حکمت های نهج البلاغه شامل ۴۸۰ حکمت است که گزیده سخنان حکمتآمیز امیرالمؤمنین علیه السلام ، پندها و نیز پاسخ پرسشها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.
امام (عليه السلام) فرمود: پرهيزکارى، رئيس صفات پسنديده است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: تندى و تيزى زبانت را بر ضد کسى که سخن گفتن را به تو آموخته به کار مگير و (نيز) بلاغت سخنت را بر ضد کسى که سخنورى به تو آموخت صرف مکن. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: براى اصلاح خويشتن همين بس که ازآنچه براى ديگران نمى پسندى اجتناب ورزى. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هرکس همچون آزادگان شکيبا باشد (به اجر و پاداش صابران خواهد رسيد و آرامش خواهد يافت) وگرنه همچون جاهلان، خود را به غفلت مى زند (و بى نصيب خواهد بود).
امام (عليه السلام) در خبر ديگرى (همين مضمون را) به اشعث بن قيس به عنوان تسليت درگذشت فرزندش فرمود: هرگاه همچون بزرگواران صبر پيشه کنى (پيروز خواهى شد) وگرنه همچون چهارپايان، خود را به غفلت خواهى زد (و بى نصيب مى مانى). {1}
امام (عليه السلام) در وصف دنيا فرمود: مى فريبد و زيان مى رساند و مى گذرد. خداوند به (بخشيدن) آن به عنوان پاداش براى دوستانش، رضايت نداده و (گرفتن) آن را به عنوان کيفر دشمنانش نپذيرفته است. اهل دنيا همچون کاروانى هستند که هنوز رحل اقامت نيفکنده اند که قافله سالار فرياد مى زند (کوچ کنيد): و آن ها کوچ مى کنند. {1}
امام (عليه السلام) به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود: چيزى از مال و ثروت دنيا را بعد از خود باقى مگذار زيرا آنچه باقى مى گذارى براى يکى از دو کس خواهد بود: يا کسى که آن را در راه اطاعت خداوند مصرف مى کند که در اين صورت او به چيزى سعادتمند شده که توبه سبب آن محروم شده اى يا براى کسى مى گذارى که آن را در راه معصيت خداوند به کار مى گيرد درنتيجه تو به سبب چيزى که براى او اندوخته اى شقاوتمند، و محروم از سعادت مى شوى و در واقع او را در گناهش يارى کرده اى و سزاوار نيست هيچ يک از اين دو کس را بر خويشتن مقدم دارى. {1} مرحوم سيد رضى مى گويد: «اين سخن به گونه ديگرى نيز نقل شده است و آن چنين است: اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، آنچه از دنيا هم اکنون در اختيار توست پيش از اين در دست ديگران بوده است و بعد از تو نيز به ديگران مى رسد تو اموال را براى يکى از دو کس گردآورى مى کنى: يکى آن کس که آن را در راه طاعت الهى صرف مى کند و با آن سعادتمند مى شود در حالى که تو از آن محروم مانده اى يا کسى که آن را در راه معصيت خداوند صرف مى کند و تو به سبب آنچه براى او گردآورى کرده اى شقاوتمند خواهى شد (چراکه کمک به گناه کرده اى). هيچ يک از اين دو، شايستگى اين را ندارد که تو او (شخص صالح) را بر خود مقدم دارى و يا بار (گناه) او (شخص ناصالح) را بر دوش کشى بنابراين براى گذشتگان، رحمت خدا و براى بازماندگان، رزق پروردگار را طلب کن (و به فکر آخرت و آينده خويش باش)»؛ (قَالَ الرَّضِى وَيرْوَى هَذَا الْکَلامُ عَلَى وَجْهٍ آخَرَ وَهُوَ: أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ آلَّذِي فِي يَدِکَ مِنَ آلدُّنْيَا قَدْ کَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَکَ، وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى أَهْلٍ بَعْدَکَ، وَإِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لاَِحَدِ رَجُلَيْنِ: رَجُلٍ عَمِلَ فِيَما جَمَعْتَهُ بِطَاعَةِ آللّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ؛ أوْ رَجُلٍ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ آللّهِ، فَشَقِيتَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ. وَلَيْسَ أَحَدُ هذَيْنِ أَهْلاً أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِکَ، وَلاَ أَنْ تَحْمِلَ لَهُ عَلَى ظَهْرِکَ، فَارْجُ لِمَنْ مَضَى رَحْمَةَ آللّهِ، وَ لِمَنْ بَقِيَ رِزْقَ آللّهِ).
امام (عليه السلام) به شخصى که در حضور او (از روى غفلت و بى خبرى) استغفرالله گفت، فرمود: مادرت به عزايت بنشيند آيا مى دانى استغفار چيست؟ استغفار مقام بلندمرتبه گان است و واژه اى است که بر شش معنا اطلاق مى شود (مراحل شش گانه اى دارد): نخست پشيمانى از اعمال گذشته، دوم تصميم بر ترک هميشگى آن ها در آينده. سوم اين است که حقوقى را که از مردم ضايع کرده اى به آن ها بازگردانى تا به هنگام ملاقات پروردگار (به هنگام مرگ يا محشور شدن در قيامت) مديون کسى نباشى و چهارم اين که هر واجبى که از تو فوت شده است حق آن را ادا کنى (و قضاى آن را به جاى آورى) پنجم، گوشت هايى را که براثر حرام بر اندامت روييده با اندوه بر گناه آب کنى تا چيزى از آن باقى نماند و پوست به استخوانت بچسبد و گوشت تازه در ميان آن ها برويد و ششم آن که به همان اندازه که لذت و شيرينى گناه را به خود چشانده اى زحمت و مرارت طاعت را نيز به آن بچشانى. پس از انجام اين مراحل مى گويى: استغفر الله. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: حلم همچون يک قوم و قبيله است (در يارى کردن انسان در مقابل سفيهان). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: بيچاره فرزند آدم، سرآمد زندگى اش نامعلوم، عوامل بيمارى اش ناپيدا و (تمام) اعمالش در جايى محفوظ است. پشه او را آزار مى دهد و گلوگير شدن (آب يا غذا) موجب مرگ او مى شود و عرق، او را متعفن و بدبو مى سازد. {1}
روايت شده است که آن حضرت در ميان اصحابش نشسته بود. زن زيبايى (که تمام چهره اش را نپوشانده بود) از آن جا عبور کرد و چشم حاضران را به خود جلب نمود. امام (عليه السلام) فرمود: چشمان اين مردان، طغيانگر است و آنچه نظرشان بر آن افتاد مايه تحريک و هيجان آن هاست. هرگاه يکى از شما نظرش به زنى افتاد که زيبا و صاحب جمال بود، برود و با همسر خود آميزش کند زيرا او هم زنى است مانند همسرش! در اين هنگام مردى از خوارج گفت: خداوند اين کافر را بکشد چقدر دانا و فقيه است!! هنگامى که حاضران اين سخن را شنيدند از جاى پريدند تا او را به قتل برسانند، ولى امام (عليه السلام) فرمود: آرام باشيد جواب دشنام، بدگويى است و يا گذشت از گناه (نه کشتن مرد بدزبان). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اين مقدار از عقل تو براى تو کافى است که راه هاى گمراهى را از راه سعادت براى تو واضح و روشن سازد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کار نيک انجام دهيد و هيچ مقدار از آن را کم مشماريد چراکه کوچک آن بزرگ و کمش بسيار است. هيچ يک از شما نگويد: فلان کس در انجام (اين) کار خير از من سزاوارتر است، که به خدا سوگند چنين خواهد شد. هرکدام از خير و شر را اهلى است که اگر شما آن را رها کنيد ديگران به جاى شما انجام مى دهند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: آن کس که درون و باطن خويش را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح مى نمايد و هرکس براى دين خود کار کند خداوند کار دنيايش را سامان مى بخشد و آن کس که رابطه ميان خود و خدايش را اصلاح کند خداوند رابطه ميان او و مردم را اصلاح خواهد کرد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: حلم پرده اى است ساتر و عقل شمشيرى است برنده؛ بنابراين، عيوب اخلاقى خود را با حلمت بپوشان و با هوى و هوس هاى سرکشت با شمشير عقل مبارزه کن.
امام (عليه السلام) فرمود: خداوند بندگانى دارد که نعمت هاى خاصى را به آنان بخشيده تا بندگان ديگر از آن بهره گيرند، به همين دليل مادامى که از اين نعمت ها به ديگران مى بخشند خدا آن را در دستشان نگه مى دارد اما هنگامى که آن نعمت ها را از ديگران دريغ داشتند از آن ها مى گيرد وآن را به گروهى ديگر مى دهد (که اين شکرانه را انجام مى دهند). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: سزاوار نيست انسان به دو چيز اطمينان پيدا کند: سلامتى و ثروت. چراکه در همان حال که انسانى را تندرست مى بينى ناگهان بيمار مى شود و در همان حال که او را ثروتمند مشاهده مى کنى ناگهان فقير و مستمند مى گردد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که مشکل و نياز خود را نزد مومنى بازگو کند گويا نزد خدا بازگو کرده و کسى که آن را نزد کافرى بازگو کند گويى از خدا شکايت کرده است. {1}
امام (عليه السلام) در يکى از اعياد (عيد فطر) فرمود: امروز تنها براى کسانى روز عيد است که روزه آن ها مقبول درگاه پروردگار و عبادت هاى شبانه آنان مورد پذيرش او قرار گرفته است و (بنابراين) هر روزى که در آن عصيان خداوند نشود آن روز، عيد است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: بزرگترين حسرت ها در قيامت حسرت کسى است که ثروتى را از راه حرام به دست آورده و کسى آن را از او به ارث برده که در راه خداوند سبحان انفاق نموده است و خداوند به سبب اين مال او را داخل بهشت مى کند و شخص اول را به سبب همان مال، وارد جهنم مى گرداند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: زيانکارترين مردم در داد و ستد و نااميدترين آن ها در تلاش و سعى، کسى است که بدن خود را براى رسيدن به آرزوهاى درازش فرسوده کرده ولى مقدرات، او را براى رسيدن به خواسته هايش يارى ننموده است؛ با حسرت از دنيا بيرون رفته و با گناهانش در سراى آخرت گام نهاده است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: روزى بر دو گونه است: يکى آن که به دنبال انسان مى آيد و ديگر آن که انسان به دنبال آن مى رود. کسى که دنيا را بطلبد، مرگ، او را مى طلبد تا او را از دنيا خارج کند (و به تمام خواسته هايش نخواهد رسيد) و کسى که طالب آخرت باشد دنيا در طلب او برمى آيد تا وى روزى اش را به طور کامل از دنيا برگيرد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اولياء الله (دوستان واقعى خدا) کسانى هستند که به باطن دنيا مى نگرند آنگاه که مردم (دنياپرست) به ظاهر آن نگاه مى کنند، آن ها به آينده آن مشغول اند در حالى که دنياپرستان به امروز آن سرگرم اند، و امورى را که بيم دارند سرانجام قاتلشان خواهد شد از ميان مى برند، آنچه را که مى دانند سرانجام آن ها را ترک مى گويد، رها مى سازند، و آنچه را ديگران از دنيا بسيار مى شمارند اولياء الله کم مى شمرند و رسيدن به آن را از دست دادن آن محسوب مى کنند، آنان با آنچه دنياپرستان با آن در صلح اند دشمن اند و با آنچه دنياپرستان با آن دشمن اند در صلح اند، کتاب خدا (قرآن مجيد) به وسيله آن ها فهميده مى شود و آن ها نيز به وسيله قرآن حقايق را درک مى کنند، قرآن به وسيله آن ها برپاست همان گونه که آن ها به وسيله قرآن برپا هستند، برتر از آنچه به آن اميد دارند و دل بسته اند اميدوارکننده اى نمى بينند و برتر از آنچه از آن مى ترسند مايه ترس سراغ ندارند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: به ياد داشته باشيد که لذات (معاصى به سرعت) پايان مى گيرد و تبعات و آثار سوء آن (مدتها) باقى مى ماند. {1}