حکمت 419

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مِسْکِينٌ ابْنُ آدَمَ: مَکْتُومُ آلْأَجَلِ مَکْنُونُ آلْعِلَلِ، مَحْفُوظُ آلْعَمَلِ تُؤْلِمُهُ آلْبَقَّةُ، وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ، وَ تُنْتِنُهُ آلْعَرْقَةُ.

امام (عليه السلام) فرمود:
بيچاره فرزند آدم، سرآمد زندگى اش نامعلوم، عوامل بيمارى اش ناپيدا و (تمام) اعمالش در جايى محفوظ است. پشه او را آزار مى دهد و گلوگير شدن (آب يا غذا) موجب مرگ او مى شود و عرق، او را متعفن و بدبو مى سازد.

شرح و تفسیر حکمت 419
نقاط ضعف عجيب اين انسان مغرور!
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه پرده از روى ضعف انسان برداشته و غرور و غفلت او را درهم مى شکند و نشان مى دهد که در برابر تمام نقطه هاى قوت و توانايى هايى که انسان دارد نقاط ضعف عجيبى را نيز داراست و در مجموع به شش نقطه از اين نقاط ضعف اشاره مى فرمايد، سه قسمت از درون انسان سرچشمه مى گيرد و سه قسمت از برون.
اما درباره سه قسمت اول مى فرمايد: «بيچاره فرزند آدم، سرآمد زندگى اش نامعلوم، عوامل بيمارى اش ناپيدا و اعمالش در جايى محفوظ است»؛ (مِسْکِينٌ ابْنُ آدَمَ: مَکْتُومُ آلْأَجَلِ مَکْنُونُ آلْعِلَلِ، مَحْفُوظُ آلْعَمَلِ).
آرى از يک سو نمى داند پايان عمر او در چه زمان و تاريخى است؛ شب مى خوابد از صبح خبر ندارد، صبح مى شود از عصر خبر ندارد. خواه پير باشد يا جوان يا کودک در هر لحظه احتمال فرا رسيدن مرگ وجود دارد.
و از سويى ديگر عوامل بيمارى در درون بدن او به صورت ناپيدا وجود دارد. به خصوص با کشفيات امروز که مى گويند: در هر ساعت از طريق آب و هوا و غذا و پوست بدن ميکروب هايى وارد جسم انسان شده و در خون انسان شناور مى شوند. هر زمان که بخشى از آن ها غلبه کنند انسان به يکى از بيمارى ها مبتلا مى شود.
دستگاه هاى بدن انسان اعم از دستگاه تنفس و قلب و کليه و عروق و مغز، همه آسيب پذيرند و در معرض انواع آفات و بيمارى ها قرار دارند. با اين حال چگونه انسان مى تواند به فرداى خود مطمئن باشد که سالم است و توانا؟
از سوى سوم، هر عملى که به جا مى آورد در نامه اعمال او ثبت مى شود و فرشتگان الهى مأمور حفظ اعمال او هستند. اضافه بر اين، زمين و زمان و اعضاى بدن او نيز همگى مأموريت ضبط اعمال او را دارند.
آيا چنين انسانى شايسته عنوان مسکين نيست که امام (عليه السلام) فرموده است؟
آنگاه اشاره به عوامل بيرونى کرده و به چند نمونه ظاهرآ کوچک آن که مى تواند زندگى انسان را برهم زند اشاره مى کند، مى فرمايد: «پشه اى او را آزار مى دهد و گلوگير شدن (آب يا غذا) موجب مرگ اوست و عرق، او را متعفن و بدبو مى سازد»؛ (تُؤْلِمُهُ آلْبَقَّةُ، وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ، وَ تُنْتِنُهُ آلْعَرْقَةُ).
«شرقة» اسم «مرة» از ماده «شَرَق» (بر وزن طرب) به معناى گلوگير شدن است.
آرى پشه اى که گاه به آسانى به چشم نمى آيد و در گوشه و کنار در کمين انسان است که بر بدن او بنشيند و با نيش خود بخشى از خون او را بمکد و خواب و استراحت را از او بگيرد. اضافه بر پشه هاى خطرناکى که گاه مايه مرگ انسان اند يا بيمارى هايى را به او تحميل مى کنند.
از سويى ديگر مجراى تنفس و تغذيه انسان دقيقآ در کنار يکديگر قرار دارند. به هنگامى که انسان مى خواهد غذايى ببلعد دريچه تنفس بسته مى شود و به هنگامى که بلعيدن تمام شد باز مى شود. حال اگر آن دريچه کوچکى که اين وظيفه را برعهده دارد دير بجنبد و مقدارى آب يا غذا وارد ريه شود اگر بسيار کم باشد با سرفه هاى شديد به خارج پرتاب مى شود و اگر زياد باشد حالت خفگى به انسان دست مى دهد و پايان عمر او فرامى رسد. همچنين اگر لقمه يا جرعه آب در آن فضا بايستد و حرکت نکند راه نفس کشيدن را بر انسان مى بندد و اگر در مدت کوتاهى مشکل برطرف نشود مرگ به سراغ او مى آيد.
انسانى که اينقدر مرز زندگى و مرگش به هم نزديک است چگونه ممکن است مغرور شود و از باده قدرت سرمست گردد و دست به هر کارى بزند؟
همچنين هر انسانى به هنگامى که فعاليت جسمانى شديدى داشته باشد و يا در گرماى هوا گرفتار شود عرق از روزنه هاى پوست او جارى مى گردد و بدن او را بدبو مى سازد يعنى عوامل تعفن به وسيله خود او بر بدنش آشکار مى شود.
از مجموع اين نقاط ضعف شش گانه به خوبى روشن مى شود که چرا انسان مسکين و بيچاره است.
امام (عليه السلام) با اين گفتار حکيمانه اش نمى خواهد مقام انسان را کاهش دهد و يا از عظمت او بکاهد؛ انسانى که خليفة الله و گل سرسبد آفرينش و مسجود فرشتگان الهى است. بلکه مى خواهد غرور و غفلت او را درهم بشکند؛ همان غرور و غفلتى که او را آلوده انواع گناهان و ظلم و ستم ها و مفاسد بى شمار مى سازد.
جالب اين است که ابن معروف (قاضى القضاة ابومحمّد عبيدالله بن احمد بن معروف، متولد 306) اشعارى دارد که ظاهرآ از کلام امام (عليه السلام) در آن الهام گرفته است. او مى گويد:
يا بُوسَ للإنسانِ فى *** الدُّنيا وإنْ نالَ الأمَل
يَعيشُ مَکشوفَ العِلَل *** فيها ومَکتومَ الأجَل
بَيْنا يُرى فى صِحّةٍ *** مُغْتَبِطاً قِيلَ اعتَلَل
و بَينَما يُوجَدُ فيها *** ثاوِياً قِيلَ انْتَقَل
فَأوْفَرُ الحَظِّ لِمَن *** يَتْبَعُه حُسنُ العَمَل
بدا به حال انسان در دنيا هر چند به آرزوهاى (دراز) خود برسد. زندگى مى کند در حالى که عوامل بيمارى در او مکتوم و پايان عمرش نيز ناپيداست.
در حالى که کاملاً در سلامت است به طورى که مردم به حال او غبطه مى خورند ناگهان گفته مى شود که بيمار شد.
و در حالى که مشغول حرکت به اين طرف و آن طرف است ناگهان مى گويند که از اين جهان چشم فرو بست.
بنابراين بهره کامل از آن کسانى است که اعمال نيک درپى داشته باشند. نکته ها
1. نيرومند ضعيف!
انسان موجودى است از يک نظر بسيار قوى و نيرومند که عرصه زمين و پهناى آسمان و اعماق درياها را جولانگاه خود قرار داده و تمام موجودات زمينى را مسخّر خود ساخته و از تمام مواهب اين جهان به نفع خود استفاده مى کند. ولى با تمام قدرتى که دارد موجودى بسيار ضعيف و آسيب پذير است. يک پشه کوچک که گاه با چشم هم ديده نمى شود او را آزار مى دهد يا بيمار مى کند و گاهى سبب مرگ او مى شود و از آن کوچک تر ميکروب ها و ويروس هاى بيمارى زا هستند که ابدآ با چشم ديده نمى شوند ولى اين موجودات نامرئى و ظاهرآ بسيار ضعيف و ناتوان انسان هاى قوى و قهرمان را مى توانند از پاى درآورند.
اين ترکيب عجيب انسان از قوت و ضعف ظاهرآ براى اين است که از طرفى بتواند مدارج ترقى و کمال را طى کند و از سويى ديگر گرفتار غرور و غفلت و خودبزرگ بينى نشود. ازجمله مسائلى که انسان با آن دست به گريبان است زمان اجل اوست که کاملاً مخفى و پنهان است. اين نيز هشدارى براى انسان هاست که آنى غافل نشوند و به گمان زندگى طولانى دست به هر کارى نزنند و فکر نکنند که زمان توبه از گناه و جبران خطاها وسيع است چراکه هر لحظه ممکن است مرگ او فرارسد. يک جرعه آب يا يک لقمه غذا مى تواند گلوى او را بفشارد و در عين سلامتى، راهى ديار آخرت کند.
اين ها حقايقى است که امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به آن اشاره فرموده و ريشه آن در قرآن مجيد است مى فرمايد: (يُرِيدُ اللهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الاِْنسَانُ ضَعِيفآ)؛ «خدا مى خواهد کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعيف آفريده شده است».
در جاى ديگر مى خوانيم: (إِنَّ الاِْنسَانَ خُلِقَ هَلُوعآ * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعآ)؛ «انسان، حريص آفريده شده * هنگامى که ناراحتى به او رسد بسيار جزع و فزع مى کند».
و در جاى ديگر مى فرمايد: (وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ مَّاذَا تَکْسِبُ غَدآ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ بِأَىِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ)؛ «و هيچ کس نمى داند در چه سرزمينى مى ميرد؟ خداوند عالم و آگاه است!».
در روايات آمده است: هنگامى که خداوند پشه ها را بر نمرود و لشکرش مسلط ساخت تعداد فوق العاده زيادى اطراف لشکر او را احاطه کردند. نمرود از لشکرش جدا شد و در خانه اش وارد گشت و تمام درها را بست و پرده ها را فرو افکند و بر پشت خود خوابيد، فکر مى کرد که چگونه از اين لشکر عظيم پشه ها رهايى يابد ناگهان پشه اى وارد بينى او شد و به سوى مغز او بالا رفت. چهل روز او را آزار مى داد به گونه اى که براى پيدا کردن آرامش موقت، سر خود را بر زمين مى کوبيد و در اين حال بود تا به هلاکت رسيد.
در حديث ديگرى آمده است که امام صادق (عليه السلام) نزد منصور دوانيقى بود در اين حال پشه اى منصور را آزار مى داد و هر زمان او را از خود دور مى ساخت دو مرتبه به سوى او بازمى گشت. او روى به امام صادق (عليه السلام) نمود و عرض کرد: خداوند چرا اين پشه (مزاحم) را آفريده است. امام (عليه السلام) فرمود: «لِيُذِلَّ بِهِ الْجَبابِرَةَ مِثلَک؛ براى اين که ستمگرانى مانند تو را خوار کند».

2. مواد تشکيل دهنده عرق بدبو
دانشمندان تحقيقاتى درباره عرق کردن انسان و ماده تشکيل دهنده عرق و عوامل بدبويى آن کرده و به نتايج عجيب و شگفت انگيزى دست يافته اند. ازجمله:
آن ها معتقدند که عرق بر دو گونه است: گونه اى از آن همان است که به هنگام فعاليت زياد که بدن انسان گرم مى شود و يا گرمى هوا تأثير مى گذارد بدن براى خنک شدن عرق مى کند. اين نوع عرق بدبو نيست.
نوع دوم عرقى است که در زير بغل، کشاله ران، پاها و گاه کف دست ها ظاهر مى شود. آن عرق بدبوست و تازه خود عرق نيز بدبو نمى باشد بلکه موجودات زنده ذره بينى که در اين نقاط از بدن هستند از عرق استفاده مى کنند و مدفوعى از خود خارج مى سازند که بوى بد از آن است و به همين دليل دستور داده شده که به خصوص اين نقاط از بدن شسته شود تا محلى براى پرورش اين موجودات زنده باقى نماند و در روايات اسلامى نيز آمده است که يکى از فايده هاى غسل جمعه آن است که بوى بد زير بغل را برطرف مى کند.
البته وجود موهاى زائد و بلند در زير بغل نيز محل مناسبى براى پرورش اين موجودات ذره بينى مزاحم است و لذا در روايات اسلامى دستور به برطرف کردن آن ها داده شده است.

3. پشه، موجودى کوچک اما شگفت انگيز
پشه ظاهرآ موجود بسيار کوچک و بى ارزشى است ولى تحقيقات دانشمندان نشان مى دهد که آن ها نيز جهان بزرگى براى خود دارند. آنان مى گويند که بيش از 2800 گونه پشه در سراسر جهان وجود دارد و چون حشراتى خونسرد هستند در فصل زمستان به خواب زمستانى فرو مى روند ولى به هنگامى که فعال مى شوند به خون نياز دارند اما نه براى تأمين انرژى بلکه پشه هاى ماده از آن براى توليد مثل و نمو تخم هاى خود استفاده مى کنند.
خرطوم و نيش پشه از دو کانال مجزا تشکيل يافته، يکى مجراى بزاق است و ديگرى براى مکيدن خون و عجيب اين که پشه هنگام مکيدن خون، از طريق بزاق خود يک ماده ضد انعقاد خون ترشح مى کند تا هنگام مکيدن آن لخته نگردد و همين بزاق پشه است که موجب تحريک بدن مى گردد و درنتيجه خارش و تورم و قرمزى در محل پديد مى آيد.
پشه ماده قادر است از فاصله سى مترى و گاه پنجاه مترى بوى بدن انسان را احساس کند و به سوى او براى گرفتن خون بيايد. افرادى که گروه خونى آن ها O مى باشد بيشتر گزيده مى شوند و آنهايى که گروه خونى شان A مى باشد کمتر.
* * *
پاورقی ها
سند گفتار حکيمانه:
در مصادر آمده است که قبل از مرحوم سيد رضى، جاحظ در المائة المختارة اين کلام حکمت آميز را آورده و بعد از سيد رضى آمدى در غررالحکم آن را با تفاوت مختصرى ذکر کرده و همچنين ابن القاسم در رياض الاخبار با بعضى اضافات آن را آورده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 296).
اضافه مى کنيم که طبق نقل دميرى در کتاب حياة الحيوان اصبغ بن نباتة از اميرمؤمنان على (عليه السلام) روايت رابه اين صورت نقل کرده است: ابن آدم وما ابن آدم تولمه البقة و تنتنه العرقة و تقتله الشرقه. (ر.ک: شرح علامه تسترى، ج 11، ص 337). نيز زمخشرى در ربيع الابرار آن را با اضافه جمله «وتميته الغرقة» آورده است. (ربيع الابرار، ج 2، ص 342).