حکمت 425

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
إِنَّ لِلّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمُ آللّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ آلْعِبَادِ، فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا؛ فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ، ثُمَّ حَوَّلَها إِلَى غَيْرِهِمْ.

امام (عليه السلام) فرمود:
خداوند بندگانى دارد که نعمت هاى خاصى را به آنان بخشيده تا بندگان ديگر از آن بهره گيرند، به همين دليل مادامى که از اين نعمت ها به ديگران مى بخشند خدا آن را در دستشان نگه مى دارد اما هنگامى که آن نعمت ها را از ديگران دريغ داشتند از آن ها مى گيرد وآن را به گروهى ديگر مى دهد (که اين شکرانه را انجام مى دهند).

شرح و تفسیر حکمت 425
واسطه هاى فيض
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به نکته مهمى اشاره مى کند و مى فرمايد: «خداوند بندگانى دارد که نعمت هاى خاصى را به آنان بخشيده تا بندگان ديگر از آن بهره گيرند»؛ (إِنَّ لِلّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمُ آللّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ آلْعِبَادِ).
زيرا بندگان ضعيفى پيدا مى شوند که توانايى مديريت اموال خود را ندارند خداوند اين مديريت را به افرادى مى سپارد که توان آن را دارند و درواقع سهم بندگان ضعيف را در اختيار بندگان قوى قرار مى دهد تا آن را مديريت کنند و به هنگام نياز به آن ها بپردازند.
درواقع آن ها وکيلان خداوند در آن اموال هستند همان گونه که در حديث قدسى وارد شده است: «المالُ مالى وَالفُقراءُ عِيالى والأغنياءُ وُکَلائى فَمَن بَخِلَ بِمالى على عِيالى أُدخِلُه النّارَ وَلا أُبالِى؛ اموال، متعلق به من است و فقرا تحت کفالت من قرار دارند و اغنيا وکيلان من هستند و اگر از دادن اموال من به آن ها که تحت تکفل من اند خوددارى کنند آن ها را وارد دوزخ مى کنم و اهميتى (به آنان) نمى دهم».
سپس امام (عليه السلام) در ذيل اين گفتار حکيمانه نتيجه گيرى کرده، مى فرمايد: «اکنون که چنين است مادامى که از اين نعمت ها به ديگران مى بخشند خدا آن را در دستشان نگه مى دارد اما هنگامى که آن نعمت ها را از ديگران دريغ دارند از آن ها مى گيرد سپس آن را به گروهى ديگر مى دهد (که اين وظيفه را انجام مى دهند)»؛ (فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا؛ فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ، ثُمَّ حَوَّلَها إِلَى غَيْرِهِمْ).
اين کلام درواقع اخطار شديدى به افراد متمکن و ثروتمند است که گمان نکنند همه آنچه را خداوند به آن ها ارزانى داشته متعلق به خود آن هاست بلکه خداوند سرپرستى اموال مورد نياز نيازمندان را نيز به آن ها سپرده است. اگر به وظيفه خود در اين سرپرستى و مديريت عمل نکنند از آن ها مى گيرد و به افرادى که وظيفه شناس اند مى دهد.
حديث قدسى بالا نيز که فرمود: فقرا تحت تکفل من اند و اغنيا وکلاى من مى باشند اشاره به اين است که وکيل مادامى مى تواند وکيل باشد که خيانت در امر وکالت نکند، آن روز که خيانت کند او را عزل مى کنند و به ديگرى مى سپارند.
گفتار حکيمانه 13 نيز که امام (عليه السلام) مى فرمايد: «إِذَا وَصَلَتْ إِلَيکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلاَ تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْرِ؛ هنگامى که مقدمات نعمت به شما روى آورد دنباله آن را به واسطه قلت شکرگزارى از خود دور نسازيد». مى تواند اشاره اى به همين نکته باشد زيرا يکى از شئوون شکرگزارى نعمت اين است که ديگران را هم در آن سهيم و بهره مند سازند.
در حديثى که معاذ بن جبل از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل مى کند مى خوانيم: «مَا عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَى عَبْدٍ إِلاَّ عَظُمَتْ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَيهِ فَمَنْ لَمْ يحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئُونَةَ فَقَدْ عَرَّضَ تِلْکَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَالِ؛ نعمت خداوند بر هيچ بنده اى فزونى نمى يابد مگر اين که هزينه هاى مردم بر او زياد مى شود کسى که آن هزينه ها را نپردازد آن نعمت را در معرض زوال قرار داده است».
در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ بَقَاءِ الاِْسْلاَمِ أَنْ تَصِيرَ الاَْمْوَالُ عِنْدَ مَنْ يعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ يصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ فَإِنَّ مِنْ فَنَاءِ الْإِسْلاَمِ وَ فَنَاءِ الْمُسْلِمِينَ أَنْ تَصِيرَ الاَْمْوَالُ فِى أَيدِى مَنْ لاَ يعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ لاَ يصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ؛ يکى از عوامل بقاء مسلمانان و بقاء اسلام اين است که ثروت ها نزد کسانى باشد که حق را در آن بشناسند و کارهاى نيک انجام دهند (و به نيازمندان کمک کنند) و يکى از عوامل فناء اسلام و فناء مسلمين اين است که ثروت ها در دست کسانى باشد که حق را در آن نشناسند و نيکى نکنند». مضمون اين گفتار حکيمانه با عبارات مختلف در روايات معصومين (عليهم السلام) بيان شده است.
در حديث ديگرى در کتاب شريف کافى از امام باقر (عليه السلام) آمده است که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَهْلاً مِنْ خَلْقِهِ حَبَّبَ إِلَيهِمْ فَعَالَهُ وَ وَجَّهَ لِطُلاَّبِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيهِمْ وَيسَّرَ لَهُمْ قَضَاءَهُ کَمَا يسَّرَ الْغَيثَ لِلْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيحْييهَا وَيحْيى بِهِ أَهْلَهَا وَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَعْدَاءً مِنْ خَلْقِهِ بَغَّضَ إِلَيهِمُ الْمَعْرُوفَ وَبَغَّضَ إِلَيهِمْ فَعَالَهُ وَحَظَرَ عَلَى طُلاَّبِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيهِمْ وَحَظَرَ عَلَيهِمْ قَضَاءَهُ کَمَا يحَرِّمُ الْغَيثَ عَلَى الْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيهْلِکَهَا وَيهْلِکَ أَهْلَهَا وَ مَا يعْفُو اللَّهُ أَکْثَرُ؛ خداوند متعال براى کارهاى نيک (و خدمت به مردم) افرادى از خلق خود را قرار داده و انجام آن را محبوب آن ها ساخته و طالبان کمک را به سوى آن ها فرستاده و برآوردن حاجت آنان را براى آن ها آسان نموده همان گونه که باران در سرزمين خشک تأثير مى گذارد و آن را زنده مى کند و صاحبان زمين به وسيله آن زنده مى شوند و نيز خداوند دشمنانى براى کار نيک از خلقش قرار داده (که براثر اعمال و نيات سوئشان گرفتار اين دشمنى شده اند) و انجام آن را در نظر آن ها مبغوض ساخته و طلب کردن از آن ها را بر طالبان نيکى ممنوع کرده همان گونه که باريدن بر (پاره اى از) زمين هاى خشک را بر باران ممنوع کرده تا آن زمين و اهلش هلاک شوند و آنچه خداوند عفو مى کند بيشتر است».