حکمت های نهج البلاغه شامل ۴۸۰ حکمت است که گزیده سخنان حکمتآمیز امیرالمؤمنین علیه السلام ، پندها و نیز پاسخ پرسشها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.
امام (عليه السلام) فرمود: آزمايش کن تا دشمنش دارى. {1} سيد رضى مى گويد: «بعضى اين سخن را از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نقل کرده اند ولى آنچه تأييد مى کند اين کلام از اميرمؤمنان (عليه السلام) باشد چيزى است که ثعلب از ابن الاعرابى نقل کرده که مأمون گفته است: اگر نبود که على (عليه السلام) فرمود: اخبر تقله. من مى گفتم: اقله تخبر؛ دشمنش بدار تا او را بيازمايى»؛ (قال الرضيّ: ومِنَ النّاسِ مَن يَروي هذا للرَّسولِ (صلي الله عليه و آله) ومِمّا يُقَوّي أنَّهُ من کلام أميرالمؤمنين (عليه السلام) ما حکاه ثَعلَبُ عنِ ابْنِ الأعرابيّ: قال المأمونُ: لولا أنّ عليّآ قال: «أخبُر تقلِه» لقُلتُ: اقْلِهِ تَخْبُرْ).
امام (عليه السلام) فرمود: چنين نيست که خداوند درِ شکر را به روى بنده اى بگشايد و درِ فزونى نعمت را به رويش ببندد، و چنين نيست که خداوند باب دعا را به روى کسى بگشايد و باب اجابت را به رويش ببندد، و نيز چنين نيست که خداوند در توبه را به روى کسى باز کند و در آمرزش را به رويش ببندد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: شايسته ترين مردم به کَرَم، آن کسى است که افراد کريم به واسطه او شناخته شوند. (معرف کريمان، از همه کريم تر است). {1}
از امام (عليه السلام) سوال شد که کدام يک از اين دو برترند: «عدالت» يا جود و بخشش؟ امام (عليه السلام) در جواب فرمود: عدل، هرچيزى را در جاى خود قرار مى دهد ولى سخاوت و بخشش آن را از مسيرش فراتر مى برد. (اضافه بر اين) عدالت، قانونى است همگانى ولى جود و بخشش جنبه خصوصى دارد بنابراين، عدل، شريف تر و برتر است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: مردم دشمن چيزى هستند که نمى دانند! {1}
امام (عليه السلام) فرمود: تمام زهد در دو جمله از قرآن مجيد آمده است. خداوند سبحان مى فرمايد: «تا بر گذشته تأسف مخوريد و به آنچه در دست داريد دلبسته و شادمان نباشيد». بنابراين آن کس که بر گذشته تأسف نمى خورد و به آينده (و آنچه در دست دارد) دلبستگى ندارد هر دو طرف زهد (از آغاز تا پايان آن) را در اختيار گرفته است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: چه شکننده است خواب براى تصميم هايى که (انسان) در روز مى گيرد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: مقامات حکومتى، ميدان آزمون و مسابقه مردان است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هيچ شهرى براى تو سزاوارتر از شهر ديگر نيست؛ بهترين شهرها شهرى است که تو را پذيرا شود (و وسيله آرامش و پيشرفت تو را فراهم کند). {1}
هنگامى که خبر شهادت مالک اشتر؛ به امام (عليه السلام) رسيد، امام (عليه السلام) درباره او چنين فرمود: مالک، اما چه مالکى! به خدا سوگند اگر کوه بود يکتا بود و اگر سنگ بود سرسخت و محکم بود. هيچ مرکبى نمى توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هيچ پرنده اى به قله آن راه نمى يافت. {1} مرحوم سيد رضى مى افزايد: «واژه فِند (بر وزن هند) به معناى کوه يکه و تنهاست»؛ (قال الرضىُّ: والفِندُ: المُنفَرِد من الجِبال).
امام (عليه السلام) فرمود: کار کم اما مستمر (و پرنشاط) از کار بسيار امّا ملالت آور (و زودگذر) بهتر است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هرگاه در انسانى خوى و خصلت خوشايندى باشد انتظار همانندهايش را نيز (در او) داشته باشيد. {1}
امام (عليه السلام) در سخنى که بين او و مردى به نام غالب بن صعصعه، پدر فرزدق، رد و بدل شد چنين فرمود: شتران فراوانت چه شدند؟ غالب عرض کرد: اى اميرمؤمنان! حقوق واجب (اداى زکات)، آن ها را پراکنده ساخت (و چيز چندانى براى من باقى نمانده است). امام (عليه السلام) فرمود: اين بهترين راه مصرف آن ها بود. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که بدون آگاهى (از احکام الهى) به تجارت پردازد در رباخوارى غوطه ور مى شود. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که مصيبت هاى کوچک را بزرگ شمارد خداوند او را به مصائب بزرگ مبتلا مى سازد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که براى خود شخصيت قائل است شهواتش در برابرش خوار خواهند بود. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هيچ کس شوخى (نامناسبى) نکرد مگر اين که مقدارى از عقل خود را فروريخت. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اظهار بى ميلى به کسى که به تو علاقه مند است سبب کاستى بهره تو در دوستى اوست و اظهار ميل به کسى که به تو بى اعتناست سبب خوارى تو خواهد بود. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: غنا و فقر آن گاه آشکار مى شودکه اعمال (انسان ها) به پيشگاه خدا عرضه شود. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: زبير همواره از ما اهل بيت (و از ياران خاص ما) بود تا آن که فرزند شومش عبدالله نشو و نما کرد (و پدر را گمراه ساخت). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: انسان را با تکبر چه کار؟ در آغاز، نطفه بى ارزشى بود و سرانجام مردارى (گنديده) است. نمى تواند خود را روزى دهد و نه مرگ را از خود دور سازد. {1}
از امام (عليه السلام) پرسيدند: برترينِ شعراى عرب کيست؟ امام (عليه السلام) فرمود: شاعران همه يک روش نداشتند و در يک ميدان به مسابقه نپرداختند تا پيشگام آن ها مشخص شود و اگر ناگزير بايد به اين سوال پاسخ داد بايد گفت: برترين آنها همان سلطان گمراه بود. {1} منظور امام (عليه السلام) امرؤ القيس، شاعر معروف عرب است (که امام (عليه السلام) او را بر همه از نظر قدرت شعرى مقدم شمرد هر چند اشعار او محتواى جالبى ندارد).
امام (عليه السلام) فرمود: آيا آزادمردى پيدا نمى شود که اين ته مانده غذا را به اهلش واگذارد؟ بدانيد وجود شما بهايى جز بهشت ندارد آن را به چيزى جز بهشت نفروشيد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: دو گرسنه اند که هرگز سير نمى شوند: طالب علم و طالب دنيا. {1}