حکمت 403

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتِ خَذَلَتْهُ آلْحِيَلُ.

امام (عليه السلام) فرمود:
کسى که به کارهاى مختلف بپردازد نقشه ها و تدبيرهايش به جايى نمى رسد.

شرح و تفسیر حکمت 403
پراکنده کارى و شکست
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه اشاره به يکى از اصول مهم مديريت کرده، مى فرمايد: «کسى که به کارهاى مختلف بپردازد نقشه ها و تدبيرهايش به جايى نمى رسد»؛ (مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتِ خَذَلَتْهُ آلْحِيَلُ).
افراد زيادى را در جامعه مى بينيم که قانع به يک يا چند شغل نيستند و حتى گاهى شغل هاى متضاد و مختلف براى خود انتخاب مى کنند و با اين که از استعداد خوبى برخوردارند و گاه ممکن است جزء نخبه ها و نابغه ها باشند باز مى بينيم به موفقيت چشمگيرى نائل نمى شوند.
دليل آن روشن است؛ هر کارى تدبير خاص خودش را مى طلبد و کارهاى مختلف تدبيرهاى مختلفى را طلب مى کند و جمع کردن بين تدبيرهاى متضاد، کار بسيار مشکلى است به همين دليل افرادى را مى بينيم که تمام همّ خود را مصروف به يک فن مى کنند و توفيقات زيادى به دست مى آورند ولى افرادى که چندين فن مختلف و گاه متضاد را بر عهده مى گيرند غالبآ همه را ناقص مى گذارند و يا نتيجه مهم و چشمگيرى به دست نمى آورند.
بعضى از شارحان نهج البلاغه اين کلام نورانى را به معناى جمع دنيا و آخرت گرفته و گفته اند: کسانى که بخواهند هم دنيا و هم آخرت را به طور کامل به دست آورند ناکام مى مانند زيرا اين دو با هم جمع نمى شوند. و بعضى آن را به معناى جمع ميان حق و باطل تفسير کرده اند؛ کسى بخواهد از حق طرفدارى کند و در عين حال حامى باطل نيز باشد و يا به تعبير ديگر بخواهد همه را از خود راضى کند. تدبيرهاى چنين کسى نيز به جايى نمى رسد.
اين تفسير ها را به عنوان يکى از مصاديق آن مفهوم کلى و جامع کلام امام (عليه السلام) مى توان پذيرفت اما منحصر ساختن مفهوم کلام به اين تفاسير، صحيح به نظر نمى رسد.
بعضى نيز آن را به معناى قبول کردن شغل هاى زياد گرفته اند که حتى در زمان ما مرسوم است بعضى چندين شغل براى خودشان انتخاب مى کنند اما هيچ کدام را به طور صحيح نمى توانند انجام دهند ولى اين تفسير با تعبير «متفاوت» سازگار نيست زيرا متفاوت، مفهومش «ناهماهنگ» و يا «متضاد» است و اين غير از شغل هاى زيادى است که ممکن است ناهماهنگ نيز نباشد.
اصولاً پيشرفت کارها بدون مديريت صحيح امکان پذير نيست و مديريت صحيح، اصول و شرايطى دارد. يکى از شرايط مهمش همان است که امام (عليه السلام) در اين کلام حکيمانه به آن اشاره کرده و آن اين است که مدير از پراکنده کارى بپرهيزد کارها را از هم جدا کند و هر کارى را به کسى يا به گروهى واگذار نمايد و ناظرانى بر آن ها بگمارد. اما هرگاه به يک نفر يا يک گروه چندين کار متضاد و مختلف را بدهد به يقين همه آن ها ناقص خواهد شد و اين برخلاف مديريت صحيح است.
در حديثى که مرحوم کلينى در کتاب شريف کافى نقل کرده است مى خوانيم که امام صادق (عليه السلام) به يکى از ياران خاصش به نام فضيل بن يسار فرمود: «إِنَّهُ مَنْ کَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً کَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ وَ مَنْ کَانَ هَمُّهُ فِى کُلِّ وَادٍ لَمْ يبَالِ اللَّهُ بِأَى وَادٍ هَلَکَ؛ به يقين کسى که يک هدف داشته باشد خداوند او را براى رسيدن به هدفش کمک مى کند اما آن کس که همّ او در وادى هاى مختلف است در هر وادى اى هلاک شود خدا او را کمک نخواهد کرد».

البته براى اين حديث تفسيرهاى ديگرى هم شده است، که انسان بايد مذهب حق را پيدا کند و برگزيند و در مسير آن گام بردارد و از سير در مذاهب باطل گوناگون بپرهيزد.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) در نامه پرمحتواى مالک اشتر هنگامى که دستورات مربوط به فرماندهى لشکر را مى دهد مى فرمايد: «وَ أَفْضَلَ عَلَيهِمْ مِنْ جِدَتِهِ بِمَا يسَعُهُمْ وَ يسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِيهِمْ حَتَّى يکُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِى جِهَادِ الْعَدُوِّ؛ دستور بده که فرماندهان لشکر از امکاناتى که در اختيار دارند به سپاهيان کمک کنند به اندازه اى که نفراتى که تحت تکفل آن ها هستند به خوبى اداره شوند به گونه اى که همّ آن ها همّ واحدى باشد و آن جهاد با دشمن است».
اين دستور نيز نشان مى دهد که تمرکز بر برنامه ها و فعاليت در يک بخش سبب پيروزى و موفقيت است.
اين جمله از شيخ بهايى نيز معروف است که مى گويد: «غَلَبتُ کُلَّ ذِي فُنونٍ وَغَلَبنِى ذو فَنٍّ واحِدٍ؛ بر تمام دانشمندانى که مثل من در علوم مختلفى کار کرده بودند غلبه کردم اما دانشمندى که تنها در يک علم فعاليت داشت بر من غلبه نمود».

* * *