حکمت 406

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ آلْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ آللّهِ! وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِيهُ آلْفُقَرَاءِ عَلَى آلْأَغْنِيَاءِ اتِّکَالاً عَلَى آللّهِ.

امام (عليه السلام) فرمود:
چـه زيباسـت تواضع و فروتنى ثروتمندان در برابر فقرا، براى رسيدن به پاداش هاى الهى، و از آن بهتر بى اعتنايى و بزرگ منشى مستمندان است در برابر اغنيا براى توکل بر خدا.

شرح و تفسیر حکمت 406
دو کار زيبا!
امام (عليه السلام) در اين گفتار نورانى به دو نکته اشاره مى کند که اگر در جامعه پياده شود بسيارى از نابسامانى ها سامان مى يابد. زيرا دو چيز است که باعث تباهى جامعه و شکاف وسيع طبقاتى مى شود: تکبر صاحبان ثروت و خضوع ذلت بار مستمندان در برابر آنها.
درواقع اين دو رذيله اخلاقى علاوه بر اين که چهره جامعه انسانى را زشت و نفرت انگيز مى کند سرچشمه انواع نابسامانى ها، عداوت ها و کينه ها و بى ثباتى هاست.
به همين دليل امام (عليه السلام) در جمله اول، اغنيا و ثروتمندان را به تواضع دعوت مى کند و به آن ها مژده پاداش الهى مى دهد، مى فرمايد: «چه خوب و زيباست تواضع و فروتنى ثروتمندان در برابر فقرا براى رسيدن به پاداش هاى الهى»؛ (مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ آلْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ آللّهِ!).
وقتى افرادى که امکانات مالى فراوان دارند در برابر نيازمندان تواضع کنند که لازمه اين تواضع آن است که به درد دل آن ها گوش فرادهند و مشکلاتشان را تا آن جا که در توان دارند حل کنند، کينه ها تبديل به دوستى، و فاصله ها مبدل به نزديکى خواهد شد و اغنيا علاوه بر پاداش هاى الهى آرامشى نيز در اين جهان خواهند داشت که زندگى را براى آن ها شيرين مى کند.
آرى، تواضع از سوى هر کسى زيباست ولى از سوى اغنيا و ثروتمندان زيباتر است چراکه نشان مى دهد آن ها به سبب ثروت، بر مرکب غرور سوار نشده اند و خود را گم نکرده اند و اين فضيلت بزرگى است که به هنگام فزونى نعمت هاى الهى، انسان خود را فراموش نکند.
از اين گذشته، اغنيا نبايد فراموش کنند که همه اموال و ثروت ها از آنِ خداست و همه ما نمايندگان و خلفاى او در استفاده از آن اموال هستيم همان گونه که قرآن مجيد مى گويد: (وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ)؛ «انفاق کنيد از آنچه خداوند شما را نماينده خود در آن قرار داده است».
آنگاه امام (عليه السلام) به سراغ جمله دوم رفته، چنين مى فرمايد: «و از آن بهتر بى اعتنايى و بزرگ منشى مستمندان در برابر اغنيا براى تکيه کردن بر خداست»؛ (وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِيهُ آلْفُقَرَاءِ عَلَى آلْأَغْنِيَاءِ اتِّکَالاً عَلَى آللّهِ).
«تيه» در لغت به دو معنا آمده است: نخست، سرگردانى؛ همان گونه که خداوند در قرآن مجيد درباره قوم بنى اسرائيل و سرگردانى آن ها در صحراى سينا به مدت چهل سال مى فرمايد: (أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِى الْأَرْضِ).
و معناى ديگر، تکبر و بزرگ منشى و بى اعتنايى است و در کلام امام (عليه السلام) منظور، معناى دوم است.
روشن است که اگر نيازمندان دست حاجت به سوى اغنيا دراز کنند و خود را در برابر آنان ذليل و خوار نمايند از يک سو شخصيت خود را پايمال کرده اند و از سوى ديگر به جاى اين که به خدا پناه ببرند به غير خدا پناه برده اند و اين نوعى شرک خفى است.
به همين دليل در کلام حکيمانه 228 آمده بود: «مَنْ أَتَى غَنِياً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ؛ کسى که به سراغ ثروتمندى براى ثروتش برود و در برابر او تواضع کند دو سوم دينش از دست رفته است». و همانگونه که در آن جا گفتيم ايمان داراى سه رکن است: معرفت قلبى، اقرار زبانى و عمل به ارکان دين؛ کسى که در برابر چنين ثروتمندى خضوع مى کند در واقع اقرار زبانى به توحيد را با کلمات تملق آميزش درهم شکسته و همچنين خضوعى که بايد در برابر ذات پاک پروردگار داشته باشد به وسيله خضوع در مقابل اين ثروتمند، به شرک آلوده کرده است. بنابراين، دو رکن از ارکان ايمان را بر باد داده هرچند ايمان قلبى او محفوظ مانده باشد.
اشتباه نشود، منظور اين نيست که نيازمندان در برابر اغنيا موضع گيرى کرده و راه خصومت در پيش گيرند و آتش دشمنى و عناد در ميان اين دو گروه برافروخته شود بلکه منظور اين است که آن ها بزرگ منشى خود را حفظ کنند و اغنيا نيز دربرابر آن ها متواضع باشند و کمک هاى خود را بدون منت در اختيارشان بگذارند.
لذا در حديثى مى خوانيم: «ذَکَرَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِى عَبْدِاللَّهِ (عليه السلام) الْأَغْنِياءَ وَ وَقَعَ فِيهِمْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) اسْکُتْ فَإِنَّ الْغَنِى إِذَا کَانَ وَصُولاً لِرَحِمِهِ بَارّاً بِإِخْوَانِهِ أَضْعَفَ اللَّهُ لَهُ الْأَجْرَ ضِعْفَينِ لِأَنَّ اللَّهَ يقُولُ وَما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِى تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِى الْغُرُفاتِ آمِنُونَ؛ مردى نزد امام صادق (عليه السلام) سخن از اغنيا به ميان آورد و درباره آن ها بدگويى کرد. امام (عليه السلام) فرمود: ساکت باش، اگر غنى صله رحم به جا آورد و به برادران دينى خود نيکى کند خداوند اجر او را دو چندان خواهد داد زيرا در قرآن مجيد فرموده: اموال و اولادتان شما را به ما نزديک نمى کند مگر کسى که ايمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد که پاداش آن ها به دليل اعمالشان دو چندان است و در غرفه هاى بهشتى در امنيت خواهند بود».
در حالات معصومين (عليهم السلام) نيز مى خوانيم که به گونه اى به نيازمندان کمک مى کردند که هرگز شخصيت آن ها درهم نشکند و احساس شرمندگى نکنند. در حديث جالبى از امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى خوانيم که مردى خدمت امام (عليه السلام) رسيد و اظهار فقر و پريشانى فراوان کرد واين دو بيت شعر را براى بيان نهايت فقر و درماندگى خود تقديم نمود:
لَمْ يَبْقَ لِى شيءٌ يُباعُ بِدِرْهَمٍ *** يَکْفِيکَ مَنظَرُ حالَتى عَن مخبَرى
إلّا بَقايا ماءِ وَجهٍ صُنْتُه *** ألّا يُباعَ وقَد وجَدتُک مُشتَرى
چيزى در بساط من باقى نمانده که حتى يک درهم ارزش داشته باشد. نگاه به چهره من کافى است و نيازى به خبر دادن نيست.
تنها چيزى که باقى مانده آبرويم است که آن را هرگز نفروخته ام ولى اکنون تو را مشترى يافتم و مى خواهم به تو بفروشم.
امام مجتبى (عليه السلام) وکيل خويش را طلبيد و فرمود: چقدر مال نزد توست؟ عرض کرد: دوازده هزار درهم. فرمود: همه آن را به اين مرد فقير بده، من از او شرمنده ام. عرض کرد: چيزى براى مخارج روزانه نمى ماند. فرمود: آن را به اين مرد فقير بده و حسن ظن به خدا داشته باش، خداوند جبران مى کند.
سپس امام (عليه السلام) آن مرد فقير را طلبيد و پول ها را به او داد واين دو بيت شعر را در جواب اشعارش فرمود:
عاجَلْتَنا فأتاک وابِلُ بِرّنا *** طَلّاً ولو أمهَلْتَنا لم تُمطِر
فَخُذِ القَليلَ وکُن کأنَّک لم تَبِع *** ما صُنْتَهُ وکأنّنا لم نَشْتَرى
به سراغ ما آمدى و باران فيض ما به سراغ تو آمد واگر دير آمده بودى شرمنده مى شديم.
با اين حال اين مقدار کم را بگير و چنان باش که گويى آبرويت را که محفوظ مى داشتى به ما نفروختى و ما هم از تو چيزى نخريديم.
آرى! اين پاسخ از آن عطاى فوق العاده زيباتر بود. .