تفسیر بخش ششم

وَ سُبْحَانَ مَنْ أَدْمَجَ قَوَائِمَ الذَّرَّةِ وَ آلْهَمَجَةِ إِلَى مَا فَوْقَهُمَا مِنْ خَلْقِ آلْحِيتَانِ وَ آلْفِيَلَةِ! وَ وَأَى عَلَى نَفْسِهِ إِلاَّ يَضْطَرِبَ شَبَحٌ مِمَّا أَوْلَجَ فِيهِ الرُّوحَ، إِلاَّ وَ جَعَلَ آلْحِمَامَ مَوْعِدَهُ، وَ آلْفَنَاءَ غَايَتَهُ.

ترجمه
پاک و منزّه است آن کس که (حتّى) براى مورچگان ريز و پشه هاى خرد، دست و پا قرار داد و بالاتر از آن ها ماهيان بزرگ (و نهنگ ها) و فيل را آفريد و مقرّر داشته هر موجودى را که روح در آن دميده سرانجام رهسپار ديار فنا کند (و تنها ذات پاک او باقى و برقرار خواهد بود).
شرح و تفسیر
از پشه هاى ريز گرفته تا نهنگ ها و فيل ها
امام (عليه السلام) در اين بخش از خطبه اشاره کوتاهى به شگفتى هاى ديگر جانداران مى کند تا تصوّر نشود عجايب و شگفتى ها مخصوص طاووس است؛ مى فرمايد: «پاک و منزّه است آن کس که (حتّى) براى مورچگان ريز و پشه هاى خرد، دست و پا قرار داد و بالاتر از آن ها ماهيان بزرگ (و نهنگ ها) و فيل را آفريد»؛ (وَ سُبْحَانَ مَنْ أَدْمَجَ قَوَائِمَ الذَّرَّةِ وَ آلْهَمَجَةِ إِلَى مَا فَوْقَهُمَا مِنْ خَلْقِ آلْحِيتَانِ وَ آلْفِيَلَةِ!). امام (عليه السلام) در اين عبارت کوتاه به دو جاندار از کوچک ترين جانداران يعنى مورچه و پشه هاى ريز و به دو حيوان بزرگ که عظيم ترين جانداران روى زمين اند، اشاره مى کند: نهنگ در درياها و فيل در خشکى. به طور خاص توجّه مخاطبان خود را به دست و پاى مورچگان و پشه ها جلب مى کند؛ دست و پايى که داراى تمام ويژگى هاى دست و پاى فيل است؛ خم و راست مى شود و از مغز فرمان مى گيرد و به جوانب مختلف انعطاف مى يابد؛ همواره تغذيه مى شود و براى خود اعصاب و عضلات و مفاصل و مانند آن دارد و به راستى اگر يکى از پاهاى آن ها را زير ميکروسکوپ قرار دهيم و در ساختمان آن اندکى بينديشيم با قدرت و علم بى پايان خدا آشنا خواهيم شد. همچنين اگر درباره حيوانات بزرگ بينديشيم که مثلا قلب بعضى از نهنگ ها يک تن وزن دارد و بچه هاى آن ها در زير آب، شير مادر مى خورند؛ به اين صورت که مادر شير خود را در آب مى ريزد و نوزاد او بلافاصله آن را مى نوشد! و ساير شگفتى هاى آن ها، درس بزرگى از توحيد و خداشناسى است؛ گر چه مورچه ها ـ براى مثال ـ آن قدر در اطراف ما زيادند و ما به آن ها عادت کرده ايم که نمى دانيم ساختمان يک مورچه از ساختمان يک هواپيماى غول پيکر، پيچيده تر و شگفت انگيزتر است. قرآن مجيد مى فرمايد: (وَ کَأَيِّنْ مِّنْ آيَةٍ فِى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَ هُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ)؛ «و چه بسيار نشانه اى (از خدا) در آسمان ها و زمين که آن ها از کنارش مى گذرند در حالى که از آن روى گردان و غافل اند».
و در پايان اين بخش به سرنوشت حتمى همه جانداران يعنى مرگ و نيستى اشاره کرده، چنين مى فرمايد: «و مقرّر داشته هر موجودى را که روح در آن دميده سرانجام رهسپار ديار فنا کند (و تنها ذات پاک او باقى و برقرار خواهد بود)»؛ (وَ وَأَى عَلَى نَفْسِهِ إِلاَّ يَضْطَرِبَ شَبَحٌ مِمَّا أَوْلَجَ فِيهِ الرُّوحَ، إِلاَّ وَ جَعَلَ آلْحِمَامَ مَوْعِدَهُ، وَ آلْفَنَاءَ غَايَتَهُ).
آرى، سرانجامِ هر جنبده و صاحب روحى مرگ است و اين سخن از يک سو اشاره اى به اين است که حيات دنيا با تمام زيبايى ها و شگفتى هايش پايدار نمى ماند و نمى توان دل به آن بست و از سوى ديگر با مقايسه مرگ و زندگى اين موجودات، بهتر مى توان به عظمت آفريدگار پى برد؛ زيرا اهمّيّت هرچيز به هنگام فنايش ظاهر مى شود. نکته
اندکى از شگفتى هاى ماهى هاى بزرگ و فيل ها
درباره شگفتى هاى آفرينش مورچگان در تفسير خطبه 185 که امام (عليه السلام) بيان مشروحى درباره آن ها دارد به خواست خدا بحث خواهيم کرد؛ در اين جا تنها اشاره اى به زندگى ماهيان بزرگ (نهنگ ها) و فيل ها مى کنيم:

نهنگ ها
دانشمندان مى گويند: در درياهاى جهان پانزده هزار نوع ماهى وجود دارد. بعضى از آن ها بسيار کوچک اند که از يکى دو سانتى متر تجاوز نمى کنند و بعضى از آن ها مانند نهنگ هاى عظيم (که بالن، بال و وال نيز ناميده مى شود) طول بدنشان تا سى متر و وزنشان به سى تن مى رسد. آن ها شگفتى هاى زيادى دارند؛ مانند: معده آن ها بسيار بزرگ است که چند خروار خوراک در آن جاى مى گيرد!
بچه هاشان هنگام تولد از سه تا شش متر طول دارند!
نوزادان آن ها از شير مادر که مانند فوّاره از بدن او خارج مى شود در زير آب مى نوشند!!
آن ها براى تنفس هميشه روى آب حرکت مى کنند و بيش از يک ساعت نمى توانند زير آب بمانند.
آن ها بزرگ ترين جانوران دريايى و بزرگ ترين حيوانات روى زمين اند و جزء پستانداران محسوب مى شوند.
بدن آن ها چربى بسيار زيادى دارد که مورد استفاده در صنايع مختلف است و به جاى دندان، تيغه هاى استخوانى دراز و خطرناکى دارند و شکارچيان براى استفاده از چربى ها و تيغه هاى دهانشان اين حيوانات را با تدابير مخصوصى شکار مى کنند.

فيل ها
در حال حاضر، فيل بزرگ ترين جانور خشکى است و دو نوع مهم دارد: فيل هاى هندى که به آن فيل آسيايى نيز مى گويند و فيل هاى آفريقايى.
فيل هاى آسيايى بزرگ ترند و براى تربيت، زودتر از فيل هاى آفريقايى آماده مى شوند.
خرطوم فيل در واقع بينى و به جاى لب بالاى اوست؛ اما عملا کار دست را انجام مى دهد؛ يعنى فيل با خرطوم خود غذا به دهان مى برد و به هنگام گرما آب به پشت خود مى پاشد.
فيل، علف خوار است و با خرطوم بلند خود، علف ها را از زمين جمع مى کند و به دهان مى گذارد و به وسيله عاج هاى پرقدرت و تيز خود ريشه ها را از زمين بيرون مى آورد. فيل حيوان بسيار باهوشى است که براى کارهاى مختلف قابل تربيت است و در سيرک ها حرکات بسيار دقيق و شگفت انگيزى از خود نشان مى دهد.
فيل ها در جنگل به طور اجتماعى زندگى مى کنند و اين خود دليلى بر هوشيارى آن هاست.
عمر فيل ها گاهى تا صد و پنجاه سال مى رسد!
دندان فيل، موسوم به «عاج» بسيار گران بهاست و از آن اشياى زينتى فراوانى مى سازند.
در گذشته شاهان و حکمرانان آسيا به فيل هاى خود مى باليدند و گاه لشکرى از فيل سواران تشکيل مى دادند. فيل هاى سلطنتى را مى آراستند و يراق هاى بسيار زيبا بر آن ها نصب مى کردند.
شگفتى هاى فيل ها و ماهيان بزرگ، بيش از آن است که در اين مختصر بگنجد و امام اميرمؤمنان (عليه السلام) با توجّه به اين ويژگى ها آن ها را از آيات عظيم خلقت شمرده است. .