حافظ نيز با توجه به اين رسم و آداب چنين گفته است:
افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن *** مقدمش يارب مبارک باد بر سرو و سمن
خوش به جاى خويشتن بود اين نشست خسروى *** تا نشيند هر کسى اکنون به جاى خويشتن
بنابراين کسانى که بلندپروازى مى کنند و بيش از حد خود سخن مى گويند کارشان نوعى بى ادبى محسوب مى شود و همگان بر آن ها خرده مى گيرند.
ازاين رو در غررالحکم از امام (عليه السلام) نقل شده که فرمود: «رَحِمَ الله امرِأً عرَف قدرَهُ ولم يَتَعدَّ طَورَهُ؛ خداوند رحمت کند کسى را که قدر خود را بشناسد و از حد خود تجاوز نکند».
تاريخ نشان مى دهد افرادى که بلندپروازى کردند و از حد خود تجاوز نمودند و سخنان نامناسبى گفتند گرفتار مشکلات مهمى شدند و شايد گاه جان خود را بر سر سخنان خود دادند. بنابراين، گفتار امام (عليه السلام) خطاب به شخص معينى نيست بلکه همه انسان ها مخاطب آن حضرت اند که حد و مقام خود را بشناسند و در گفتار و عمل و ادعا از آن تجاوز نکنند تا آبروى آن ها در ميان خاص و عام نرود.
در عربى و فارسى نيز ضرب المثل هايى مشابه اين سخن ديده مى شود هرچند هرگز آن فصاحت و بلاغت را ندارد. مثلاً عرب ها به کسى که بيش از حد خود سخن بگويد يا عملى انجام دهد مى گويند: «زببت وانت حِصرِم؛ هنوز غوره هستى مويز شدى».
در فارسى گفته مى شود: سخن بزرگتر از دهانت مى گويى، يا گفته مى شود : هنوز غوره نشده مويز شدى.
اشتباه نشود، ممکن است افراد کوچکى داراى استعدادهاى مهم و فوق العاده باشند و سخن هاى مهمى بگويند. اين گونه افراد نه تنها نبايد تحقير شوند بلکه بايد مورد تشويق قرار گيرند. سخن امام (عليه السلام) ناظر به کسانى است که ادعايى بيش از حد خود دارند و بيش از آنچه زيبنده آن هاست حرف مى زنند.
مرحوم حاج شيخ محمّدعلى انصارى، برادر واعظ معروف حاج شيخ مرتضى انصارى که شاعر باذوقى بود و تمام نهج البلاغه را به شعر درآورده و با شرح و ترجمه آميخته که در چندين جلد منتشر شده است در ترجمه اين کلام امام (عليه السلام) چنين مى گويد:
تو پيش از پر درآوردن پريدى *** نگشته فحل، فريادى کشيدى
تويى کوچک نشايد در محافل *** بزرگان را شوى قرن و مماثل
فراتر از گليم خويش پا را *** مکش، در جاى خود راحت بياسا
* * *