تفسیر خطبه 5

وَ مِن خُطبَةٍ لَهُ عَليهِ السَّلامُ
لَمّا قُبِضَ رَسولُ اللهِ (صلي الله عليه و آله) وَ خَاطَبَهُ العَبّاسُ وَ أبوسُفْيَانَ بْنُ حَرْبٍ فِي أنْ يُبَايِعَا لَهُ بِالْخِلاَفَةِ (و ذلِکَ بَعْدَ أن تَمَّتِ الْبَيْعَةُ لاِبي بَکْرٍ فِي السَّقِيفَةِ وَ فِيها يَنْهى عَنِ الفِتْنَةِ وَيُبَيِّنُ عَنْ خُلُقِهِ وَعِلْمِهِ)

ترجمه
از خطببه هاى امام (عليه السلام) است
هنگامى که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) رحلت فرمود، عباس و ابوسفيان به على (عليه السلام) عرض کردند که آماده اند با او براى خلافت بيعت کنند (و اين در زمانى بود که بيعت در «سقيفه» براى «ابوبکر» پايان يافته بود ـ حضرت نپذيرفت و اين خطبه را ايراد فرمود ـ و در آن، نهى از فتنه و آشوب مى کند و از روحيه و آگاهى هاى خود پرده برمى دارد)
شرح و تفسیر
خطبه در يک نگاه
اين خطبه از معدود خطبه هايى است که از على (عليه السلام) در غير زمان خلافتش نقل شده است.
از مجموع اين خطبه و مقدمه اى که سيّد رضى براى آن آورده، به خوبى استفاده مى شود که بعد از رحلت رسول خدا (صلي الله عليه و آله)، ابوسفيان و عباس خدمت آن حضرت آمدند (و شايد عباس به تحريک ابوسفيان آمده بود) و امام (عليه السلام) را به قيام تشويق کرده و تقاضا کردند که با او به عنوان خليفه بيعت کنند؛ ولى امام (عليه السلام) با آگاهى کاملى که از شرايط زمان داشت و دلسوزى خاصّى که براى بقاى اسلام و درهم شکستن توطئه هاى منافقان مى کرد، نه تنها اين بيعت را نپذيرفت بلکه با عباراتى روشن به آن ها هشدار داد که از اين گونه کارها بپرهيزند.
در حقيقت از آن جا که مى دانست افراد ناآگاه يا مغرض، به او به دليل سکوتش خرده گيرى هايى مى کنند به آن ها پاسخ داد. و در پايان، عشق خود را به مرگ و شهادت و لقاى پروردگار بيان کرده و به علم و آگاهى فراوانى اشاره مى کند که از اسرار است و اجازه پرده بردارى را از آن ندارد. .