تفسیر خطبه 16

وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (عليه السلام)
لَمّا بُويِعَ بِالمَدِينَةِ وَفِيها يُخْبِرُ النَّاسَ بِعِلْمِهِ بِما تَؤُولُ إلَيْهِ أحْوالُهُم وَفِيها يُقَسِّمُهُمْ إلى أقْسامٍ

ترجمه
از سخنان امام (عليه السلام) است
هنگامى که در مدينه با او بيعت کردند، و در آن از سرانجام کار مردم خبر مى دهد و آن ها را به گروه هاى مختلفى تقسيم مى کند.
شرح و تفسیر
خطبه در يک نگاه
اين خطبه، نخستين خطبه يا از نخستين خطبه هايى است که بعد از قتل عثمان و به حکومت رسيدن امام (عليه السلام) در مدينه ايراد شد و با توجّه به جايگاه آن و زمان صدور خطبه، تفسير محتواى آن آسان تر است.
اين خطبه چهار محور دارد:
نخست هشدارى است که على (عليه السلام) به همه مردم در مورد امتحاناتى که در پيش دارند مى دهد و آن زمان را به زمان قيام پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) تشبيه مى کند و انقلاب دوران خلافتش را همانند انقلاب رسول الله (صلي الله عليه و آله) مى شمارد که مردم را از دوران جاهليّت به دوران نور و هدايت منتقل ساخت هرچند تحمّل اين انقلاب براى بسيارى سخت و سنگين، و کوره امتحان، داغ و سوزان است.
انحرافاتى که بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) پيدا شد و به تبعيض در بيت المال و غارت اموال مسلمين و سپردن پست هاى مهم به بازماندگان عصر جاهليت انجاميد، نياز به انقلاب جديدى داشت که به دست مبارک على (عليه السلام) بنيان نهاده شد.
على (عليه السلام) در همين بخش به مردم يادآورى مى کند که به گذشته تاريخ اسلام و اقوامى که پيش از اسلام مى زيستند بازگردند و از سرنوشت آن ها عبرت گيرند.
در بخش ديگرى از اين خطبه، خطا و گناه را با تقوا و پرهيزکارى مقايسه مى کند و سرانجامِ هريک را نشان مى دهد که چگونه گناهان قابل کنترل نيستند، ولى مسير تقوا و پرهيزکارى کاملا قابل کنترل است. سپس مردم را از گرفتار شدن در چنگال چيزى که عاقبتش خطرناک است برحذر مى دارد.
در سومين بخش خطبه اشاره کوتاه و پرمعنايى به مسئله حق و باطل مى کند و به مردم هشدار مى دهد که از کمى طرفداران حق و فزونى پيروان باطل وحشت نکنند، راه حق را در پيش گيرند و در انتظار پيروزى و نصرت الهى باشند.
آخرين بخش خطبه مشتمل بر يک سلسله اندرزهاست که هرکدام به عنوان
يک اصل مهم و اساسى بايد در زندگى مورد توجّه باشد. اندرز به کناره گيرى از راه افراط و تفريط، پافشارى بر قرآن و سنّت، شناخت موقعيت خويش در جامعه، لزوم دعوت به اتحاد و اصلاح ذات البين و بالاخره توبه کردن از گناهان و همه برکات را از ناحيه خدا دانستن.