حکمت 451

وَ قَالَ عَلَيهِ السَّلَام
زُهْدُکَ فِي رَاغِبٍ فِيکَ نُقْصَانُ حَظٍّ، وَ رَغْبَتُکَ فِي زَاهِدٍ فِيکَ ذُلُّ نَفْسٍ.

امام (عليه السلام) فرمود:
اظهار بى ميلى به کسى که به تو علاقه مند است سبب کاستى بهره تو در دوستى اوست و اظهار ميل به کسى که به تو بى اعتناست سبب خوارى تو خواهد بود.

شرح و تفسیر حکمت 451
شرح وتفسير
چه بهتر محبت از دو سر باشد
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه درباره دو موضوع هشدار مى دهد، مى فرمايد: «اظهار بى ميلى به کسى که به تو علاقه مند است سبب کاستى بهره تو در دوستى او است و اظهار ميل تو به کسى که به تو بى اعتناست سبب خوارى تو خواهد شد»؛ (زُهْدُکَ فِي رَاغِبٍ فِيکَ نُقْصَانُ حَظٍّ، وَ رَغْبَتُکَ فِي زَاهِدٍ فِيکَ ذُلُّ نَفْسٍ).
اين يک واقعيت مسلم است که اگر انسانى به ما اظهار محبت کند و ما به او بى اعتنايى کنيم خود را از دوستى و محبت وکمک هاى احتمالى او در مشکلات محروم ساخته ايم و به اين ترتيب بهره کمى برده ايم. انسان عاقل و هشيار کسى است که دست هاى افراد لايقى را که به عنوان دوستى به سوى او دراز مى شود بفشارد و روز به روز بر دوستان خود بيفزايد چرا که مشکلات زندگى به قدرى زياد است که انسان به تنهايى از عهده حل آن ها برنمى آيد ولى اگر دوستان فراوانى داشته باشد آن ها مى توانند به حل مشکلات او کمک کنند و اين جاست که در ضرب المثل گفته اند: هزار دوست کم است و يک دشمن بسيار.
به عکس، هرگاه کسى به انسان بى اعتنا باشد و انسان به او اظهار تمايل کند خود را خوار و بى مقدار کرده است. ضرب المثلى در فارسى هست که مى گويند: براى کسى بمير که براى تو تب کند. ولى آن کس که محبتى ندارد و دست دوستى دراز نمى کند و احساسى در او وجود ندارد، به سراغ او رفتن اشتباه و خطاست. در حکمت دوازدهم نيز نکته اى شبيه همين نکته حکيمانه وجود داشت آن جا که مى فرمود: «أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ؛ عاجزترين مردم کسى است که نتواند براى خود دوستى انتخاب کند و از او عاجزتر کسى است که دوستانى را که به دست آورده است از دست بدهد».
امام صادق (عليه السلام) در حديثى مى فرمايد: «مَنْ أَکْرَمَکَ فَأَکْرِمْهُ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِکَ فَأَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْهُ؛ کسى که تو را گرامى مى دارد گرامى اش بدار و کسى که تو را سبک مى سازد خود را از او دور ساز». نکته
نقش دوستان در زندگى انسان
زندگى انسان ـ همان گونه که بارها اشاره کرده ايم ـ زندگى پيچيده و مملو از مشکلاتى است که انسان به تنهايى از عهده حل آن ها برنمى آيد و به همين دليل انسان رو به زندگى اجتماعى کرده و همه جا گروه هايى از انسان ها با هم زندگى مى کنند و مشکلات را به کمک يکديگر حل نمايند.
ولى اين مقدار نيز کافى نيست. هر کسى نياز به دوستانى دارد که در مشکلات به يارى او بشتابند و اين کمک متقابل سبب غلبه بر مشکلات خواهد شد. به همين دليل در اسلام برداشتن دوست تأکيد شده است.
در آغاز اسلام نيز مسلمانان علاوه بر آن که همه خود را برادر يکديگر مى دانستند هر کدام با فرد يا افرادى عقد اخوت و پيمان برادرى بستند. اين پيمان احترام فوق العاده اى دارد و احکامى در فقه بر آن مترتب مى شود. اين گونه دوستان نه تنها در دنيا بلکه در آخرت نيز مى توانند سبب نجات انسان شوند و در صورتى که مومن صالحى باشند شفاعت کنند.
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در حديثى مى فرمايد: «استَکْثِروا مِنَ الإخوانِ فَإنَّ لِکُلِّ مومنٍ شَفاعةً يومَ القيامةِ؛ تا مى توانيد دوست براى خود انتخاب کنيد زيرا هر مومنى روز قيامت شفاعتى دارد».
اضافه بر اين، انسان هنگامى که در کنار دوستش مى نشيند يا با او درد دل مى کند احساس آرامش مى نمايد همان گونه که در حديثى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «وَ إِنَّ الْمُوْمِنَ لَيسْکُنُ إِلَى الْمُوْمِنِ کَمَا يسْکُنُ الظَّمْآنُ إِلَى الْمَاءِ الْبَارِدِ؛ شخص باايمان در کنار برادر مؤمنش آرامش پيدا مى کند آن گونه که تشنه در کنار آب خنک». به علاوه دوستان آگاه، مشاور خوبى براى انسان جهت حل مشکلات خواهند بود همان گونه که در حديث معروفى امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند: «المُومنُ أخُ المومنِ و هُو عَينُه و مِرآتُه و دَليلُه لا يَخونُه و لا يَخدَعُه و لا يَظلِمُه و لا يَکذِبُه و لا يَغتابُه؛ فرد باايمان، برادر فرد باايمان است به منزله چشم او و آينه او و راهنماى اوست هرگز به او خيانت نمى کند و نيرنگ نمى زند و ظلم و ستم روا نمى دارد و به او دروغ نمى گويد وغيبت او را نمى کند».
در حديث ديگرى از اميرمؤمنان (عليه السلام) که مرحوم صدوق در کتاب امالى نقل کرده است مى خوانيم: «عَلَيکَ بِإِخْوَانِ الصِّدْقِ فَأَکْثِرْ مِنِ اکْتِسَابِهِمْ فَإِنَّهُمْ عُدَّةٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ جُنَّةٌ عِنْدَ الْبَلاَءِ؛ تا مى توانى دوستان صادق و صميمى انتخاب کن زيرا آن ها در حال آرامش کمک کار تواند و در مشکلات سپرى براى تو هستند». در مورد جمله دوم حکمت مورد بحث نيز اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «لِيجْتَمِعْ فِى قَلْبِکَ الاِفْتِقَارُ إِلَى النَّاسِ وَ الاِسْتِغْنَاءُ عَنْهُمْ فَيکُونَ افْتِقَارُکَ إِلَيهِمْ فِى لِينِ کَلاَمِکَ وَ حُسْنِ بِشْرِکَ وَ يکُونَ اسْتِغْنَاوُکَ عَنْهُمْ فِى نَزَاهَةِ عِرْضِکَ وَ بَقَاءِ عِزِّکَ؛ بايد در قلب تو، هم نياز به مردم باشد و هم بى نيازى از آن ها اما نياز به آن ها در سخنان نرم و روى گشاده باشد و بى نيازى از آن ها در اين که آبرو و عزت خود را در برابر آن ها حفظ کنى (و هرگز دست نيازى که تو را خوار مى کند به سوى آن ها دراز نکنى)». .