حکمت های نهج البلاغه شامل ۴۸۰ حکمت است که گزیده سخنان حکمتآمیز امیرالمؤمنین علیه السلام ، پندها و نیز پاسخ پرسشها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که به آبروى خود علاقه مند است بايد بحث هاى لجاجت آميز را با مردم رها کند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: عجله کردن پيش از فراهم شدن امکانات، و از دست دادن امکانات و سستى کردن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: درباره آنچه تحقق يافتنى نيست سوال مکن چراکه در آنچه تحقق يافته به اندازه کافى اسباب دل مشغولى تو وجود دارد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: فکر، آينه شفاف و درخشنده اى است و حوادث عبرت انگيز، بيم دهنده و نصيحت کننده است و براى ادب آموزى خويشتن همين بس که از آنچه براى ديگران ناخوش مى دارى بپرهيزى. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: علم با عمل همراه است و هرکس (به راستى) عالم باشد عمل مى کند. علم، عمل را فرامى خواند اگر اجابت کرد و آمد، علم مى ماند و الّا کوچ مى کند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود
امام (عليه السلام) فرمود: خداوند سبحان ثواب را بر اطاعتش و کيفر را بر معصيتش قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خود بازدارد و آن ها را به سوى بهشتش سوق دهد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: روزگارى بر مردم فرا مى رسد که در ميان آن ها از قرآن چيزى جز خطوطش و از اسلام جز نامش باقى نخواهد ماند، مساجد آن ها در آن زمان از جهت بنا آباد و محکم ولى ازجهت هدايت خراب و ويران است، ساکنان آن مساجد و آبادکنندگانش بدترين مردم روى زمين اند، فتنه و فساد از آن ها برمى خيزد و خطاها به آن ها بازمى گردد، آن کس که در آن زمان از فتنه ها کناره گيرى کند او را (به اجبار) به آن بازمى گردانند و هر کسى که از آن جا وامانده است به سوى آن سوقش مى دهند، خداوند سبحان مى فرمايد: به ذاتم سوگند خورده ام فتنه اى بر آنان مى فرستم که عاقل بردبار در آن حيران بماند (سپس امام (عليه السلام) افزود:) و هم اکنون اين کار انجام شده و ما از خداوند خواستاريم که از لغزش ها و غفلت هاى ما درگذرد. {1}
روايت شده که کمتر اتفاق مى افتاد که امام (عليه السلام) بر منبر بنشيند و پيش از خطبه چنين نفرمايد: اى مردم! تقواى الهى پيشه کنيد (و بدانيد) هيچ کس بيهوده و عبث آفريده نشده که دائماً به لهو (و سرگرمى هاى مختلف) بپردازد و هيچ کس مهمل و بى هدف رها نشده تا به کارهاى لغو و بى ارزش مشغول شود (هرگز) دنياى دلپسندش جاى آخرتى را که با بدنگرى، زشت در نظرش جلوه کرده است نخواهد گرفت و آن فريب خورده اى که با برترين کوشش بر دنيا ظفر يافته همچون کسى نيست که به کمترين سهم خود از آخرت دست يافته است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هيچ شرافتى برتر از اسلام نيست و هيچ عزتى گران بهاتر از تقوا، هيچ پناهگاهى بهتر و نگهدارنده تر از ورع (و پرهيز از شبهات) نمى باشد، هيچ شفيعى نجات بخش تر از توبه، هيچ گنجى بى نياز کننده تر از قناعت و هيچ سرمايه اى براى از بين بردن فقر بهتر از رضا به مقدار حاجت نمى باشد. آن کس که به مقدار نياز اکتفا کند به آسايش و راحتى هميشگى دست يافته و در فراخناى آسودگى جاى گرفته است در حالى که دنياپرستى کليد رنج و بلا و مَرکب تعب و ناراحتى است. حرص و تکبر و حسد انگيزه هايى هستند براى فرو رفتن در گناهان، و شر و بدکارى، جامع تمام (اين) عيب هاست. {1}
امام (عليه السلام) به جابر بن عبدالله انصارى چنين فرمود: اى جابر! قوام و استوارى دين و دنيا به چهار چيز است: عالم و دانشمندى که علم خود را به کار گيرد و نادانى که از فراگيرى سر باز نزند و سخاوتمندى که در بذل و بخشش بخل نورزد و نيازمندى که آخرتش را به دنيا نفروشد. ازاين رو هرگاه عالم علمش را ضايع کند (و به کار نگيرد)، جاهل از فراگيرى علم خوددارى خواهد کرد (زيرا به علم عالم بدبين مى شود) و هرگاه اغنيا در نيکى بخل ورزند، نيازمندان آخرت خود را به دنيا مى فروشند (و به اموال اغنيا حمله مى کنند). اى جابر! کسى که خداوند نعمت فراوانى به او داده نياز مردم به او بسيار خواهد بود در اين حال آن کس که به وظيفه واجب خود در برابر آن اموال عمل کند زمينه دوام و بقاء نعمت هاى خود را فراهم ساخته و کسى که به آنچه درباره آن اموال بر او واجب است قيام نکند آن ها را در معرض زوال و فنا قرار داده است. {1}
محمّد بن جرير طبرى (مورّخ معروف) در تاريخ خود از عبدالرحمن بن ابى ليلى، فقيه معروف ـ از کسانى بود که براى پيکار برضد حجاج همراه ابن اشعث خروج کرد ـ نقل کرده که مى گويد: در سخنانى که حجاج براى تشويق مردم ايراد کرد چنين گفت که در روزى که با شاميان روبرو بوديم من از على (عليه السلام) که خداوند درجاتش را در ميان صالحان برتر نمايد و ثواب شهيدان و صديقان را به او عنايت کند شنيدم که چنين فرمود: اى مومنان! هرکس ظلم و ستمى را مشاهده کند که در حال انجام گرفتن است يا کار زشت و منکرى را ببيند که مردم را به سوى آن فرامى خوانند اگر تنها با قلبش آن را انکار کند راه سلامت را برگزيده و گناهى بر او نيست (به شرط اين که بيشتر از آن در توان نداشته باشد) و آن کس که با زبان و بيان به مبارزه برخيزد و آن را انکار کند پاداش الهى خواهد داشت و مقامش از گروه نخست، برتر است. اما آن کس که با شمشير (در آنجا که راهى جز آن نيست) براى اعلاى نام خدا و سرنگونى ظالمان، به انکار برخيزد او کسى است که به راه هدايت راه يافته و بر جاده حقيقى گام نهاده و نور يقين در قلبش تابيده است. {1}
امام (عليه السلام) در گفتار ديگرى در همين زمينه فرمود: گروهى ازمردم با دست و زبان و قلب به مبارزه با منکرات و انکار منکر برمى خيزند. آن ها تمام خصلت هاى نيک را به طور کامل در خود جمع کرده اند. گروهى ديگر تنها با زبان و قلب به مبارزه برمى خيزند اما با دست کارى انجام نمى دهند آن ها به دو خصلت از خصلت هاى نيک تمسک جسته اند و يکى را ضايع کرده اند. گروهى ديگر تنها با قلبشان نهى از منکر مى کنند (و از آن بيزارند) ولى مبارزه با دست و زبان را ترک مى گويند اين گروه بهترين خصلت هاى از اين سه را ترک گفته و تنها به يکى چنگ زده اند. گروهى ديگر نه با زبان نهى از منکر مى کنند و نه با قلب و نه با دست، اين ها (در حقيقت) مردگانى در ميان زندگان هستند. (بدانيد) تمام اعمال نيک و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر همچون آب دهان است در برابر دريايى عميق و پهناور. امر به معروف و نهى از منکر نه مرگ کسى را نزديک مى کند و نه از روزى کسى مى کاهد (و بدانيد) از همه اين ها مهمتر سخن حقى است که در برابر سلطان ستمگرى گفته شود (و از مظلومى در مقابل آن ظالم دفاع گردد). {1}
ابوجحيفه مى گويد: از اميرمؤمنان (عليه السلام) شنيدم که مى فرمود: نخستين مرحله اى از جهاد که از شما مى گيرند و در آن مغلوب مى شويد جهاد با دست (جهاد عملى) است سپس جهاد با زبان و بعد جهاد با قلب. آن کس که حتى با قلبش به طرفدارى معروف و مبارزه با منکر برنخيزد قلبش واژگونه مى شود! بالاى آن پايين و پايين آن بالا مى رود (و حس تشخيص نيک و بد را از دست مى دهد). {2}
امام (عليه السلام) فرمود: حق، سنگين اما گواراست، و باطل، سبک است اما بلاخيز و مرگ آور. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: بهترين افراد اين امت را از عذاب الهى ايمن ندانيد زيرا خداوند مى فرمايد: جز زيان کاران هيچ کس در برابر مجازات الهى احساس امنيت نمى کند. (ممکن است يک روز لغزشى پيدا کند و در صف بدکاران قرار گيرد) و براى بدترين افراد اين امت نبايد از رحمت خدا مأيوس شويد زيرا خداوند مى فرمايد: از رحمت خدا جز کافران مأيوس نمى شوند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: بخل، جامع تمام عيوب است و وسيله اى است که انسان را به هر بدى اى مى کشاند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! روزى دو گونه است يکى آن روزى که تو به دنبالش مى روى و ديگرى آن روزى که به دنبال تو مى آيد و اگر به دنبالش نروى باز هم به سراغ تو خواهد آمد بنابراين غم واندوه تمام سال را بر همّ و غمّ امروزت اضافه مکن. غم هر روز براى آن روز کافى است. اگر در تمام سال زنده بمانى وجزء عمر تو باشد خداوند هر روز آنچه از روزى براى تو معين کرده است به تو مى دهد و اگر تمام آن سال جزء عمر تو نباشد چرا غم و اندوه چيزى را بخورى که مربوط به تو نيست؟ (بدان) هيچ کس پيش از تو نمى تواند روزى تو را دريافت کند و يا آن را از دست تو بيرون ببرد و آنچه براى تو مقدر شده است بدون تأخير به تو مى رسد. {1} مرحوم سيد رضى مى گويد: «مضمون اين سخن در همين باب گذشت {1} ولى چون کلام امام (عليه السلام) در اين جا واضح تر و مشروح تر بود آن را براساس روشى که در آغاز کتاب تذکر داده ايم تکرار کرديم»؛ (قال الرضيُّ: وقد مضى هذا الکلام فيما تقدّم من هذا الباب، إلا أنّه هاهنا أوضح وأشرح، فلذلک کرّرناه على القاعدةِ المقرّرة في أوّل الکتاب).
امام (عليه السلام) فرمود: چه بسيار کسانى که در آغاز روز زنده بودند اما روز را به پايان نبردند و چه بسيار کسانى که در آغاز شب زندگى شان مورد غبطه مردم بود اما در پايان همان شب عزاداران به سوگشان نشستند! {1}
امام (عليه السلام) فرمود: سخن را تا نگفته اى اسير توست اما همين که گفتى تو اسير او خواهى بود. زبانت را همچون طلا و نقره ات حفظ کن. اى بسا گفتن يک کلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب کرده يا بلا و مصيبتى را فراهم ساخته است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: چيزى را که علم به آن ندارى مگو بلکه همه آنچه را که مى دانى نيز مگو، زيرا خداوند بر تمام اعضاى تو واجباتى قرار داده که روز قيامت از آن ها بازخواست خواهد کرد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: برحذر باش از اين که خدا تو را نزد معصيتش حاضر ببيند و نزد طاعتش غايب که از زيان کاران خواهى بود، و هرگاه قوى و قدرتمند مى شوى قدرت بر اطاعت خداوند داشته باش و هرگاه ضعيف و ناتوان مى گردى در برابر معصيت خداوند ضعيف و ناتوان باش. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اعتماد به دنيا با وجود آنچه با چشم خود از (تحولات و دگرگونى هاى) آن مشاهده مى کنى جهل و نادانى است و کوتاهى در حُسن عمل با وجود اطمينان به پاداش (الهى) براى آن، غبن و خسارت است و اطمينان به هرکس قبل از آزمايش و امتحان او دليل عجز و ناتوانى است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: براى پستى اين دنيا(ى فريبنده پرزرق و برق) همين بس که تنها جايى است که معصيت خدا در آن مى شود، و براى رسيدن به پاداش هاى الهى راهى جز ترک آن نيست. {1}