حکمت 474
وَ قَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَا آلُمجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ آللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ: لَكَادَ آلْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ آلْمَلاَئِكَةِ.
امام (عليه السلام) فرمود:
مجاهد شهيد راه خدا اجر و پاداشش بيشتر از کسى نيست که قدرت بر گناه دارد اما خويشتن دارى مى کند، اين فرد عفيف و خويشتن دار نزديک است که فرشته اى از فرشتگان خدا شود.
شرح و تفسیر حکمت 474
شرح وتفسير
همسان شهيدان
امام (عليه السلام) در کلام کوتاهى مقايسه اى ميان مجاهد شهيد و فرد عفيف و پاکدامن کرده و عفيف را کمتر از مجاهد شهيد نمى شمرد، مى فرمايد: «مجاهد شهيد راه خدا اجر و پاداشش بيشتر از کسى نيست که قدرت بر گناه دارد اما خويشتن دارى مى کند. اين فرد عفيف و خويشتن دار نزديک است که فرشته اى از فرشتگان خدا شود»؛ (مَا آلُمجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ آللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ: لَکَادَ آلْعَفِيفُ أَنْ يَکُونَ مَلَکاً مِنَ آلْمَلاَئِکَةِ).
مى دانيم که مقام شهيدان در اسلام بسيار والاست و مطابق حديث معروف نبوى که در کتاب شريف کافى آمده است: «فَوْقَ کُلِّ ذِى بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِر؛ والاتر از هر کار نيکى کار نيک ديگرى وجود دارد تا به شهادت در راه خدا مى رسد که بالاتر از آن، نيکى ديگرى نيست».
قرآن مجيد و روايات، درباره شهيدان راه خدا و مقام والاى آن ها سخن بسيار گفته اند.
با اين حال، امام (عليه السلام) مسأله عفت و پاکدامنى و چشم پوشى از گناه را به هنگامى که انگيزه هاى شديد آن در وجود انسان زنده مى شود کمتر از شهادت در راه خدا ندانسته است و اين نشان مى دهد که اسلام براى مسائل اخلاقى مخصوصاً عفت نفس به ويژه در مقابل انگيزه هاى شديد جنسى چه اندازه اهميت قائل است. امام (عليه السلام) در تأييد اين مطلب و تأکيد بر آن، در پايان اين سخن، عفيف و پاکدامن را همچون فرشته اى از فرشتگان خدا مى شمرد و مى فرمايد: چنين کسى نزديک است به مقام فرشتگان مقرب الهى برسد.
بخشى از مقاماتى که بسيارى از اوليا وانبيا پيدا کرده اند مرهون عفت نفس آن ها بوده است.
حضرت يوسف (عليه السلام) گر چه به دليل عفت و پاکدامنى سال ها در زندان به سر برد و رنج هاى فراوانى تحمل کرد اما علاوه بر مقامات معنوى و اخروى، در دنيا سربلند و سرافراز شد و عزيز مصر، آن کشور پهناور و بزرگ گشت.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «مَنْ سَلِمَ مِنْ أُمَّتِى مِنْ أَرْبَعِ خِصَالٍ فَلَهُ الْجَنَّةُ مِنَ الدُّخُولِ فِى الدُّنْيَا وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى وَ شَهْوَةِ الْبَطْنِ وَ شَهْوَةِ الْفَرْج؛ کسى که از چهارچيز خود را حفظ کند وارد بهشت مى شود، دنياپرستى، هواپرستى، شهوت شکم و شهوت جنسى».
در حديثى از امام باقر (عليه السلام) مى خوانيم: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ؛ هيچ عبادت الهى اى برتر از اين نيست که انسان در مقابل شکم پرستى و شهوت پرستى عفيف و پاک بماند».
و در نقطه مقابل عفت و پاکدامنى، پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرمايد: «أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِى النَّارَ الأَجْوَفَان؛ بيشترين چيزى که امت مرا گرفتار آتش دوزخ مى کند دو چيز است: شکم و شهوت جنسى».
و اگر درست دقت کنيم مى بينيم که سرچشمه بسيارى از گناهان کبيره و ظلم ها و ستم ها و خونريزى ها علاقه به اين دو چيز است.
در دنياى امروز به خوبى مى بينيم که شهوت مال و شهوت جنسى انگيزه بسيارى از حوادث دردناک مى باشد و پرونده هاى جنايات در سايه آن ها رقم مى خورد و به همين دليل جهان خواران براى فريب و خريد وجدان ها از اين دو عامل استفاده مى کنند و بسيارند افراد ظاهراً سالمى که در اين دو دام گرفتار مى شوند.
همان گونه که در بحث سند اين کلام حکيمانه گفتيم، کمتر کسى از شارحان نهج البلاغه اين جمله بسيار پرمعنا را جزء کلمات قصار آن حضرت شمرده است و معلوم مى شود در بسيارى از نسخ نهج البلاغه وجود نداشته با اين که کلامى است بسيار گران بها.
همسان شهيدان
امام (عليه السلام) در کلام کوتاهى مقايسه اى ميان مجاهد شهيد و فرد عفيف و پاکدامن کرده و عفيف را کمتر از مجاهد شهيد نمى شمرد، مى فرمايد: «مجاهد شهيد راه خدا اجر و پاداشش بيشتر از کسى نيست که قدرت بر گناه دارد اما خويشتن دارى مى کند. اين فرد عفيف و خويشتن دار نزديک است که فرشته اى از فرشتگان خدا شود»؛ (مَا آلُمجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ آللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ: لَکَادَ آلْعَفِيفُ أَنْ يَکُونَ مَلَکاً مِنَ آلْمَلاَئِکَةِ).
مى دانيم که مقام شهيدان در اسلام بسيار والاست و مطابق حديث معروف نبوى که در کتاب شريف کافى آمده است: «فَوْقَ کُلِّ ذِى بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِر؛ والاتر از هر کار نيکى کار نيک ديگرى وجود دارد تا به شهادت در راه خدا مى رسد که بالاتر از آن، نيکى ديگرى نيست».
قرآن مجيد و روايات، درباره شهيدان راه خدا و مقام والاى آن ها سخن بسيار گفته اند.
با اين حال، امام (عليه السلام) مسأله عفت و پاکدامنى و چشم پوشى از گناه را به هنگامى که انگيزه هاى شديد آن در وجود انسان زنده مى شود کمتر از شهادت در راه خدا ندانسته است و اين نشان مى دهد که اسلام براى مسائل اخلاقى مخصوصاً عفت نفس به ويژه در مقابل انگيزه هاى شديد جنسى چه اندازه اهميت قائل است. امام (عليه السلام) در تأييد اين مطلب و تأکيد بر آن، در پايان اين سخن، عفيف و پاکدامن را همچون فرشته اى از فرشتگان خدا مى شمرد و مى فرمايد: چنين کسى نزديک است به مقام فرشتگان مقرب الهى برسد.
بخشى از مقاماتى که بسيارى از اوليا وانبيا پيدا کرده اند مرهون عفت نفس آن ها بوده است.
حضرت يوسف (عليه السلام) گر چه به دليل عفت و پاکدامنى سال ها در زندان به سر برد و رنج هاى فراوانى تحمل کرد اما علاوه بر مقامات معنوى و اخروى، در دنيا سربلند و سرافراز شد و عزيز مصر، آن کشور پهناور و بزرگ گشت.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «مَنْ سَلِمَ مِنْ أُمَّتِى مِنْ أَرْبَعِ خِصَالٍ فَلَهُ الْجَنَّةُ مِنَ الدُّخُولِ فِى الدُّنْيَا وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى وَ شَهْوَةِ الْبَطْنِ وَ شَهْوَةِ الْفَرْج؛ کسى که از چهارچيز خود را حفظ کند وارد بهشت مى شود، دنياپرستى، هواپرستى، شهوت شکم و شهوت جنسى».
در حديثى از امام باقر (عليه السلام) مى خوانيم: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ؛ هيچ عبادت الهى اى برتر از اين نيست که انسان در مقابل شکم پرستى و شهوت پرستى عفيف و پاک بماند».
و در نقطه مقابل عفت و پاکدامنى، پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى فرمايد: «أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِى النَّارَ الأَجْوَفَان؛ بيشترين چيزى که امت مرا گرفتار آتش دوزخ مى کند دو چيز است: شکم و شهوت جنسى».
و اگر درست دقت کنيم مى بينيم که سرچشمه بسيارى از گناهان کبيره و ظلم ها و ستم ها و خونريزى ها علاقه به اين دو چيز است.
در دنياى امروز به خوبى مى بينيم که شهوت مال و شهوت جنسى انگيزه بسيارى از حوادث دردناک مى باشد و پرونده هاى جنايات در سايه آن ها رقم مى خورد و به همين دليل جهان خواران براى فريب و خريد وجدان ها از اين دو عامل استفاده مى کنند و بسيارند افراد ظاهراً سالمى که در اين دو دام گرفتار مى شوند.
همان گونه که در بحث سند اين کلام حکيمانه گفتيم، کمتر کسى از شارحان نهج البلاغه اين جمله بسيار پرمعنا را جزء کلمات قصار آن حضرت شمرده است و معلوم مى شود در بسيارى از نسخ نهج البلاغه وجود نداشته با اين که کلامى است بسيار گران بها.