حکمت 421

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
کَفَاکَ مِنْ عَقْلِکَ مَا أَوْضَحَ لَکَ سُبُلَ غَيِّکَ مِنْ رُشْدِکَ.

امام (عليه السلام) فرمود:
اين مقدار از عقل تو براى تو کافى است که راه هاى گمراهى را از راه سعادت براى تو واضح و روشن سازد.

شرح و تفسیر حکمت 421
عقل کافى
مى دانيم عقل شاخه هاى متعدد و آثار فراوانى دارد و حتى گاهى شيطنت با عقل اشتباه مى شود. امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه نشانه عقلى را که مايه نجات انسان است به روشنى بيان مى کند و مى فرمايد: «اين مقدار از عقل تو براى تو کافى است که راه هاى گمراهى را از راه سعادت براى تو واضح و روشن سازد»؛ (کَفَاکَ مِنْ عَقْلِکَ مَا أَوْضَحَ لَکَ سُبُلَ غَيِّکَ مِنْ رُشْدِکَ).
ارباب لغت «غى» را به معناى گمراهى يا سرگردانى در بيراهه ها تفسير کرده اند ولى به عقيده راغب در مفردات به هرگونه گمراهى غى گفته نمى شود بلکه به نوعى از گمراهى اطلاق مى گردد که از فساد عقيده سرچشمه مى گيرد و به تعبير ديگر، گمراهى توأم با اعتقاد فاسد است.
«رشد» در لغت به معناى راه يافتن به مقصد و مقصود و رسيدن به واقع است و اگر به کودک بالغ شده و آگاه «رشيد» گفته مى شود براى اين است که به مقصود رسيده و صلاح و مفسده خود را درک مى کند.
البته درمورد عقل مراحل بالاترى نيز وجود دارد که انسان به وسيله آن دقايق معانى و مسائل عميق علمى را درک مى کند و مى تواند نوآورى ها و ابتکارات فراوانى در علوم مختلف از خود به يادگار بگذارد. اين مرحله از عقل، بسيار خوب است و مهم و تأثيرگذار ولى براى نجات انسان کافى نيست و چه بسيار عالمان بزرگى در فنون مختلف بودند که گرفتار انحرافاتى شدند. امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه اش انگشت روى آن شاخه از عقل گذاشته که مايه نجات انسان در دنيا و آخرت است و هدف اصلى از آفرينش عقل همان مى باشد.
به همين دليل در حديثى از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم که فرمود: «مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَيئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْل؛ خداوند در ميان بندگانش هيچ نعمتى را مهمتر از عقل تقسيم نکرده است».
در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ کَانَ عَاقِلاً کَانَ لَهُ دِينٌ وَمَنْ کَانَ لَهُ دِينٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ؛ کسى که عاقل باشد ديندار است و کسى که ديندار باشد وارد بهشت مى شود».
حتى ممکن است انسان در مسير حق باشد ولى چون عقل درستى ندارد ناگهان فريب هواى نفس يا شيطان و يا انسان هاى شيطان صفت را بخورد و از راه منحرف گردد.
ازاين رو رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در حديثى مى فرمايد: «إِذَا بَلَغَکُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِى حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا يجَازَى بِعَقْلِهِ؛ هنگامى که به شما خبر برسد که فلان شخص داراى حالت خوبى (و در مسير اطاعت) است، به آن قناعت نکنيد و نگاه به خوبى عقل او کنيد چراکه جزاى اعمال به مقدار عقل است».
در حديث ديگرى که در تحف العقول آمده مى خوانيم: جمعى در حضور پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بودند. مردى نصرانى از اهل نجران که داراى بيان خوب و وقار و هيبتى بود وارد مدينه شده بود. به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) عرض کردند: چقدر اين مرد نصرانى عاقل و هشيار است. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: چنين نگوييد. عاقل کسى

است که به يگانگى خداوند ايمان داشته باشد و اطاعت فرمان او کند؛ «مَهْ إِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ وَحَّدَ اللَّهَ وَعَمِلَ بِطَاعَتِهِ».
اين سخن را با اشعارى که در ديوان منسوب به اميرمؤمنان (عليه السلام) آمده و هماهنگ با اين گفتار حکيمانه است پايان مى دهيم:
و أفضَلُ قسمِ اللهِ للمرءِ عَقلُه *** فليسَ مِنَ الخَيراتِ شىءٌ يُقارِبُه
إذا أکمَلَ الرحمنُ للمَرءِ عَقلَهُ *** فَقد کَملت أخلاقُه ومَآرِبُه
يعيشُ الفتى فى النّاسِ بالعَقلِ إنّه *** على العقلِ يَجرى عِلمُه وتَجاربُه
يُزينُ الفَتى فى النّاس صِحّةُ عَقلِه *** وإن کانَ مَحظوراً عَليهِ مَکاسِبُه
يُشِينُ الفتى فى النّاس قِلّةُ عَقلِه *** وإن کَرُمَت أعراقُه ومَناصِبه
برترين تقسيم نعمتى که خداوند براى انسان کرده است عقل اوست و هيچ چيز از نيکى ها به پاى آن نمى رسد.
هنگامى که خداوند بخشنده عقل انسان را کامل کند به يقين تمام اخلاق و اعمال او کامل مى شود.
جوانمردان در ميان مردم، با عقل خود زندگى مى کنند چراکه علم و تجربه همراه عقل است.
آنچه انسان را در ميان مردم زينت مى دهد سلامت عقل اوست هر چند کسب و کار پر رونقى نداشته باشد.
و آنچه چهره انسان را در ميان مردم زشت مى سازد کمى عقل اوست هرچند ريشه ها و منصب هاى او فراوان باشد.

* * *