حکمت 422

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
اِفْعَلُوا آلْخَيْرَ وَ لاَ تَحْقِرُوا مِنْهُ شَيْئاً، فَإِنَّ صَغِيرَهُ کَبِيرٌ وَ قَلِيلَهُ کَثِيرٌ،
وَ لاَ يَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ: إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ آلْخَيْرِ مِنِّي فَيَکُونَ وَ آللّهِ کَذلِکَ. إِنَّ لِلْخَيْرِ وَالشَّرِّ أَهْلاً فَمَهْمَا تَرَکْتُمُوهُ مِنْهُمَا کَفَاکُمُوهُ أَهْلُهُ.

امام (عليه السلام) فرمود:
کار نيک انجام دهيد و هيچ مقدار از آن را کم مشماريد چراکه کوچک آن بزرگ و کمش بسيار است. هيچ يک از شما نگويد: فلان کس در انجام (اين) کار خير از من سزاوارتر است، که به خدا سوگند چنين خواهد شد. هرکدام از خير و شر را اهلى است که اگر شما آن را رها کنيد ديگران به جاى شما انجام مى دهند.

شرح و تفسیر حکمت 422
کار نيک کمش، بسيار است
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به دو نکته مهم و سرنوشت ساز در زندگى بشر اشاره مى کند. نخست مى فرمايد: «کار نيک انجام دهيد و هيچ مقدار از آن را کم مشماريد چراکه کوچک آن بزرگ و کمش بسيار است»؛ (اِفْعَلُوا آلْخَيْرَ وَلاَ تَحْقِرُوا مِنْهُ شَيْئاً، فَإِنَّ صَغِيرَهُ کَبِيرٌ وَ قَلِيلَهُ کَثِيرٌ).
بسيارند اشخاصى که وقتى به کارهاى نيک کوچک برخورد مى کنند بى اعتنا از کنار آن مى گذرند در حالى که گاهى همين کارهاى کوچک، سرنوشت ساز است؛ ممکن است جرعه آبى تشنه اى را از مرگ نجات دهد يا مقدار کمى دوا مايه نجات انسانى از مرگ شود.
اضافه بر اين اگر همه مردم حتى به کارهاى نيک کوچک اهميت دهند، قطره قطره جمع مى شود و تبديل به دريايى از خير و خيرات مى گردد.
از اين گذشته هرگاه کار خير به نيت اطاعت فرمان خدا انجام گيرد بزرگ خواهد بود همان گونه که گناه، هرقدر کوچک باشد به دليل جايگاه عظيم پروردگار، بزرگ خواهد بود. اضافه بر اين، رفتن به سوى کارهاى خير کوچک انسان را به تدريج آماده براى خيرات بزرگ مى کند و اين خود نکته مهمى است.
در حکمت 95 نيز به اين نکته اشاره شده است: «لاَ يقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَکَيفَ يقِلُّ مَا يتَقَبَّلُ؛ هيچ عملى اگر با تقوا (و قصد قربت) همراه باشد کم نيست و چگونه کم خواهد بود عملى که مقبول درگاه خداوند است».
با توجه به اين چهار نکته هيچ کار خيرى را هر چند کم و کوچک باشد نبايد ناديده گرفت. همان گونه که شر کوچک را نبايد کوچک گرفت که گاه از کار شر کوچکى آتشى بى پايان برمى خيزد؛ مى توان با يک کبريت شهر بزرگى را آتش زد و در تاريخ نيز خوانده ايم که حادثه قتل يک شاهزاده در اروپا جرقه جنگ جهانى را زد و به دنبال آن تمام اروپا در آتش سوخت.
به اين ترتيب امام (عليه السلام) همه مردم را به کارهاى نيک اعم از کوچک و بزرگ تشويق مى کند تا در سايه آن جامعه اسلامى راستين به وجود آيد.
در بخش دوم امام (عليه السلام) به عذر و بهانه هايى که بعضى از افراد براى فرار از کار نيک مى آورند اشاره کرده و پاسخ مى گويد. مى فرمايد: «هيچ يک از شما نگويد: فلان کس در انجام (اين) کار خير از من سزاوارتر است، که به خدا سوگند چنين خواهد شد»؛ (وَلاَ يَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ: إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ آلْخَيْرِ مِنِّي فَيَکُونَ وَ آللّهِ کَذلِکَ).
سپس امام (عليه السلام) توضيح مى دهد و مى فرمايد: «هرکدام از خير و شر را اهلى است که اگر شما آن را رها کنيد ديگران به جاى شما انجام مى دهند»؛ (إِنَّ لِلْخَيْرِ وَالشَّرِّ أَهْلاً فَمَهْمَا تَرَکْتُمُوهُ مِنْهُمَا کَفَاکُمُوهُ أَهْلُهُ). در ميان مردم، معمول است که وقتى کار خيرى به کسى پيشنهاد مى شود براى اين که از آن فرار کند مى گويد چرا به سراغ فلان کس نمى روى که هم ثروتش از من بيشتر است و هم امکانات فراوانى دارد؟ با وجود او نوبت به من و امثال من نمى رسد.
اين درواقع بهانه اى است که انسان را از انجام کارهاى خير محروم مى سازد. امام 7 مى فرمايد: اى بسا همين سخن سبب شود که توفيق از چنين انسانى سلب گردد و هيچ گاه نتواند کار خيرى انجام دهد.
اضافه بر آن، کارهاى خير بر زمين نمى ماند همان گونه که کارهاى شر هم طرفدارانى از افراد شيطان صفت دارد. پس بايد سعى کرد در صف گروه اول قرار گرفت و از قرار گرفتن در صف گروه دوم پرهيز کرد.
قرآن مجيد نيز در اين زمينه اشارات پرمعنايى دارد که مضمون همه آن ها اين است که اگرگروهى به دنبال راه حق و کارهاى نيک نباشند اين بار بر زمين نمى ماند؛ اقوام ديگرى هستند که آن را بر دوش مى کشند و راه حق را هموار مى سازند:
(أُوْلَئِکَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَکْفُرْ بِهَا هَؤُلاَءِ فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمآ لَّيْسُوا بِهَا بِکَافِرِينَ)؛ «آن ها (پيامبران) کسانى هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان داديم؛ و اگر (اين گروه) به آن کفر ورزند، (آيين حقّ زمين نمى ماند؛ زيرا) کسان ديگرى را نگاهبان آن مى سازيم که به آن، کافر نيستند».
و در جاى ديگرى مى فرمايد: (وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمآ غَيْرَکُمْ ثُمَّ لاَ يَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ)؛ «و هرگاه (شما) سرپيچى کنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مى آورد که آن ها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مى کنند)».

در جاى ديگر از زبان هود (عليه السلام) پيغمبر الهى، خطاب به مخالفان قولش مى گويد: (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْکُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّى قَوْمآ غَيْرَکُمْ وَلا تَضُرُّونَهُ شَيْئآ إِنَّ رَبِّى عَلَى کُلِّ شَىْءٍ حَفِيظٌ)؛ «پس اگر روى برگردانيد، من رسالتى را که مأمور بودم به شما رساندم؛ و پروردگارم گروه ديگرى را جانشين شما مى کند؛ و شما کمترين ضررى به او نمى رسانيد؛ پروردگارم حافظ و نگاهبان هرچيز است!».
نيز در آيه ديگر خطاب به گروهى از امت اسلامى که براى رفتن به ميدان جنگ تعلل مى ورزيدند مى فرمايد: (إِلاَّ تَنفِرُوا يُعَذِّبْکُمْ عَذَابآ أَلِيمآ وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمآ غَيْرَکُمْ وَلا تَضُرُّوهُ شَيْئآ وَاللهُ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ)؛ «اگر (به سوى ميدان جهاد) حرکت نکنيد، شما را مجازات دردناکى مى کند، و گروه ديگرى غير از شما را به جاى شما قرار مى دهد؛ و هيچ زيانى به او نمى رسانيد؛ و خداوند بر هرچيزى تواناست!».
کوتاه سخن اين که آيين خدا در هيچ عصر و زمانى بدون پيرو راستين و فداکار نمى ماند ما بايد سعى کنيم جزء آن گروه باشيم؛ چه افتخارى از اين بزرگتر و چه فرصتى از اين بهتر.
آخرين نکته اى که لازم است در اين جا به آن اشاره کنيم اين مى باشد که مفهوم جمله اخير در کلام امام (عليه السلام) اين نيست که نيک و بد هرکدام طالبانى دارد و اگر شما نيک و بد را ترک کنيد آن ها به سراغش مى روند بلکه منظور اين است که اين دو هرکدام طالبانى دارد شما به سوى نيکى ها و مبارزه با بدى ها برويد و اگر شما نرويد کسانى هستند که اين بار را به مقصد برسانند.

* * *

.