ترجمه
پسرم! تو را به تقواى الهى و التزام به فرمانش و آباد کردن قلب و روحت با ذکرش و چنگ زدن به ريسمان (لطف وعنايت) او توصيه مى کنم و کدام وسيله مى تواند ميان تو و خداوند مطمئن تر از «حبل الله» باشد اگر به آن چنگ زنى و دامان آن را بگيرى؟
شرح و تفسیر
محکم ترين وسيله نجات
در اين بخش از نامه، امام (عليه السلام) اندرزهاى روح پرور و سازنده خود را آغاز مى کند و در عبارات کوتاه چهار دستور به فرزندش مى دهد؛ دستوراتى که عصاره همه فضيلت هاست، مى فرمايد: «پسرم! تو را به تقواى الهى و التزام به فرمان او و آباد کردن قلب و روحت با ذکرش و چنگ زدن به ريسمان الهى توصيه مى کنم»؛ (فَإِنِّي أُوصِيکَ بِتَقْوَى اللهِ ـ أَيْ بُنَيَّ ـ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ، وَ عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ، وَ الاِعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ).
سفارش به تقوا همان سفارشى است که همه انبيا و اوصيا سرآغاز برنامه هاى خود، بعد از ايمان به پروردگار، قرار داده اند؛ همان تقوايى که زاد و توشه راه آخرت و ملاک فضيلت و برترى انسان ها بر يکديگر و کليد در بهشت است. تقوا يعنى خداترسى درونى و پرهيز از هرگونه گناه و احساس مسئوليت در پيشگاه پروردگار که سد محکمى در ميان انسان و گناهان ايجاد مى کند. مرحله ادناى آن عدالت و مرحله اعلاى آن عصمت است.
در دومين دستور به التزام به اوامر الهى اشاره مى کند، همان چيزى که بارها در قرآن مجيد با تعبير (أطِيعُوا اللهَ) آمده و از ميوه هاى درخت پربار تقواست.
تعبير «عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ» اشاره به اهمّيّت ذکر الله است که بدون آن خانه قلب ويران مى شود و جولانگاه لشکر شيطان مى گردد. قرآن مجيد مى فرمايد: (أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) هم آبادى دل ها و هم آرامش آن در سايه ذکر خداست. اما نه فقط ذکر لفظى ـ هر چند ذکر لفظى هم بسيار مهم است ـ بلکه ذکر عملى نيز لازم است، آن گونه که در روايات وارد شده که امام باقر (عليه السلام) فرمود: «سه چيز است که انجام آن از مشکل ترين کارهاست و سومين آن را «ذِکْرُ اللهِ عَلَى کُلِّ حَالٍ؛ ذکر خدا در هر حال» بيان فرمود سپس در تفسير ذکر چنين فرمود: «وَ هُوَ أن يَذْکُرُ اللهَ عَزَجَلَّ عِنْدَ الْمَعْصِيَةِ يَهُمُّ بِهَا فَيَحُولُ ذِکْرُ اللهِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ تِلْکَ الْمَعْصِيَةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَجَلَّ: (إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُّبْصِرُونَ)؛ ذکر خدا آن است که چون تصميمى بر معصيت مى گيرد خداوند عزوجل را ياد کند و ياد خدا ميان او و آن معصيت حائل شود و اين همان چيزى است که خداوند عزوجل در قرآن فرموده است: پرهيزکاران هنگامى که گرفتار وسوسه هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و کيفر او) مى افتند؛ و (در پرتو ياد او، راه حق را مى بينند و) در اين هنگام بينا مى شوند». و تعبير «الاِعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ» اشاره به چنگ زدن به قرآن مجيد است که همه برنامه هاى سعادت در آن هست و در خود قرآن به آن اشاره شده است: (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)؛ «و همگى به ريسمان خدا (قرآن، و هرگونه وحدت الهى)، چنگ زنيد و پراکنده نشويد».
مى دانيم که براى حبل الله در آيه شريفه مزبور معانى بسيارى ذکر کرده اند؛ بعضى از مفسّران آن را اشاره به قرآن، بعضى اشاره به اسلام و بعضى گفته اند که منظور خاندان پيغمبر و اهل بيت (عليهم السلام) است ولى در ميان اين تفاسير اختلافى نيست، زيرا «حبل الله» به معناى ارتباط با خداست که تمام اين ها را شامل مى شود.
به همين دليل امام (عليه السلام) در ادامه اين سخن مى فرمايد: «و کدام وسيله مى تواند ميان تو و خداوند مطمئن تر از حبل الله باشد اگر به آن چنگ زنى و دامان آن را بگيرى؟»؛ (وَ أَيُّ سَبَبٍ أَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَيْنَکَ وَ بَيْنَ اللهِ إِنْ أَنْتَ أَخَذْتَ بِهِ).
تعبير حبل (ريسمان و طناب) اشاره به اين است که چون انسان بدون تربيت الهى در قعر چاه طبيعت گرفتار است، ريسمانى محکم لازم است که به آن چنگ زند واز آن چاه درآيد و اين ريسمان همان قرآن و اسلام و عترت است.
درباره تقوا و اهمّيّت و حقيقت و آثار آن در خطبه هاى 157 و 161 بحث شده است. .
در اين بخش از نامه، امام (عليه السلام) اندرزهاى روح پرور و سازنده خود را آغاز مى کند و در عبارات کوتاه چهار دستور به فرزندش مى دهد؛ دستوراتى که عصاره همه فضيلت هاست، مى فرمايد: «پسرم! تو را به تقواى الهى و التزام به فرمان او و آباد کردن قلب و روحت با ذکرش و چنگ زدن به ريسمان الهى توصيه مى کنم»؛ (فَإِنِّي أُوصِيکَ بِتَقْوَى اللهِ ـ أَيْ بُنَيَّ ـ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ، وَ عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ، وَ الاِعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ).
سفارش به تقوا همان سفارشى است که همه انبيا و اوصيا سرآغاز برنامه هاى خود، بعد از ايمان به پروردگار، قرار داده اند؛ همان تقوايى که زاد و توشه راه آخرت و ملاک فضيلت و برترى انسان ها بر يکديگر و کليد در بهشت است. تقوا يعنى خداترسى درونى و پرهيز از هرگونه گناه و احساس مسئوليت در پيشگاه پروردگار که سد محکمى در ميان انسان و گناهان ايجاد مى کند. مرحله ادناى آن عدالت و مرحله اعلاى آن عصمت است.
در دومين دستور به التزام به اوامر الهى اشاره مى کند، همان چيزى که بارها در قرآن مجيد با تعبير (أطِيعُوا اللهَ) آمده و از ميوه هاى درخت پربار تقواست.
تعبير «عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ» اشاره به اهمّيّت ذکر الله است که بدون آن خانه قلب ويران مى شود و جولانگاه لشکر شيطان مى گردد. قرآن مجيد مى فرمايد: (أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) هم آبادى دل ها و هم آرامش آن در سايه ذکر خداست. اما نه فقط ذکر لفظى ـ هر چند ذکر لفظى هم بسيار مهم است ـ بلکه ذکر عملى نيز لازم است، آن گونه که در روايات وارد شده که امام باقر (عليه السلام) فرمود: «سه چيز است که انجام آن از مشکل ترين کارهاست و سومين آن را «ذِکْرُ اللهِ عَلَى کُلِّ حَالٍ؛ ذکر خدا در هر حال» بيان فرمود سپس در تفسير ذکر چنين فرمود: «وَ هُوَ أن يَذْکُرُ اللهَ عَزَجَلَّ عِنْدَ الْمَعْصِيَةِ يَهُمُّ بِهَا فَيَحُولُ ذِکْرُ اللهِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ تِلْکَ الْمَعْصِيَةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَجَلَّ: (إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُّبْصِرُونَ)؛ ذکر خدا آن است که چون تصميمى بر معصيت مى گيرد خداوند عزوجل را ياد کند و ياد خدا ميان او و آن معصيت حائل شود و اين همان چيزى است که خداوند عزوجل در قرآن فرموده است: پرهيزکاران هنگامى که گرفتار وسوسه هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و کيفر او) مى افتند؛ و (در پرتو ياد او، راه حق را مى بينند و) در اين هنگام بينا مى شوند». و تعبير «الاِعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ» اشاره به چنگ زدن به قرآن مجيد است که همه برنامه هاى سعادت در آن هست و در خود قرآن به آن اشاره شده است: (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)؛ «و همگى به ريسمان خدا (قرآن، و هرگونه وحدت الهى)، چنگ زنيد و پراکنده نشويد».
مى دانيم که براى حبل الله در آيه شريفه مزبور معانى بسيارى ذکر کرده اند؛ بعضى از مفسّران آن را اشاره به قرآن، بعضى اشاره به اسلام و بعضى گفته اند که منظور خاندان پيغمبر و اهل بيت (عليهم السلام) است ولى در ميان اين تفاسير اختلافى نيست، زيرا «حبل الله» به معناى ارتباط با خداست که تمام اين ها را شامل مى شود.
به همين دليل امام (عليه السلام) در ادامه اين سخن مى فرمايد: «و کدام وسيله مى تواند ميان تو و خداوند مطمئن تر از حبل الله باشد اگر به آن چنگ زنى و دامان آن را بگيرى؟»؛ (وَ أَيُّ سَبَبٍ أَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَيْنَکَ وَ بَيْنَ اللهِ إِنْ أَنْتَ أَخَذْتَ بِهِ).
تعبير حبل (ريسمان و طناب) اشاره به اين است که چون انسان بدون تربيت الهى در قعر چاه طبيعت گرفتار است، ريسمانى محکم لازم است که به آن چنگ زند واز آن چاه درآيد و اين ريسمان همان قرآن و اسلام و عترت است.
درباره تقوا و اهمّيّت و حقيقت و آثار آن در خطبه هاى 157 و 161 بحث شده است. .